تجربه‌ شرکت در هفته‌ دیزاین میلان؛ مصاحبه با شقایق رنجبر طراح لباس و معمار ایرانی

سپیده سوری
آوریل 16, 2025
موضوعاتی که به آن می‌پردازیم

هفته‌ی دیزاین میلان، بزرگ‌ترین هفته‌ی دیزاین در دنیاست؛ رویدادی که طراحان و برندها را از سراسر دنیا برای نمایش کارهایشان به این شهر می‌کشاند و البته بازدیدکنندگان، خبرنگاران و مجلات زیادی هم به تماشای این پروژه‌ها می‌آیند.
اما ایرانی‌ها چه نقشی در این رویداد دارند؟ دانشجویان و طراحان جوان ایرانی در چه بخش‌هایی از این رویداد حضور دارند؟
در این مصاحبه‌ از مجله‌ی «کُمد»، با یکی از این طراحان جوان ایرانی به نام شقایق رنجبر گفت‌وگو کرده‌ایم.
شقایق رنجبر، فشن‌تِک دیزاینر و آرشیتکت ساکن میلان است. تخصص او در ادغام تکنولوژی‌های دیجیتال و دیزاین برای پیشبرد پایداری است و به‌طور خاص در زمینه‌ی پرینت چهاربعدی و تری‌دی پرینت بر پارچه‌های پیش‌تنیده مهارت دارد.
او آثار خود را در هفته‌ی دیزاین میلان ۲۰۲۴ به نمایش گذاشت و این روزها نیز در هفته‌ی دیزاین میلان ۲۰۲۵ آثار خود را در ناحیه‌ی دیزاین Isola به نمایش گذاشته است.
ناحیه‌ی دیزاین ایزولا در هفته‌ی طراحی میلان یک منطقه‌ی خلاق و الهام‌بخش است که بر طراحان نوظهور و مستقل، نوآوری، و پایداری‌ تمرکز دارد. در این ناحیه، پروژه‌ها با استفاده از مواد طبیعی و راه‌ حل‌های پایدار به نمایش درمی‌آیند. فضا پر از نمایشگاه‌ها، ورکشاپ‌ها و رویدادهای تعاملی‌ست و فرصتی‌ست برای شبکه‌سازی بین‌المللی و دیده‌ شدن طراحان جوان از سراسر دنیا. این منطقه روحیه‌ای آزاد و تجربی دارد؛ مناسب برای کسانی که به دنبال طراحی‌های مفهومی، آینده‌نگر و معنادار هستند. در نتیجه، بهترین مکان برای یک طراح بین‌المللی و جوان است!

ناحیه ی دیزاین ایزولا

1- پیش از هر چیز، کمی درباره‌ی خودت بگو. در چه زمینه‌ای تحصیل کردی و این روزها مشغول چه کاری هستی؟

من شقایق هستم. دانش ‎آموخته ی معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران. در ایران به‌ عنوان معمار مشغول به کار بودم و برای ادامه‌ی تحصیل، رشته‌ی طراحی برای سیستم مد را در مقطع کارشناسی ارشد در پلی‌تکنیک میلان انتخاب کردم.
در حال حاضر، به‌ صورت تمام‌وقت به‌ عنوان معمار فعالیت می‌کنم، اما در کنار آن، پروژه‌هایم در حوزه‌ی طراحی رایانشی و ادغام تکنولوژی‎های دیجیتال در طراحی لباس و محصول را به‌ صورت هم‌زمان دنبال می‌کنم. تلاشم این است که این مسیر دوم را به‌ تدریج توسعه دهم و در آینده به بخشی جدی‌تر از فعالیت حرفه‌ای‌ام تبدیل کنم.

2- چه شد که از معماری فاصله گرفتی و به دنیای طراحی پوشیدنی و فشن‌تک وارد شدی؟ این تغییر مسیر چطور اتفاق افتاد؟

در واقع، دلیل اصلی من برای حرکت از معماری به فشن، به پیش‌زمینه‌ام در حوزه‌ی معماری دیجیتال برمی‌گردد. در ایران، در زمینه‌ی تکنولوژی‌های دیجیتال در طراحی فعالیت داشتم و از همان زمان با طراحی مبتنی بر کامپیوتر  (computational design) آشنا شدم؛ اما استفاده از تکنولوژی‌های دیجیتال در معماری با محدودیت‌های بیشتری مواجه است؛ چون معماری صرفاً ایده نیست، بلکه باید به عملکردهای پیچیده‌تری از جمله مسائل سازه‌ای، انسانی، اقلیمی و اقتصادی پاسخ بدهد. هم‌چنین، برای رسیدن به نتیجه در یک پروژه‌ی معماری، معمولاً به سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نیاز است که همین موضوع باعث می‌شود اجرای ایده‌های تجربی یا خلاقانه در این فضا چالش‌برانگیزتر باشد.

3- چه چیزی باعث شد تصمیم بگیری تحصیل در حوزه‌ی مد را ادامه بدهی؟ اگر بخواهی تجربه‌ی آموزش در پلیمی را با سیستم آموزشی ایران مقایسه کنی، چه تفاوت‌هایی برایت پررنگ‌تر است؟

برخلاف معماری، مد فضایی آزادتر و منعطف‌تر برای تجربه‌های خلاقانه فراهم می‌کند. یک لباس به عملکردهای بسیار کمتری نسبت به یک ساختمان یا فضای معماری پاسخ می‌دهد و همین باعث شد که احساس کنم در دنیای طراحی پوشیدنی‌ها می‌توانم راحت‌تر و مؤثرتر ایده‌هایی را که به آن‌ها علاقه‌ دارم، پیاده‌سازی کنم. به همین دلیل، تصمیم گرفتم تحصیلم را در این حوزه ادامه دهم و تمرکزم را به‌ طور جدی‌تر به سمت فشن‌تک ببرم.
دلیل انتخابم برای تحصیل در پلی‌تکنیک میلان، آشنایی با مقطع ارشد طراحی برای سیستم مد در زمان جست‌وجوی ارشد خارج از ایران بود که به تصوری که در ذهنم از پروژه‌های شخصی خود داشتم خیلی نزدیک بود. البته بعدها مشخص شد که محتوای واقعی ارشد تا حدی با چیزی که انتظار داشتم متفاوت بود و آن‌چه من به دنبالش بودم، فقط بخش کوچکی از دوره را تشکیل می‌داد. با این حال، همین شباهت اولیه باعث شد این رشته را انتخاب کنم.
در مورد تجربه‌ی آموزش در ایتالیا، اگر بخواهم از زاویه‌ی تجربه‌ی شخصی، مقایسه‌ای با ایران داشته باشم، هر دو سیستم از نظر حجم کاری سنگین هستند. چیزی که در مقطع ارشد در ایران برایم پررنگ بود، تمرکز زیاد بر یک زیرشاخه‌ی تخصصی است؛ یعنی آموزش خیلی دقیق در همان مسیری که انتخاب کرده‌ای. در مقابل، در ایتالیا ساختار دوره گسترده‌تر است و مسائل متنوع‌تری را پوشش می‌دهد، گاهی در حد ادامه‌ی دوره‌ی لیسانس به نظر می‌رسد.
با این حال، وقتی مشخصاً از طراحی و فشن صحبت می‌کنم، باید بگویم که آموزش در ایتالیا برای من در سطح بالاتری بود. به هر حال، ایتالیا یکی از قطب‌های اصلی طراحی و مد به حساب می‌آید و این موضوع هم در سطح آموزش، هم در سلیقه‌ی بصری استادها و دانشجوها کاملاً محسوس است. این تجربه باعث شد که سلیقه‌ی طراحی خودم هم تغییر کند و نگاه دقیق‌تری نسبت به جزئیات پیدا کنم.

4- ایده‌ی اولیه‌ی پروژه‌ی teCHxwear از کجا آمد؟ چه چیز یا چه موقعیتی الهام‌بخش شروع این مجموعه شد؟

تکنیکی که امروز به ‌صورت تخصصی در حال کار کردن بر آن هستم؛ یعنی پرینت سه بعدی روی پارچه‎ی پیش‌کشیده، در واقع ریشه‌اش به زمانی برمی‌گردد که من این روش را برای طراحی یک سایه‌بان معماری به کار گرفتم. آن زمان، این روش بیشتر در قالب یک کانسپت معماری مطرح بود. اما هم‌زمان که روی این پروژه تحقیق می‌کردم و نمونه‌هایی از پروژه‌های بین‌المللی را بررسی می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که این روش‌ها در طراحی پوشیدنی‌ و حوزه‌ی فشن هم استفاده می‌شوند.

5- انتخاب پترن‌های دوبعدی که به فرم‌های سه‌بعدی  تبدیل می‌شوند، بر چه مبنایی انجام می‌گیرد؟ آیا در این فرآیند الگوریتم خاصی را دنبال می‌کنی یا مبتنی بر تجربه است؟

انتخاب پترن‌ها در پروژه‌ بیشتر بر پایه‌ی آزمون و خطا انجام شده. طراحی به‌ گونه‌ای پیش می‌رود که فرم نهایی از دل الگوهایی دوبعدی شکل بگیرد که پس از پرینت، در اثر کنش و واکنش بین پارچه و الگوی پرینت‌شده روی آن، به ساختار سه‌بعدی تبدیل می‌شوند. در بسیاری از موارد، پترن‌ها به‌ گونه‌ای انتخاب یا اصلاح می‌شوند که در نهایت یک لباس بدون نیاز به دوخت شکل بگیرد. استفاده از تکنولوژی “ONE PIECE PATTERN” یا الگوی یک‌تکه در این روش بسیار مؤثر بوده؛ چرا که نه‌‌تنها دور ریز را به حداقل می‌رساند، بلکه نیاز به اتصالات و دوخت را هم از بین می‌برد.

تکنیک و پروسه‌ی پرینت سه بعدی شقایق رنجبر

6-  در پروژه‌هایت تأکید زیادی بر مفهوم circularity و تولید با کمترین هدررفت دیده می‌شود. چه معیارهایی برای سنجش پایداری در طراحی‌ در نظر می‌گیری و چطور بررسی می‌کنی که واقعاً پایدار است؟

انتخاب معیارهای پایداری در پروژه‌ها در دو دسته‌ی کلی انتخاب مواد و روش ساخت انجام شده است:

  • انتخاب مواد: از پارچه‌هایی استفاده شده که صددرصد الیاف طبیعی (یک نوع الیاف) دارند و به دلیل نوع بافت‌ الیافشان، قابلیت کشش طبیعی دارند که فرآیند بازیافت آن‌ها را راحت‎تر می‌کند؛ مانند پارچه‎ی پشمی. مواد پرینت سه‌بعدی قابلیت بازیافت یا جذب در محیط زیست دارند. برای بازیافت این مواد از دستگاه‌هایی استفاده شده که مواد پرینت‌های قبلی را خرد کرده و مجدداً به مواد خام پرینت تبدیل می‌کنند؛ بنابراین مواد اولیه‌ی مصرف‌شده دوباره وارد چرخه‌ی تولید می‌شود. ترکیب پرینت و پارچه به‌ گونه‌ای طراحی شده که پرینت‌ها در صورت نیاز به‌ راحتی جدا شده و هر جزء به صورت مستقل قابل بازیافت است.
  • روش ساخت: برخلاف روش‌هایی مثل برش CNC یا دوخت سنتی که معمولاً با دورریز همراهند، الگوسازی به‌ صورت یک‌‌تکه انجام می‌شود تا از ابتدا نیاز به برش‌های متنوع و اتصالات کاهش یابد. از طرفی در بخش پرینت سه بعدی، چون این روش ساخت افزایشی است، کمترین میزان دورریز را نسبت به روش کاهشی دارد؛ بنابراین در این روش ضایعات بسیار کمتری تولید می‌شود، اما هنوز هم نمی‎توان آن را کاملاً “zero-waste” نامید.
قطعات لباس نهایی با الگوسازی یک تکه

7- به نظر شما تکنولوژی‌هایی مثل پرینت چهاربعدی (4D printing) چه نقشی در آینده‌ی طراحی پایدار ایفا می‌کنند؟ این ابزارها چه امکانات تازه‌ای برای طراح فراهم می‌کنند که پیش از این ممکن نبوده است؟

مد همواره از نحوه‌ی زندگی انسان‎ها و دنیایی که در آن هستند پیروی کرده. مثال بارز آن وارد شدن ماسک به زندگی روزمره در دوران کرونا بود که مد با طراحی ماسک با آن همراه شد. در نتیجه ماسک جنبه‌ی زیبایی‎شناسانه هم داشت.
دنیای امروز ما در عین غرق شدن در تکنولوژی، از نظر محیط‌ زیستی، اقتصادی و فرهنگی دچار ناپایداری‌ست و مد هم در حال تأثیر پذیرفتن از این عوامل است. اتفاقی که در حال رخ دادن است، حرکت مد به سمت پایداری با کمک تکنولوژی است. مثال آن استفاده از پرینت چهاربعدی‌ست. در پرینت چهاربعدی زمان به عنوان بُعد چهارم وجود دارد که در سطح پیشرفته‌‎تری از پرینت سه‌بعدی قرار می‎گیرد. این روش در مد، جدید است و در این پروژه از آن استفاده شده که به دلیل صرفه‌جویی در مصرف مواد و زمان تولید، می‎تواند علاوه بر کمک به پایداری از ترند تکنولوژی هم پیروی کند. در این پروژه، فرم نهایی پس از جداسازی از صفحه و قاب کناری و با گذر زمان یا اعمال نیرو شکل می‌گیرد.

8- از بازخوردهایی که در هفته‌ی طراحی میلان دریافت کردی برای ما بگو. چه واکنش‌هایی از مخاطب یا متخصص‌ها گرفتی و این بازخوردها چه تأثیری در ادامه‌ی پروژه‌هایت داشتند؟

بازخوردهایی که در هفته‌ی طراحی میلان دریافت کردم، برای من بسیار دلگرم‌کننده بود. با توجه به این‌که فضای مد در ایتالیا عمدتاً به سمت فشن کلاسیک متمایل است، در ابتدا نگرانی‌هایی درباره‌ی این داشتم که آیا کار من که بیشتر در حوزه‌ی فشن‌تک و طراحی تجربی قرار می‌گیرد، مورد توجه خواهد بود یا نه. اما استقبال مخاطبان و نظرهای مثبتی که شنیدم، باعث شد با اطمینان بیشتری به مسیرم ادامه بدهم.

حضور شقایق در هفته‌ی دیزاین میلان

9- تجربه‌ی حضورت در ناحیه‌ی Isola چطور بود؟ این فضا چه ویژگی‌هایی دارد که به خلاقیت کمک می‌کند؟ آیا حس متفاوتی از سایر نواحی هفته‌ی دیزاین میلان داشت؟

این منطقه به دلیل نمایش آثار طراحان جوان و از طرف دیگر، داشتن یک فضای بین‌المللی‌ باعث شد با افراد زیادی از حوزه‌های مختلف آشنا شوم که نه‌تنها فرصت شبکه‌سازی فراهم کرد، بلکه ذهنم را نسبت به تکنیک‌های دیگر بازتر کرد. وقتی مدت زیادی روی یک تکنیک مشخص تمرکز می‌کنی، ذهن بسته می‎شود، اما دیدن ایده‌ها و متریال‌های متنوع، الهام‌بخش بود و باعث شد به فکر ترکیب روش‌های مختلف با رویکرد خودم باشم.
برخلاف بخش‌هایی از هفته‌ی دیزاین میلان که بیشتر به برندهای تثبیت‌شده و طراحی‌های تجاری اختصاص دارد، Isola بستری برای طراحان مستقل و نوآور فراهم می‌کند تا پروژه‌های تجربی‌تر و تحقیق‌محورشان را ارائه دهند.

10- مخاطبین چطور با لباس‌های بدون دوخت و پرینت‌شده‌ای که طراحی کردی ارتباط برقرار کردند؟ آیا دیدن، لمس‌ کردن یا حتی پوشیدن لباس‎ها باعث برانگیخته‌ شدن کنجکاوی یا واکنش خاصی شده است؟

بعضی بازدیدکننده‌ها علاقه‌ی زیادی به پوشیدن لباس‌ها نشان دادند و حتی پیشنهاد دادند که دوست دارند این لباس‌ها را داشته باشند. بعضی دیگر ایده‌هایی درباره‌ی کاربردهای متفاوت این تکنیک، چه در مد و چه در طراحی صنعتی، مطرح کردند. این بازخوردها نوعی تجربه‌ی USER RESEARCH برای من بود. مواجهه‌ی مستقیم افراد با لباس‌ها و نوع تعامل آن‌ها با مواد، فرم و ساختار لباس، اطلاعات زیادی در اختیارم گذاشت. حتی مدل حین عکاسی نظراتی در مورد این‌که کدام یک از آیتم‏‎های لباس راحت‎تر است صحبت کرد و برایش جالب بود.

11- به عنوان یک طراح ایرانی که در بستر بین‌المللی فعالیت می‌کند، چه نوع بازخوردهایی دریافت کرده‌ای؟ چه بازخوردهای مثبتی برایت انگیزه‌بخش بوده است؟

در فضاهای بین‌المللی مانند هفته‌ی دیزاین میلان، بازخوردهایی که دریافت کردم بیشتر بر محور کار متمرکز بود تا پیش‌زمینه‌ی ملیتی. به‌ طور خاص در ایونت‌هایی مثل Isola که فضای آزاد و بین‌المللی دارند، هویت ملی تأثیر چندانی بر نوع مواجهه‌ی مخاطبان نمی‌گذارد و بیشتر خود پروژه مطرح است. بنابراین نمی‌توانم بگویم بازخورد خاصی به‌ خاطر ایرانی‌ بودنم دریافت کردم. نه منفی و نه حتی مثبت به‌ عنوان یک ویژگی متفاوت.
با این حال، حضور در این فضاها به‌ عنوان یک مهاجر طبیعتاً با چالش‌هایی همراه بوده. از شبکه‌سازی گرفته تا شناخت منابع و تأمین‌کننده‌های مواد. در چنین شرایطی، حتی پیدا کردن یک کارگاه مناسب یا تهیه‌ی مواد اولیه هم گاهی پیچیده‌تر می‌شود. اما در عین حال، تحصیل در ایتالیا کمک زیادی کرد تا با سیستم و شبکه‌سازی آشنا بشوم و بتوانم قدم‌های اولیه را راحت‌تر بردارم.

12- گام بعدی پروژه‌ی teCHxwear چیست؟ آیا به ورود به بازار فکر می‌کنی یا برنامه‌ای برای همکاری با برندها و پلتفرم‌های طراحی داری؟

در حال حاضر، تمرکز من بر توسعه‌ی بیشتر پروژه‌ی teCHxwear  است. برنامه‌ام این بوده که بتوانم به مرور، استودیوی خودم را راه‌اندازی کنم—چه به شکل مستقل و چه از طریق همکاری با برندها یا پلتفرم‌هایی که دغدغه‌ی مشابهی در حوزه‌ی فشن‌تک و پایداری دارند. در حال حاضر پروژه‌ها به‌ صورت جانبی در کنار شغل تمام‌وقتم در معماری پیش می‌روند، اما هدف نهایی این بود که این پروژه به یک برند تبدیل شود. در نتیجه من هم اکنون در حال کار بر برند خودم با نام Nosfanzia هستم تا بتوانم آن را به بازار عرضه کنم.
من همیشه به همکاری با دیگر طراحان و برندها علاقه‌مند هستم و اگر شرایط مناسب برای ایجاد یک تیم یا شروع یک پروژه‌ی مشترک فراهم شود، قطعاً از آن استقبال می‌کنم.

13- شرکت در هفته‌ی طراحی میلان چه فرصت‌ها یا موقعیت‌های تازه‌ای برایت به‌ وجود آورد؟ آیا توانستی از این فضا برای ایجاد ارتباطات حرفه‌ای استفاده کنی؟

شرکت در هفته‌ی طراحی میلان، تجربه‌ای بسیار ارزشمند و تأثیرگذار برای من بود. این حضور نه‌‌تنها فرصت دیده‌ شدن پروژه را فراهم کرد، بلکه زمینه‌ای شد برای ارتباط با طراحان، پژوهشگران و فعالان این حوزه از کشورهای مختلف. در واقع، شرکت در این رویداد کمک کرد تا شروع به ساختن یک شبکه‌ی حرفه‌ای کنم—چیزی که برای من، به‌ عنوان کسی که در یک کشور جدید از ابتدا مسیرش را آغاز کرده، اهمیت زیادی داشت.
این فضا هم‌چنین فرصتی بود برای دریافت بازخوردهای واقعی، مستقیم و متنوع از سوی مخاطبان مختلف—از متخصصان گرفته تا علاقه‌مندان. چنین بازخوردهایی نه‌‌تنها الهام‌بخش بودند، بلکه به تصمیم‌گیری درباره‌ی مسیر آینده‌ی پروژه هم کمک زیادی کردند.

14- آیا پروژه‌های آینده‌ات هم‌چنان در حوزه‌ی طراحی پوشیدنی‌ها ادامه پیدا می‌کنند یا دوست داری ایده‌ها را به فضا، مبلمان یا اشیاء دیگر گسترش بدهی؟

در حال حاضر، پروژه‌های پوشیدنی هم‌چنان بخش اصلی فعالیت من را تشکیل می‌دهند و برنامه‌ام این است که در کوتاه‌مدت نیز این مسیر را ادامه بدهم—به‌ ویژه در حوزه‌ی فشن و اکسسوری‌هایی که با متریال‌های هوشمند و تکنیک‌های طراحی محاسباتی کار می‌کنند. با این حال، به حوزه‌های دیگر طراحی هم علاقه‌مندم و تلاش کرده‌ام این تکنیک‌ها را به سایر زمینه‎ها نیز گسترش بدهم.
به‌عنوان مثال، در حال حاضر روی یک پروژه‌ی طراحی لایتینگ هم کار می‌کنم که در هفته‌ی دیزاین میلان به نمایش گذاشته شد و با همان نگاه و تکنیک طراحی شد. در واقع، رویکرد من بیشتر به «طراحی سیستمی» نزدیک است تا صرفاً یک زمینه‎ی خاص؛ بنابراین علاقه‌مند هستم که در مرز بین مد، معماری، و طراحی محصول حرکت کنم، و از ظرفیت‌های هر حوزه برای توسعه‌ی بیان شخصی خودم استفاده کنم.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *