سهراب سپهری؛ شاعر- نقاش ایرانی

ارغوان خواجه محمدی
اکتبر 7, 2025
موضوعاتی که به آن می‌پردازیم

می‌توان سهراب سپهری را لطیف‌ترین شاعر و شاعرترین نقاش دانست؛ هنرمندی که از محبوب‌ترین چهره‌های مدرن ایران به شمار می‌آید و آثارش، چه در عرصه‌ی شعر و چه در نقاشی، هم‌چنان تحسین منتقدان و مخاطبان را برمی‌انگیزد. با گذشت بیش از چهل‌و‌پنج سال از درگذشت او، جهان شاعرانه و بصری‌اش هم‌چنان زنده و الهام‌بخش است و نقاشی‌های او نیز از گران‌بهاترین آثار هنر مدرن ایران هستند.

محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب «با چراغ و آینه» درباره‌ی گستردگی تأثیر او می‌نویسد: «حجم مقالات و انشاهایی که در این بیست سال تنها درباره‌ی سپهری نوشته شده، بیش از آن چیزی است که درباره‌ی سعدی، فردوسی و مولوی و از معاصران، نیما، اخوان و فروغ نوشته‌اند.» در این مطلب، از نقاشی‌ها و اشعار او می‌گوییم، ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن‌ها را بررسی می‌کنیم و از آن‌ها پلی به دنیای فشن می‌زنیم. با ما همراه باشید.

سهراب سپهری

فضای منفی

بیشتر افراد سهراب سپهری را با اشعارش و کتاب «هشت کتاب» می‌شناسند. اما تجربه‌ی هنری‌ای که شاید از آن چیزی نشنیده باشید، همکاری سهراب با مجله‌ی «خروس جنگی» است. این مجله، نشریه‌ای پیشرو بود که در سال ۱۳۲۸ توسط جلیل ضیاپور، غلامحسین غریب و حسن شیروانی پایه‌گذاری شد و بسیاری از هنرمندان نوگرای آن دوران، از جمله خود سپهری، بهمن محصص و نیما یوشیج، با آن همکاری داشتند. هدف این مجله، فاصله گرفتن از سنت‌های ادبی و هنری گذشته و معرفی جریان‌های نوینی هم‌چون شعر نو، سوررئالیسم، و هنر مدرن غربی بود. سپهری از همان سال‌های اولیه با این نشریه آشنا شد و نخستین شعرهایش را در فضای فکری آن نوشت. تأثیر «خروس جنگی» در آزادی زبانی، رهایی از قالب‌های کلاسیک، و پیوند میان شعر و نقاشی در آثار او کاملاً مشهود است. با این حال، سهراب به‌ تدریج مسیر مستقل‌تری را در پیش گرفت.

سهراب سپهری در خانه‌ی بهمن محصص
سهراب سپهری در خانه‌ی بهمن محصص

سپهری شروع به سفر به کشورهای مختلف، از جمله چین، هند، ژاپن، فرانسه و ایتالیا، کرد و تحت تأثیر عرفان شرقی قرار گرفت. او ما را تشویق کرد که جهان را جور دیگری ببینیم و از یاد نبریم که ما انسان‌ها هم بخشی از طبیعت هستیم، طبیعتی که همواره سعی داریم آن را تغییر دهیم و بر آن چیره شویم. در ادامه، دوره‌های مختلف هنری و ویژگی‌های شاخص شعرهای سپهری را بررسی می‌کنیم.  به طور کلی می‌توان اشعار سپهری را در سه دوره دید:

آغازین (دهه‌ی ۱۳۳۰):

سپهری در این دوره، تحت‌تأثیر فضای شعر نو و به‌ ویژه «نیما یوشیج» بود. زبان او هنوز کمی کلاسیک و سنگین است و نگاهش بیشتر به جهان بیرونی و روایت است. در این دوره ارتباط شاعر با دنیای نقاشی مشخص‌تر است و اصطلاحات مربوط به نقاشی به‌وفور استفاده می‌شوند.

کتاب‌ها: «مرگ رنگ» (۱۳۳۱) و «زندگی خواب‌ها» (۱۳۳۳)


میانی (دهه‌ی ۱۳۴۰):

این‌جا صدای واقعی سپهری کم‌کم پیدا می‌شود. طبیعت‌گرایی، زبان ساده و نمادپردازی پررنگ می‌شوند. او بیش از هر چیز به رابطه‌ی انسان با طبیعت و جهان هستی می‌پردازد.

کتاب‌ها: «آوار آفتاب» (۱۳۳۹)، «شرق اندوه» (۱۳۴۰)، «صدای پای آب» (۱۳۴۶) و «مسافر» (۱۳۴۸)

پختگی (دهه‌ی ۱۳۵۰):

زبان به اوج ایجاز و سادگی می‌رسد. مفاهیم عرفانی و فلسفی پررنگ‌تر می‌شوند، تأمل بر هستی، مرگ و معنای زندگی حضور بیشتری پیدا می‌کند. «حجم سبز» اوج نبوغ شعری او در نظر گرفته می‌شود.

کتاب‌ها: «حجم سبز» (۱۳۵۰) و «ما هیچ، ما نگاه» (۱۳۵۳)

سه ویژگی‌ مهم از اشعار او نیز شامل موارد زیر می‌شود:

دوری از سیاست

در سال‌های اخیر، با وجود جنبش‌های سیاسی و اجتماعی مختلف در ایران، بحث درباره‌ی اهمیت سیاسی بودن یا نبودن هنرمندان دوباره مطرح شده است. به نظر می‌رسد افراد جامعه از هنرمندان انتظار بیشتری برای حضور و فعالیت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی دارند تا از دیگران. در دهه‌های پیش از انقلاب نیز این مسئله وجود داشت؛ برخی هنرمندان، مانند مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو، فعالیت سیاسی و اجتماعی را به بخش مهمی از کار خود تبدیل کرده بودند، در حالی که سهراب سپهری از این فضا فاصله گرفت.

البته برای سهراب سپهری، مبارزه با دنیای صنعتی و مشکلات جهان مدرن به شکلی دیگر معنا داشت. برای او، غرق نشدن در زندگی شهری و حفظ ارتباط با طبیعت، نوعی ایستادگی در برابر مدرنیسم و سرمایه‌داری بود.

«کار ما شاید این است،

که میان گل نیلوفر و قرن،

پی آواز حقیقت بدویم.»

در دنیای فشن نیز، بعضی از طراحان در اوج تب‌وتاب سیاسی دوران خود، از این فضا فاصله گرفتند. از نمونه‌های هنرمندان غیرسیاسی در صنعت مد می‌توان به السا اسکیاپارلی اشاره کرد. او در دوران رشد فاشیسم و در آستانه‌ی جنگ جهانی دوم، تمرکز خود را بر خلاقیت، سوررئالیسم و تجربه‌های هنری نو گذاشت.

توجه به طبیعت

شناخته‌شده‌ترین شعرهای سهراب سپهری درباره‌ی طبیعت هستند. برای او، جهان از دل طبیعت معنا می‌یابد و شناخت هستی بدون آن ممکن نیست. حتی زمانی که طبیعت را با توصیف‌های لطیف و شاعرانه ستایش نمی‌کند، از آن به‌عنوان زبانی برای بیان مفاهیم عمیق‌تر استفاده می‌کند. سپهری از خلال نوشتن درباره‌ی طبیعت، به تفکر فلسفی، عرفانی و خودشناسی می‌رسد و در پی کشف رابطه‌ی میان انسان، جهان و درون خویش است. در شعرهایش، عناصر طبیعی مانند آب، درخت یا سنگ هرکدام معنایی فلسفی و درونی دارند؛ آب نشانه‌ی پاکی و جریان زندگی است، درخت نماد رشد و پایداری، و سنگ یادآور سکوت و استقامت.

«سفر دانه به گل

سفر پیچک این خانه به آن خانه

سفر ماه به حوض

فوران گل حسرت از خاک

ریزش تاک جوان از دیوار

بارش شبنم روی پل خواب.»

در دنیای مد معاصر، برخی طراحان نگاه شاعرانه و احترام‌آمیز به طبیعت دارند که می‌توان آن را با شعر سهراب سپهری پیوند داد. برای مثال دریس ون نوتن(Dries Van Noten) در طراحی‌های خود از پرینت‌ها و بافت‌های گیاهی و حیوانی بهره می‌برد و رنگ‌ها و فرم‌های لباس‌هایش اغلب شاعرانه و رمانتیک‌اند. استلا مک‌کارتنی(Stella McCartney) هم نه‌تنها از الهام طبیعت در رنگ و فرم استفاده می‌کند، بلکه با تمرکز بر پایداری و اخلاق زیست‌محیطی، لباس‌هایی بدون چرم و خز حیوانات تولید می‌کند و به کاهش ضایعات توجه دارد.

گرایش به سادگی

شعر سهراب سپهری ساده‌گراست؛ زیرا او با کمترین واژه‌ها و با کلام ساده، بیشترین حس و معنا را منتقل می‌کند. این ویژگی‌ اشعار او را می‌توان متأثر از عرفان اسلامی و فلسفه و ذن در شرق دانست. همان‌طور که در نقاشی‌هایش فضاهای منفی و خطوط ساده ایجاد سکوت و تأمل می‌کنند، در شعر هم ایجاز و خلوت زبانی فضایی برای ارتباط مستقیم با طبیعت و هستی فراهم می‌کند. این فضای خالی و سکوت حتی در نحوه‌ی چاپ اشعارش هم دیده می‌شود. هر صفحه بیشتر از این‌ که کلمه در خودش جای داده باشد، خالی است. ساده‌گرایی سپهری به او این امکان را می‌دهد که احساسات و مفاهیم انسانی را فراتر از زمان و مکان منتقل کند و شعرش جهانی و جاودانه باقی بماند.

«قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند.»

 این نگاه شاعرانه و ساده به هنر را می‌توان در آثار ایسه میاکه(Issey Miyake)، طراح ژاپنی نیز دید. او با فرم‌های ساده، خطوط واضح و تکنیک‌های دقیق، جریان و حرکت را با حداقل عناصر منتقل می‌کند. همان‌طور که سپهری با کمترین کلمات بیشترین معنا را بیان می‌کند، میاکه با پارچه‌های تاخورده و فرم‌های هندسی ساده فضایی مینیمال و شاعرانه خلق می‌کند.

اشعار تصویری سهراب سپهری

سهراب سپهری خودش را «نقاش-شاعر و شاعر-نقاش‌» می‌داند. فضای منفی و سکوت در آثار او نقش مهمی بازی می‌کند. از دیدگاه سپهری هنر تمام‌نشدنی است و اثر تنها به واسطه‌ی تخیل شاعرانه و در ذهن مخاطب امکان تکامل می‌یابد.  این ویژگی‌ آثار سپهری را می‌توان متأثر از نقاشی‌های شرق دور، یعنی ژاپن و چین، دانست که او در سفرهایش با آن‌ها آشنا شد.

طبیعت در آثار او نه به‌ صورت بازنمایی واقعی، بلکه انتزاعی، مینیمال و شاعرانه حضور دارد. مینیمالیسم تصویری او با مینیمالیسم زبانی شعرش هماهنگ است: رنگ‌ها ساده و آرام‌اند، خطوط نرم و فضاها خلوت و بدون جزئیات شلوغ هستند. تأثیر نقاشی و فلسفه‌ی شرق و ذن، به‌ ویژه درختان بلند و خطوط سیاه روی زمینه‌های خالی، کاملاً در آثارش دیده می‌شود. نقاشی برای سپهری نوعی تمرین مراقبه و سکوت بصری بود.

سپهری در مجموعه‌ی «تنه‌ی درختان» خود به تکنیک ایجاد بافتی دست یافت که توسط منتقدان هنری بسیاری تحسین می‌شود. او هم‌چنین نقاشی را به فضایی برای خودکاوی و تأمل فلسفی تبدیل کرد. همین نگاه باعث شد نقاشی‌هایش، مثل شعرهایش، محدود به ایران یا یک فرهنگ خاص نباشند و در نمایشگاه‌های بین‌المللی، از پاریس تا توکیو، توجه زیادی جلب کنند. حالا خوب است کمی از سه سبک‌ مختلف نقاشی او را بدانیم.

طبیعت انتزاعی

در نخستین دوره‌ی کاری‌اش، سهراب سپهری از نقاشی چینی و ژاپنی تأثیر بسیاری گرفت. نقاشی‌های این دوران – از جمله مجموعه‌های «رقیق» و «شرق دور» – یادآور طومارها و خوشنویسی‌های تصویری شرق آسیا هستند. در این آثار، فضای خالی یا همان سکوت بصری نقش مهمی در ترکیب‌بندی دارد و خطوط نرم و ساده، اغلب با مرکب یا آب‌رنگ و رنگ‌های محدود اجرا می‌شوند. در واقع، این نقاشی‌ها بیش از آن‌که بازنمایی طبیعت باشند، دعوتی‌ هستند به تأمل و مراقبه؛ تجربه‌ای از ذن و سکوت که بیننده را به درون خود می‌برد. این آثار در تمام دهه‌های فعالیت سپهری حضور پررنگی دارند؛ اما بیشتر آن‌ها متعلق به دهه‌ی ۱۳۴۰ هستند و کم‌کم جای خود را به آثار شاخص‌تر او، یعنی تنه‌های درختان، دادند.

 تنه‌ی درختان

شناخته‌شده‌ترین و ارزشمندترین آثار سپهری مجموعه‌ی «تنه‌ی درختان» است. در این نقاشی‌ها، تنه‌های بلند و ساده‌ی درختان، بدون برگ و جزئیات اضافی، با خطوط عمودی تکرارشونده بر بوم ظاهر می‌شوند. این آثار به نوعی به امضای بصری او تبدیل شده‌اند و در بازار هنر نیز بالاترین قیمت‌ها را دارند. تنه‌های درخت برای سپهری صرفاً عناصر طبیعی نیستند، بلکه نمادی از سکوت، ایستادگی و پیوند درونی انسان با طبیعت هستند. اولین نمونه از این نقاشی‌ها در اواسط دهه‌ی ۱۳۴۰ خلق شدند؛ اما در دهه‌ی ۱۳۵۰ بود که به پختگی رسیدند. هم‌چنین در این دوران میان شعرها و نقاشی‌های سهراب تفاوت وجود دارد؛ شعرهایش روشن و شفاف‌اند، اما نقاشی‌هایش تیره‌ترند.

انتزاع تاب هندسی

در بخشی از آثارش، سپهری به سمت انتزاع هندسی و مینیمالیسم حرکت کرد. در این آثار، اشکال ساده‌ای مانند دایره، مستطیل و سطح‌های یکدست رنگی جایگزین طبیعت و فیگور انسان شدند. این نقاشی‌ها به هنر مدرن غربی نزدیک‌ می‌شوند و برخی آن‌ها را با آثار آبستره‌ی واسیلی کاندینسکی(Wassily Kandinsky) مقایسه می‌کنند. شروع خلق این آثار در اواخر دهه‌ی ۱۳۴۰ بود و آن‌ها تا آخر عمر سپهری بخشی از تجربه‌ی هنری او ماندند.

او در این نقاشی‌ها تلاش می‌کند تا احساسات و حالات درونی خود را از طریق کمترین عناصر بصری بیان کند. به همین دلیل، نقاشی‌های این دوره حال‌و‌هوایی آرام، مراقبه‌ای و خلوت دارند و در عین سادگی، عمق زیادی در خود پنهان می‌کنند. سپهری با این رویکرد فاصله‌ی خود از هنر روایت‌گر یا اجتماعی را حفظ می‌کند و به بیانی شخصی و جهانی از زیبایی و سکوت می‌رسد.

آثار سهراب سپهری در حراجی‌ها

در حال حاضر، اثری از سهراب سپهری در حراج مهر ۱۴۰۴ تهران به قیمت سه میلیارد و هشتصد و پنجاه میلیون تومان به فروش رسید؛ با این حال، این گران‌ترین اثر سپهری در حراج تهران نیست. گران‌ترین اثر فروخته شده، یکی از نقاشی‌های مجموعه‌ی تنه‌های درختان اوست که به قیمت بیست‌ودو میلیارد و چهارصد و چهل میلیون تومان به فروش رفت. هم‌چنین، سومین اثر گران این حراجی نیز از سپهری و به قیمت بیست‌ویک میلیارد و سیصد میلیون تومان ثبت شد.

آثار سپهری در حراج‌های بین‌المللی نیز بسیار مورد توجه هستند و از باارزش‌ترین آثار هنر مدرن ایرانی به شمار می‌روند. پس از پرویز تناولی، سهراب سپهری در کریستیز که یکی از مهم‌ترین حراجی‌های جهان است، به‌ عنوان گران‌ترین هنرمند معاصر ایرانی شناخته می‌شود. برای مثال، یکی از نقاشی‌های تنه‌های درختان او در اکتبر ۲۰۱۵ به قیمت چهارصد و بیست‌وپنج هزار دلار به فروش رسید.

با این حال، بحث‌هایی درباره‌ی جعلی بودن برخی آثار سپهری نیز مطرح است. نمونه‌ی اثری که به آن اشاره شد توسط کارشناسان حراج کریستیز بررسی و تأیید شده، اما خانواده‌ی سپهری معتقدند که این اثر و امضای آن جعلی است. خواهر سهراب سپهری باور دارد که تعداد آثار موجود در بازار بیش از اندازه است و سپهری هیچ‌گاه این همه اثر خلق نکرده است.

گران‌ترین اثر فروخته شده در حراج تهران
گران‌ترین اثر فروخته شده در حراج تهران
سومین اثر گران فروخته شده در حراج تهران
سومین اثر گران فروخته شده در حراج تهران
اثر فروخته شده در حراج اخیر تهران
اثر فروخته شده در حراج اخیر تهران

 کلام آخر؛ نقش بالقوه‌ی آثار سهراب سپهری در فشن

در سلیقه‌ی مینیمال حال حاضر جوانان، جای الهام گرفتن از سهراب سپهری خالی است. اغلب به دنبال ترندهایی مانند «لوکس خاموش» در آثار هنرمندان غربی می‌گردیم، در حالی که نقاشانی مانند سهراب سپهری و پرویز کلانتری از سکوت و فضای منفی به شکل شاخصی استفاده کرده‌اند و این مفهوم را با فرهنگ و هنر ایرانی پیوند زده‌اند. در بسیاری از بحث‌های مربوط به الهام گرفتن از تاریخ هنر ایران، بخش مدرن آن تقریباً فراموش شده است.

در فضای فشن ایران اغلب شنیده می‌شود که باید هنر ایران و غرب را با یکدیگر ترکیب کرد؛ این ترکیب موفق را نقاشان مدرن ایرانی انجام داده‌اند، کسانی که هنر مدرن غرب را با بخش‌هایی از هویت ایرانی تلفیق کرده‌اند. سهراب سپهری یکی از برجسته‌ترینِ این هنرمندان است. اگر شما طراح هستید و به دنبال یافتن ایده‌ای تازه و الهام‌بخش هستید، آثار او منبعی ارزشمند برای کشف ایده‌های نو خواهند بود.

نقاشی‌ای از پرویز کلانتری
نقاشی‌ای از پرویز کلانتری

منابع:

دایرةالمعارف هنر از رویین پاکزاد

tehranauction.com

online.tehranauction.com

www.irna.ir

sohrabsepehri.org

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *