فشن مانند دیگر رشتهها شاخههای زیادی دارد، استایلینگ(Styling) تنها یکی از شاخههای پرطرفدار فشن است.
سالانه افراد زیادی از رشتهی استایلینگ در مراکز فشن و دانشگاهها، به عنوان استایلیست(Stylist) فارغالتحصیل میشوند و حالا سوال اینجاست که چه کسانی میتوانند الگوهای مناسبی برای استایلیستهای جوان و تازهکار باشند؟
در ادامهی این مطلب به این موضوع میپردازیم.
استایلیست کیست و چه وظایفی دارد را اینجا در سایت کمد سارک بخوانید.
ظهور استایلیستها
میتوان گفت استایلینگ تا حدودی یکی از رشتههای نوظهور فشن است. تا قبل از دههی 80 میلادی و ظهور اولین استایلیستها، این وظیفه بر عهدهی ویراستاران مجلات مد بود؛ آنها تصمیم میگرفتند طراحیهای کدام برند روی جلد مجله و صفحات آن چاپ شود.
با راهنماییهای سردبیر مجلات و تدوینگران روند عکاسی شکل میگرفت و عکاسی مجلات، یک رابطهی دو نفره بین عکاس و مدل بود و شخص سومی تحت عنوان استایلیست در میان نبود.
طی دههی 1980 میلادی، عکاسیهای مجلات خلاقانهتر شد که دلیل آن، روی کار آمدن استایلیستها بود.
این افراد با دیدگاههای نوآورانه، ساختارشکن، و مستقل خود، جان تازهای به عکاسیهای مجلات دههی 80 دادند
ری پتری(Rey peteri)، کسی که اکثراً او را به عنوان اولین استایلیست فشن میشناسند، یک انقلاب گسترده را در صنعت فشن آغاز کرد. با اینکه 30 سال از فوت او میگذرد، ولی همچنان تأثیرات بیسابقهی او در طراحیهای طراحان برندهای بزرگ جهان مانند ژان پل گوتیه، یوجی یاماموتو و برند کامدگارسون چه در زمان حیات پتری و چه در حال حاضر به چشم میخورد.
تمامی این برندها از زیباییشناسی مشابه طراحیهای پتری برخوردار هستنند؛ بی پروا، انقلابی، و خلاقانه.

ری پتری کیست؟

ری پتری در سال 1948 در داندی اسکاتلند زاده شد و در سن 15 سالگی همراه خانوادهاش به استرالیا نقل مکان کرد.
ری پتری در سال 1969 به لندن رفت و در یک غرفهی جواهرات عتیقه مشغول به کار شد و با شرکت در کلاسهای جواهرسازی، ورود خود را به دنیای طراحی آغاز کرد. او با برندهایی مانند جورجیو آرمانی و ژان پل گوتیه کار کرد.
پتری با وجود سن کم، شجاعت ورود به دنیای پر رقابت فشن را پیدا کرده بود؛ وقتی تنها 18 ساله بود به این نکته پی برد: “اگر شهامت متفاوت لباس پوشیدن را ندارید، پس لندن جای شما نیست!”
همین طرز تفکر پتری بود که تأثیر گستردهای بر استایل مردان در بریتانیا گذاشت؛ کیم جونز طراح لاین مردانهی برند دیور در مورد تأثیرات پتری میگوید: “ری پتری بزرگترین الهامبخش من و بقیهی افراد در استایل و لباس مردانه است؛ پتری گروهی را تشکیل داد که زیباییشناسی عمیقی را وارد صنعت فشن کردند و به قدری هدفمند بود که حتی در جهان امروز هم قابل تشخیص و درک توسط مردم است. کمتر کسی میتواند از خود چنین میراثی به جا بگذارد.”

ری کار خود را دقیقاً زمانی آغاز کرد که تعداد انگشتشماری به حوزهی استایلینگ روی آورده بودند که اکثراً هم همان ویراستاران مد بودند. ولی پتری یک استعداد ذاتی بود. او نه تدوینگر بود و نه ویراستار، بلکه آمده بود که لقب اولین استایلیست را برای خود کند.
گروهی که پتری با آنها کار میکرد متشکل از مدلهای جوان و نوجوان، عکاسانی مانند جیمی مورگان و مارک لیبون، طراحان و میکاپ آرتیستهای جوان از غرب لندن بودند.
پتری بسیار به نیروهای جوان و خلاق اعتماد داشت و با روحیهی رهبری انکارناپذیر خود، اعضای گروه را به خوبی رهبری میکرد.
پتری معتقد بود که زیبایی در هر جایی میتواند ظهور کند. او اعتقادی به استفاده از سوپرمدلها نداشت. پتری برای عکسهای خود از افرادی که در خیابان توجه او را جلب میکردند، استفاده میکرد.

خانواده بوفالو

نمیتوانیم دربارهی استایلهای دههی 80 میلادی صحبت کنیم ولی نامی از استایل بوفالو نبریم؛ استایل بوفالو یکی از برهمزنندهترین جنبشهای تاریخ فشن است که توسط ری پتری در سال 1984 معرفی شد.
قاتل، سخت، محکمتر از هر چیزی اینها عباراتی هستند که بوفالوی دههی 80 را توصیف میکنند و در بعضی از عکاسیهای بوفالو این عبارات را روی کلاه یا لباس مدلها میبینیم.
نام بوفالو از روی قطعه آهنگی به نام Buffalo soldier که توسط باب مارلین در سال 1983 منتشر شد انتخاب شد. این آهنگ اشاره به سرسختی سربازان آمریکایی و شکوه آنها در هنگام جنگ دارد.
خانوادهی بوفالو یک تیم خلاق از جوانان، شامل مدلها، طراحان، عکاسان خلاق لندنی بود که توسط ری پتری رهبری میشد و بین سال های 1984 تا 1989 در لندن و کل جهان طرفداران زیادی پیدا کرد؛ و طرز فکر همه را در مورد استایل تغییر داد.

تیم خلاق پتری شامل مارک لیبون(Mark Lebon)، جیمی مورگان(Jamie Morgan)، جودی بلیم(Judy Blame)، نیک و بری کامن(Nick and Berry Kamen)، و نائومی کمپل(Naomi Campbell) چهارده ساله بود.


پرتکرارترین استایل بوفالو در دههی ۸۰، ژاکت خلبانی و شلوار levies501 بود و استایلهای ورزشی بوفالو هم بسیار بین جوانان و نوجوانان محبوب بودند.


این نگاه و نگرش انقلابی پتری بود که باعث شد استایل THE FACE که ظاهر یک پسر با استایل بوفالو را به نمایش میگذارد به محبوبترین استایل آن دهه تبدیل شود. با دیده شدن استایل THE FACE در دنیا، این شکل لباس پوشیدن حالا نهتنها در انگلستان بلکه در کل دنیا طرفداران زیادی پیدا کرده است.

هویت استایلهای بوفالو
بوفالو در زمان فعالیت هر چند کوتاه خود مانند دارویی شفابخش برای فشن بوده است. هدف اصلی این برند، برابری و حفظ فرهنگهای مختلف و شکستن تابوهای زمان خود بود.
مثلاً دامن پوشیدن مردان و استفاده از آیتمهایی که به گل مزین شده بودند در آن دهه چندان رایج نبود؛ ولی بوفالو با انتخاب این استایلها تمامی قوانین استایل آقایان را از نو ساخت.

ری پتری این سوال را طرح کرد که چرا همیشه زنان و دختران باید جذاب به نظر برسند؟ چرا آقایان همیشه باید سخت و جدی به نظر برسند؟ او میگفت چیزی را باید به نمایش بگذاریم که در زندگی واقعی به چشم میخورد و بارها منبع الهام خود را زندگی واقعی افراد و واقعیتهای اجتماع معرفی کرده است.
بوفالو یک استایل چند ملیتی بود و خود را صرفاً به فرهنگ انگلستان و بریتانیا محدود نمیکرد. ری پتری با انتخاب نام بوفالو برای گروه خود، نامی که برگرفته از یک آهنگ با مضمون سرسختی سربازان آمریکایی است، ثابت کرد که چند فرهنگی را در هویت بوفالو مد نظر دارد.
بوفالو به خودی خود یک خرده فرهنگ نیست، اما به تدریج باعث به وجود آمدن یک خرده فرهنگ بین جوانان دههی 80 شد.

کسانی که بوفالو را الگوی پوشش خود قرار داده بودند، عموماً جوانان و نوجوانانی بودند که تجربهی چیزهای جدید برایشان مهیج بود و طراحیهای پتری این حس هیجان را برای آنها به وجود میآورد.
کتاب بوفالو
در سال 2000 یعنی 11 سال پس از فوت پتری، میتزی لورنز(Mitzi Lorenz) که رابطهای بسیار نزدیک با پتری داشت، کتابی دربارهی پتری و تغییراتی که در دنیای مد رقم زد، منتشر کرد. میتزی دربارهی پتری میگوید: “او خالق استایلینگ و اولین استایلیست بود و بارها و بارها از طرف مجلات مختلف مانند I-D، the face به عنوان یک فرد تأثیرگذار معرفی شده است. پتری استایل بوفالو را در جهان به یک برند تبدیل کرد، برای پتری خارجیها و انگلیسیها، سفیدپوستان و سیاهپوستان یکسان بودند. در هر طراحی او، اشارهای به فرهنگهای مختلف دنیا میدیدیم در استایل قهرمان بوکس آمریکا از کلاه گلدار استفاده کرد. هیچ چیز نمیتوانست پتری را محدود کند و مانع خلاقیت او شود. او فوق العاده بود!”

پتری روحیهی رهبری بالا و شخصیت کاریزماتیکی داشت، او گروه خود را خانوادهی خود میدانست و با مدلها رفتار خوبی داشت؛ او با مدلهای تازهکار خود مانند مدلهای حرفهای رفتار میکرد.
او با تمام افراد تیمش، با وجود اینکه جوان هستند و تجربهی کمی دارند، مانند حرفهایها برخورد میکرد و اکثر مواقع مشوق آنها بود. همهی اینها پتری را به یک رهبر فوقالعاده تبدیل میکرد و باعث میشد پیوستگی خانوادهی بوفالو روز به روز بیشتر شود.
در نهایت پتری، در سال 1989 بر اثر پیشروی بیماری ایدز از دنیا رفت؛ ولی میراثی که از خود به جا گذاشت او و بوفالو را تا همیشه در دنیای مد و فشن زنده نگه داشت تا همیشه الهامبخش و الگوی مناسبی برای استایلیستهای جوان و تازهکار باشد.
منابع:
www.gq-magazine.co.uk
i-d.co/article/identity-podcast-buffalo-stance-episode











