به تازگی در رسانههای اجتماعی، سبکی متفاوت از تعریف لاکچری در حال رشد است. روی آوردن به طبیعت، پرورش و مصرف خوراکیهای ارگانیک، علاقه به لباسها و محصولات کار دست و باکیفیت و به طور کلی لذت بردن از زندگی روزمره بدون دلمشغولیهای جهان امروز، همگی بخشی از ملاکهای نسل جوانتر در راستای «سافت لاکچری» هستند.
چه اتفاقی میافتد که امروزه افراد ثانیهای به لوگوهای بزرگ، هیجان و دستاوردهای مالی گرایش دارند و ثانیهای بعد خواندن بیدغدغهی کتابی زیر سایهی درخت با کلاه سادهی حصیری و تجربهی سفری آرامشبخش را ترجیح میدهند؟ با ما همراه باشید تا در این مطلب دلیل این تناقضها در مد و سلیقهی بشر را درک کنیم.

سافت لاکچری یا لوکس ملایم چیست؟
در ابتدا بهتر است تعریف مختصری از «Soft Luxury» یا «لوکس ملایم» یا «لوکس نرم» داشته باشیم. این ترند که بیشتر شبیه به یک سبک زندگی آرام است، به عنوان پاسخی به تغییرات اجتماعی و فرهنگی، خصوصا در میان نسلهای جوانتر مانند نسل Z در حال شکلگیری است. شاخصههای لوکس ملایم پذیرش خود و قدردانی از لذتهای روزمره و البته نمایش این سبک زندگی به صورت آنلاین است. این ترند شامل صرف کردن وقت برای کارهایی مثل پرورش گیاهان، پیکنیک رفتن یا برگزاری دورهمیهای کوچک و صمیمانه به جای پارتیهای شلوغ است.
«لوکس نرم» را شاید بتوان در مقابل «لوکس سخت» قرار دارد که به کالاهای لوکس بادوام مانند جواهرات، ساعتها و گجتهای گرانقیمت اشاره دارد. درحالیکه اقلام لوکس سخت معمولا بهعنوان یک سرمایهگذاری مادی بلندمدت دیده میشوند، اقلام لوکس نرم بیشتر دربارهی تجربه، فعالیت و لذتی هستند که در زندگی روزمره اتفاق میافتد. ستایش فعالیتهایی مثل ساعتها بافتن یک پلیور، قدم زدن، خریدن گل، نوشیدن قهوه حین کار و خواندن یک کتاب.

گویی نسل جدید به این درک رسیده است که زندگی مسابقهی دو سرعت نیست و لذت و کامیابی حقیقی را باید لابهلای روتین زندگی جستوجو کنند. اگر زندگی حقیقی همین جزئیات و روزمرگیها است، پس نامگذاری این روند با عنوان «لوکس» جای سوال دارد. باید گفت جای خرده گرفتن نیست. اگر کمی واقعبینانه به آن بنگریم، بسیاری فعالیتهای لوکس ملایم نیازمند با ارزشترین گنج زمانهی ما یعنی زمان است. برخورداری از زمان کافی چه برای خودشناسی و مدیتیشن یا ساخت روابط عمیق دوستانه، چه آماده شدن غذایی که ممکن است ساعتها یا حتی روزها به طول بینجامد، به راستی لوکس به حساب میآید. اما چطور این اتفاق افتاد و چرا پوشیدن لباسهای لوگودار و راندن ماشینهای اسپرت برای این گروه (نسل زد) مانند گذشته دارای ارزش نیست؟ در ادامه با نگاهی تاریخی، بخشی از این تحولات دنیای مد را مرور میکنیم.

تغییر مد در طول تاریخ
در سیر تاریخ، بسیاری از سبکهای مد در نتیجهی واکنش به سبک حاکم بر زمانه پدید آمدند. ظهور سبکهای زندگی رمانتیزه شده و تمایل به شعر و شاعری معمولا پس از یک دوره زندگی خشک و رسمی دیده شد. نیاز به آرامش و سادهزیستی، جوابی به زندگی پرسرعت و ماشینی بشر بود. گاهی هم اوضاع اقتصادی ضعیف و رخدادهایی چون جنگ و قحطی، زرقوبرق دورهی پیشین را رو به سادگی برده است.
باید به یاد داشته باشیم که انسان به هر حال موجودی تنوعطلب بوده و تکبعدی نیست؛ علاوه بر این، تغییرات وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایجاد چرخهی ترندهای متضاد تأثیرگذار بودهاند. در ادامه گریزی کوتاه بر تقابلهای سبک زندگی و پوشش در طول تاریخ میزنیم تا درک این موضوع آسانتر شود.
باروک زمخت، روکوکوی بیاندازه رمانتیک و بازگشت به سادگی
«باروک» سبک هنری مسلط بر اروپای قرن ۱۷ بود. این دوره هم در معماری و طراحی داخلی و هم در مد، به شکوه افراطی، حالت خشک و رسمی، فرمهای ضخیم و متقارن و رنگهای تیره شناخته میشود. رفتهرفته در مقابل این تاریکی، سبکی تزیینی و سرزنده در هنرها و زندگی پدید آمد. «روکوکو» که خود به معنای صخرهی زینتی و تزیینات صدفی بود با پیراستگی، نشاط، سبُکی و زیبایی متمایز شد. رنگبندیها ملایمتر و زینتآلات نیز ظریفتر شدند. تورهای نازک، دکمههای زینتی، تکههای روبان و پَر و گلهای مصنوعی در لباسهای دورهی روکوکو به وفور دیده میشد.
این احساسیسازی و خیالبافیها البته به افراط کشیده شد. اغراقها در پوشش به قدری بود که در اواخر روکوکو، اندازهی دامنها از دو طرف به چندین متر رسید. میتوانید تصور کنید چنین تجمل و پوششهایی چه تأثیری بر زندگی اجتماعی زنان داشت؟
حال سبکهایی در حمایت از سادگی و در مقابل تصنع روکوکو سر برآوردند! در سالهای ۱۷۷۰ به بعد مد بازگشت به طبیعت، سادهپوشی و راحتی را تجربه کرد. این تغییر واکنشی به خرجهای زیاد حکومت فرانسه برای خودنمایی و همچنین بازتابی از اصول دموکراتیک این کشور پس از انقلاب بود. سبکهایی تحت عنوان «ناتورالیسم» با علاقه به پوششهای کاربردی انگلیسی و «نئوکلاسیک» با الهام از تعادل و سادگی دورهی کلاسیک یونان باستان نتیجهی آن بود.

خاموشی تجمل دوران زیبا با آغاز مدرنیسم بعد از جنگ
درست قبل از جنگ جهانی اول در اواخر قرن ۱۹ و اوایل ۲۰ میلادی، سبکی در انحصار طبقات مرفه و ثروتمندان تازه به دوران رسیده شکل گرفت.
در «دوران زیبا» پیشرفتهای عظیم در زمینههای فرهنگی و اجتماعی رخ داد. زیبایی و شکوه در همهی جنبههای زندگی، از جمله مد و پوشش، به اوج خود رسید. داشتن اوقات فراغت و پوششهای خاص به عنوان سبک زندگی به نمادی از وضعیت اجتماعی و هویت فردی تبدیل شد.
این دوره که به Belle Epoque شناخته میشود، شامل لباسهایی با زیربنای سفت و محکم کرستی و رویههایی لطیف و بینهایت خیالانگیز بود. اگرچه دوران زیبا به ظاهر مد قرن بیستم بود، اما عمیقا نوستالژیک به شمار میرفت.
جنگ جهانی اول منجر به از میان رفتن این مدهای نخبهگرا شد و عصر جدیدی از مدرنیسم آغاز شد. «مدرنیسم» با تلاش برای چشمپوشی از گذشته، کوششی در گسترش تجربهی انسان عصر مدرن بود. سبک مدرنیستی که متعادل، پیراسته و راحت بود، درست در مقابل جامههای سنگین و دستوپاگیر دوران زیبا قرار داشت. طراحیهای اسپرت با رنگهای خنثی کوکو شنل و ژان پتو نمونهی بارز مد این دوره هستند.

صفای روستایی در برابر زرقوبرق دههی هفتاد و گلیتر راک در مقابل هیپی خاکی
دهههای شصت و هفتاد میلادی انفجاری از مدهای متضاد بود. جنبش «هیپیها» در دههی شصت، شکلی اعتراضی از مد بود که به معنویت، سادگی و متریال طبیعی تأکید میکرد. سبک آزاد و رنگارنگ بوهو هم در امتداد آن شکل گرفت.
«گْلَمراک» یا «گلیتر راک» دههی هفتاد جریانی در نقطهی مقابل هیپی بود که با ریتم موسیقی راکاندرول تعریف میشود. آرایش و پوشش درخشان و پولکی و تمرکز بر هویتهای جنسیتی و آندروژنی از مولفههای اصلی گلمراک به شمار میرفت.
در واکنش به سبکهای زودگذر دههی هفتاد، گرایشی با نگاه به گذشته و سادگی روستایی بریتانیای عصر ویکتوریایی و ادواردی ظهور کرد. نام لورا اشلی با این سبک به نام «رمانتیسیسم نوستالژیک» گره خورده است. طراحیهای او از ایدههای رمانتیک صفا و معصومیت روستایی الهام میگرفت؛ پیراهنهای نخی و آراسته به تورهای ماشینی، آستینهای پفدار، دامنهای بلند چند لایه و چیندار. او حتی در اقدامی بازاریابانه، از مدلهایی شاداب با سبد گلی به دست در چشماندازی روستایی استفاده میکرد و با القای زندگی ساده بین مصرفکنندگان طبقهی متوسط و اغلب شهرنشین به موفقیتی چشمگیر دست یافت.
در این دوره رف لارن هم در آمریکا مجموعههایی شامل پارچههای پیچازی و نخی، حاشیه و سرآستینهای چیندار، ملهم از زیباییشناسی سادهی مهاجران میدوِست (Midwest) آمریکا طراحی میکرد. این برند با وجود بازنگری در سبکهایش، همچنان به ترویج شیوه زندگی سنتی آمریکایی میپردازد.

تاثیر انقلاب ضد فرهنگ بر فشن دهه ۶۰
مینیمالیسم پس از مصرفگرایی و ژولیدگی
در دههی هشتاد گروهی از جوانان تحصیلکرده که به واسطهی کار سخت در محیطهای شهری به درآمدی رسیده بودند، به «یاپیها» یا Young Urban Professionals شهرت یافتند. آنها با پیروی از یک الگوی پوشش سعی در نمایش ثروت و جایگاه اجتماعی خود داشتند. سرشانههایی اغراقآمیز و پهن، «کتوشلوار قدرت» الهام گرفته از لباس مدیران مرد، مدلهای گشاد و راسته و فاقد تأکید بر زنانگی، همگی از برندهای معروفی چون جورجیو آرمانی و بربری به نماد مادیگری و نمایش اعتماد به نفس بدل شدند.
طولی نکشید که سبک ژولیدهی «گرانج» در برابر تصنع و مادیگرایی یاپیسم قد علم کرد. گرانج خردهفرهنگی پدید آمده از یک سبک موسیقی به همین نام بود که به سرعت وارد جریان غالب مد شد. این سبک اقتصادی و به صرفه شامل چند لایه لباس اغلب دستدوم، پیراهنهای چهارخانه، جینهای پاره، بوت و کانورس بود.
و اما مینیمالیسم در پایان قرن بیستم پاسخی بود به مصرفگرایی و زیادهرویهای دههی هشتاد و عدم تجانس گرانج. این سبک با پیروی از سنت مدرنیسم، گونهای از زیباییشناسی پیراسته و کارآمد به شمار میرفت. در این سبک تزیینات غیرضروری کنار گذاشته شد؛ بر زیباییهای اساسی و کاربردی تأکید شد؛ رنگها محدود و خنثی و طراحها ساده و تقلیلیافته شدند.

مینیمال یا ماکسیمال: در فشن دنبالهرو کدام هستید؟
دلایل پدید آمدن سافت لاکچری یا لوکس ملایم
با مطالعهی تاریخ ثابت شد که عوامل بسیار متنوعی بر شکلگیری یک ترند یا سبک زندگی اثر میگذارند. تا اینجا مشاهده کردیم خیالپردازی، نوستالژی و رمانتیزه کردن، بازگشت به طبیعت، سادگی و کاربری کلیدواژههای اصلی در دورههای نهچندان خوشایند تاریخ بوده است. گویی این فعالیتها راه گریزی از سختیهای زمانه بودند.
احساس نیاز به لوکس ملایم میان نسل جدید امروز را میتوان به چندین عامل نسبت داد:
تغییر در ارزشهای مصرفکننده: وضعیت نامتعادل اقتصاد جهان، امروزه باعث شده تجربیات و محصولاتی که ارضای شخصی و شادی را ارائه میدهند به نمایشهای مادی و زودگذر، ترجیح داده شوند. ریتم کند و آرام زندگی یکی از ارزشهای نسل جدید است.
پایداری و اخلاق: اخبار تخریب محیط زیست ناشی از سبک زندگی بیاحتیاط بشر، هر روز در حال تکثیر است. مصرفکنندگان، بهویژه نسلهای هزاره و Z، به پایداری، اخلاق و مسئولیت اجتماعی علاقهمند شدهاند که بر تصمیمات و رفتار خرید آنها تأثیر گذاشته است.
ترجیح کیفیت بر کمیت: آگاهیرسانی هر چه بیشتر (توسط حکومتها، برندها یا حتی اینفلوئنسرها) به سمت تمرکز بر ارزش کیفیت، کار دست و انحصاری بودن، بهجای تظاهر و اسراف میروند.

غرقشدن در دنیای دیجیتال: تکنولوژی با سرعت سرسامآوری در حال پیشرفت است. با پدید آمدن دنیاهای مجازی و انتزاعی، احساس نیاز به لمس واقعیات و عواطف انسانی افزایش یافته است.
لوکس روزمره: با دموکراتیکتر شدن لوکس، اینطور در نظر گرفته شد که لوکس بودن نباید فقط برای مناسبتهای خاص محفوظ بماند؛ بلکه میتوان از طریق محصولات و تجربیات باکیفیت در زندگی روزمره هم از آن لذت برد.
در واقع، لوکس ملایم به عنوان راهی برای بازتعریف معنای لوکس در جامعهی مدرن آغاز شد که از مفاهیم سنتی تجملات دور شده و به سمت رویکردی شخصیتر، پایدارتر و معنادارتر به لوکس حرکت کرده است. این موضوع دربارهی یافتن لاکچری در چیزهای کوچک و قدردانی از کیفیت و راحتی است که آنها به زندگی روزمره میآورند.
کلام پایانی
تاریخ و مد تکرار میشوند. در دورهای که ما زندگی میکنیم این تکرار نه به صورت سدهای یا دههای که در مثالها ذکر شد، بلکه سالانه و حتی ماهانه در حال رخدادن است. پایهی لوکس ملایم این است که مجبور نباشیم به دنبال زمان بدویم و به دلیل مشغلهی زیاد برای پول درآوردن، از لحظات زندگی لذت نبریم. اینکه لوکس ملایم تا چه اندازه در دنیای امروز ما قابل اجراست هنوز مشخص نیست. سؤال اینجاست که ما در این کشمکش بیپایان ترندها کدام طرف باشیم؟
تعادل چیزی است که به شما پیشنهاد میکنیم. همانطور که در طول تاریخ شاهد آن بودیم افراط و تفریط حاصلی جز شکست نداشتند. شاید بهترین کاری که میتوان کرد، جذب نکات مثبت یک ترند است. سافت لاکچری دربارهی صرف زمان برای تجربهی مراقبت از خود و لحظات سادهی زندگی است. همین بهترین درسی است که از این ترند سوشالمدیا میتوان گرفت.











