«خودخوارانگاری ایرانی»، پنل روز دوم بخش مد و پوشاک هفته دیزاین تهران

اسرا میرزایی
نوامبر 13, 2025
موضوعاتی که به آن می‌پردازیم

وقتی گفت‌وگو از «مد» به «خودخوارانگاری» می‌رسد، بحث دیگر فقط درباره‌ی لباس نیست؛ درباره‌ی رابطه‌ی ما با خودمان، ارزش‌ها و تصویری است که از خود به جهان ارائه می‌دهیم.
روز دوم هفته‌ دیزاین تهران در بخش مد و پوشاک، گالری ماد میزبان پنلی با موضوع «خودخوارانگاری ایرانی» بود.
مدیریت پنل بر عهده‌ی شاهین فاطمی، رئیس بخش مد و پوشاک هفته دیزاین تهران بود و دو جامعه‌شناس، شروین وکیلی و فردین علیخواه، با نگاه‌های متفاوت خود ابعاد مختلف این پدیده را بررسی کردند.

پرسش‌های بنیادین شاهین فاطمی

فاطمی بحث را با چند پرسش ساده اما اساسی آغاز کرد:
«چرا ما خودمان را دوست نداریم؟ چرا همیشه غرب را برتر می‌دانیم؟»
او فشن را «پدیده‌ای پیچیده از فرد، جامعه و فرهنگ» توصیف کرد و پرسید آیا خودخوارانگاری بر هویت و برند ایرانی اثر گذاشته است و اگر چنین است، آیا می‌توان آن را اصلاح کرد یا نه؟

فردین علیخواه: خودکاوی یا خودخوارانگاری؟

دکتر علیخواه اشاره کرد خودخوارپنداری همیشه منفی نیست. گاهی می‌تواند شکلی از خودکاوی فرهنگی باشد، اگر به کنش منجر شود نه انفعال.
اما در ایران امروز، این حس بیشتر ناشی از ناکامی‌های پی‌درپی، ناتوانی در ساخت آینده و تقدیرگرایی است. رسانه‌ها نیز با بازتولید دوگانه‌ی اغراق‌آمیز، تصویری از عقب‌ماندگی داخلی و برتری خارجی می‌سازند. این ذهنیت در زندگی روزمره بازتاب دارد؛ حتی در زبان، شوخی‌ها و رفتارهای دانشجویان.
دانشجویانی که با امید به دانشگاه می‌روند و تلاش می‌کنند در شبکه‌های جهانی دیده شوند، وقتی بارها ناکامی و بن‌بست تجربه می‌کنند، خشم و سرخوردگی‌شان تبدیل به نوعی خودبیزاری می‌شود.
علیخواه تأکید کرد که این وضعیت تنها فردی نیست؛ بلکه به مرور در سطح جامعه و فرهنگ نیز نفوذ می‌کند و بر هویت جمعی اثر می‌گذارد.

علیخواه نقش رسانه‌ها و فرهنگ مصرف را در تشدید این پدیده برجسته دانست و اشاره کرد که بسیاری از تبلیغات و محتواهای رسانه‌ای، بدون شناخت واقعی مخاطب و با تأکید بر ارزش‌های سطحی، موجب فاصله گرفتن فرد از هویت ملی و فرهنگی خود می‌شوند.

شروین وکیلی: خود خوارانگاری یک اختلال است.


شروین وکیلی با بیان این‌که خودخوارانگاری اختلالی است که از مواجهه‌ی ایران با مدرنیته آغاز شد، از زاویه‌ای دیگر به این موضوع پرداخت. در اروپا، مدرنیته از دل سه انقلاب سیاسی، فلسفی و صنعتی شکل گرفت و ایران وقتی با ظاهر آن مواجه شد دچار خودباختگی شد.

او توضیح داد که این حس، طبیعی نیست؛ بلکه محصول رسانه و مدارهای قدرت است. «افرادی که از درون، هویت ایرانی دارند، خودخوارانگار نیستند. این پدیده بیشتر در میان طبقه‌ی نوکیسه دیده می‌شود، نه در مردم عادی.»

وکیلی از اصطلاح «چل‌تکه شدن زیست‌جهان» استفاده کرد؛ فرد امروز در چند دنیای جدا از هم زندگی می‌کند: خانه، مدرسه و شبکه‌های اجتماعی که هیچ‌یک به دیگری متصل نیست. در نتیجه، فرد نمی‌تواند «خودِ» منسجمی بسازد.
او راه‌ حل این موضوع را بازسازی این زیست‌جهان، با استفاده از تجربه‌ی تاریخی و میراث فرهنگی‌ می‌داند و معتقد است باید دوباره به فرهنگ ایرانی رجوع کنیم و شاهنامه و نظامی و سعدی بخوانیم؛ نه از سر نوستالژیک بودن آن، بلکه برای پیدا کردن معنا.

وکیلی بر این باور است که اگر سبک زندگی ایرانی واقعی باشد، نه فقط در ظاهر، بلکه در معنا، مردم از آن پیروی می‌کنند. چون انسان‌ها ذاتاً دنبال معنا و ارزشند؛ چیزی که او آن را «قَلبم» نامید. اما در وضعیت فعلی، به جای آن که خودشان شادی، سلامت یا معنا بسازند، فقط ظاهر این ارزش‌ها را دنبال می‌کنند؛ به جای تجربه‌ی واقعی شادی، تلاش می‌کنند تصویری از شادی نشان دهند؛ به جای سلامت واقعی، ظاهر سالم داشتن را حفظ کنند و به جای معنا، دنبال مدرک یا پول هستند. این روند باعث می‌شود جامعه از کسانی تقلید کند که این نشانه‌ها را به اسطوره تبدیل کرده و می‌خواهند جای آن‌ها را پر کنند، به جای آن که خود، معنای واقعی و ارزش ایجاد کند.

 «ما باید وضعیت واقعی خودمان را بشناسیم؛ نه با غرور بی‌جا، نه با خودکم‌بینی. شناخت دقیق، اولین گام برای بازسازی جایگاه ماست.»
وکیلی آینده‌ی فرهنگی ایران را تکاملی می بیند؛ خودخوارانگاری هنوز ادامه دارد، اما مرحله‌ای است که جامعه می‌تواند از آن عبور کند. تنها گروه‌هایی باقی می‌مانند که «قلبم» دارند: یعنی معنا، باور و انرژی درونی برای ساختن و زنده نگه داشتن هویت فرهنگی. کسانی که از هویت خود خجالت می‌کشند، به مرور از صحنه‌ی فرهنگ کنار می‌روند.

ریشه‌های تاریخی خودکم‌بینی از دیدگاه شاهین فاطمی

فاطمی با اشاره به تاریخچه‌ی خودخوارانگاری ایرانیان توضیح داد که در جوامع غربی، خودنمایی و ابراز وجود ارزشمند است، اما در ایران و شرق، از دیرباز خضوع و فروتنی فضیلت تلقی می‌شود. جنگ‌ها، تحولات سیاسی و نقش نهادهای قدرت باعث شده‌اند ایرانیان خود را پایین‌تر از دیگران ببینند و این نگرش با فرهنگ خضوع ترکیب شده و به رفتار اجتماعی و حتی برندینگ سرایت کرده است. به گفته‌ی او، برندهای ایرانی اغلب خود را کمتر از چیزی که در واقع هستند نشان می‌دهند تا از قضاوت یا فشارهای اجتماعی دور بمانند.

در بخش پایانی پنل، جمع‌بندی بر این بود که برای ایجاد وضعیت مطلوب و تقویت هویت ایرانی در فشن و برند، نیاز به تصویری روشن از آینده، پشتوانه‌ی معنایی و فراروایت‌های منسجم است. حضور و مشارکت استادان در این نشست، زمینه‌ساز جلسات بعدی با محوریت «رمزگذاری اجتماعی» خواهد بود تا به شکل عملی و میان‌رشته‌ای، رابطه‌ی بین جامعه، فرهنگ و برندسازی بررسی شود.

نقدها و خلأهای گفت‌وگو

با وجود تنوع نگاه‌ها، نقدهایی نیز به این گفت‌وگو وارد شد. برخی معتقد بودند که در شرایط محدودیت جریان اطلاعات، چنین بحث‌هایی هنوز نمی‌توانند به لایه‌های عمیق‌تر و سازنده‌تر برسند. از این منظر، بحث پنل نه‌تنها ممکن است تصویر واقعی روان جمعی را منعکس نکند، بلکه این خطر را دارد که به جای تحلیل دقیق رفتار و فرهنگ، تمرکز را بر مفهومی قرار دهد که با واقعیت جامعه‌ی ایرانی همخوانی کامل ندارد. علاوه بر این، بعضی‌ منتقدان به ماهیت خود موضوع نیز اشاره کردند و گفتند که تمرکز صرف بر «خودخوارانگاری» برداشت اشتباهی است؛ به باور آن‌ها، ایرانیان بیش از خودخوارانگاری، گرایش به خودبزرگ‌بینی دارند. هم‌زمان، نقدهایی نیز به ساختار مد ایران مطرح شد؛ تمرکز قدرت و مدیریت این حوزه غالباً در دست مردان است و این تمرکز، مانعی برای گفت‌وگوی آزاد و تحول‌زا در فضای فشن ایجاد می‌کند. در مجموع، این نقدها نشان می‌دهند که برای تحلیل عمیق جامعه و فرهنگ ایرانی، باید هم به لایه‌های واقعی روان جمعی توجه کرد و هم به ساختارهای اجتماعی و صنعتی که شکل‌دهنده‌ی این رفتارها هستند.

سخن پایانی

در نهایت، می‌توان گفت که جامعه‌ی ایرانی میان دو قطب متضاد در نوسان است؛ گروهی گرایش به خودخوارانگاری دارند و دسته‌ای دیگر به خودبزرگ‌بینی تمایل دارند. این دوگانگی می‌تواند نوعی واکنش دفاعی باشد؛ ما عموماً گرایش به نگاه صفر و صدی داریم و کمتر به تعادل میان این دو توجه می‌کنیم. همان‌طور که در این پنل به خودخوارانگاری پرداخته شد، شاید لازم باشد به بُعد خودبزرگ‌بینی و آثار آن نیز توجه شود تا تصویر کامل‌تری از روان جمعی و رفتار فرهنگی ایرانیان ارائه شود. علاوه بر این، برای این‌که چنین گفت‌وگوهایی واقعاً تأثیرگذار باشند، طرح آن‌ها تنها در چارچوب هفته‌ی دیزاین کافی نیست؛ استمرار و پیگیری آن‌ها در طول سال و در بسترهای مختلف، می‌تواند به شکل‌گیری بحث‌های عمیق‌تر و بازتعریف هویت فرهنگی کمک کند.

این پنل به صورت زنده نیز پخش شد و نسخه‌ی کامل گفت‌وگو در کانال یوتیوب کمد سارک در دسترس است.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *