کالکشن بهار و تابستان برند Pierre Cardin
۷ اکتبر ۲۰۲۵، برند Pierre Cardin در هفتهی مد پاریس مجموعهی بهار–تابستان ۲۰۲۶ خود را در بوتیک تاریخیاش روبهروی «Élysée Palace» به نمایش گذاشت. طراحی این مجموعه زیر نظر «Rodrigo Basilicati Cardin»، جانشین و خواهرزادهی طراح فقید، انجام شده بود. او با وفاداری به میراث آیندهگرا و آوانگارد برند، تلاش کرد روح «Space Age» را با زبانی سادهتر و کاربردیتر بازآفرینی کند.
فضای نمایش در بوتیک اصلی برند، با نور سفید و موسیقی الکترونیک آرام، حالوهوایی علمی–تخیلی و منظم داشت. پیش از آغاز رسمی شو، مدلها در خیابان مقابل بوتیک حرکت کردند؛ حرکتی که یادآور نمایشهای خیابانی دههی ۶۰ میلادی کاردین بود و مرز میان شهر و صحنهی مد را از میان برداشت.
در این مجموعه، فرم لباسها بر پایهی خطوط تمیز و الگوهای هندسی طراحی شده بود. کتها با دوختهای دقیق و حجم کنترلشده در شانه و پهلو، ساختاری متعادل و متناسب با اندام ایجاد میکردند. سیلوئتها عمودی بودند، بیآنکه خشک یا رسمی به نظر برسند.
پارچهها بیشتر از جنسهای براق و نرم انتخاب شده بودند تا بازتاب نور در آنها، حس آیندهنگری مجموعه را تقویت کند. رنگهای غالب، نقرهای، سفید، مشکی و سایههای خاکستری بودند؛ ترکیبی که بدون تزئینات اضافه، ظاهری مدرن و هماهنگ با فضای علمی–تخیلی مجموعه ایجاد میکرد.
آرایش چهره و مدل موها ساده بود تا تمرکز بر ساختار لباسها باقی بماند. عینکهای محافظ بزرگ و کفشها، بهعنوان جزئی از استایل، به مدلها ظاهری هماهنگ و آیندهنگرانه میدادند.
به نوشتهی «Fashion Network»، این نمایش یادآور دوران طلایی طراحیهای فضایی Pierre Cardin در دههی ۶۰ میلادی بود، اما با نگاهی متناسب با امروز.
«مدلهایی با لباسهای براق و حجمدهی نرم در برابر بوتیک ظاهر شدند؛ ترکیبی از گذشته و آینده که امضای کاردین را دوباره زنده کرد.»
در مجموع، کالکشن بهار–تابستان ۲۰۲۶ کاردین، تلاشی موفق برای بازگرداندن هویت اصیل برند بود. مجموعهای که بدون نیاز به اغراق، میراث آیندهنگر بنیانگذار را در قالبی مدرن، ساده و قابلپوشش بازتاب داد.
نویسنده: سیده فاطمه صادقی




کالکشن بهار و تابستان برند Lacoste
نمایش بهار/تابستان ۲۰۲۶ لاگوست(Lacoste) با عنوان «The Locker Room» در هفتمین روز از هفتهی مد پاریس برگزار شد. هدف اصلی پلاژیا کُلتوروس (Pelagia Kolotouros)، مدیر خلاقیت برند، به نوعی بازگشت به ریشههای ورزشی لاگوست بود. این طراح یونانی-آمریکایی چهارمین مجموعهاش برای لاگوست را در سالن Lycée Carnot رونمایی کرد؛ جایی که تالار اصلی آن به رختکن ورزشی تبدیل شده بود و حولههای تاخوردهی روی صندلیها، حس هیجان و اضطراب قبل از مسابقه را منتقل میکرد. در ردیف اول، چهرههای مشهوری چون Adrien Brody، Michelle Williams، Kai از گروه اکسو، Davika Hoorne و Taylor Zakhar Perez حضور داشتند که خود نشانهای از جذابیت بینالمللی و چندفرهنگی بودن برند است.
این مجموعه با الهام از سالهای تمرین و اوج رنه لاگوست (René Lacoste) – تنیسور افسانهای و بنیانگذار برند – طراحی شده بود و میکوشید میراث ورزشی گذشته را با زبان مد امروز پیوند دهد. لباسها بین سیلوئتهای کلاسیک و مدرن متغیر بودند؛ از شلوارهای گشاد و سوییشرتهای ورزشی تا پیراهنهای پولو و کتهای بلند. عبارت “FOR TENNIS USE ONLY” و “1927” روی اکسسوریها نیز اشارهای مستقیم به روح بازیگوش و اصیل رنه لاگوست داشتند. پالت رنگی مجموعه، ترکیبی از نارنجی درخشان، سفید، سبز مختصِ لاگوست، آبی کاربنی و زردهای روشن بود. همراهی این رنگها با پارچههای سبک پنبهای، اورگانزا و نایلون، حسی از تازگی و تحرک ایجاد میکرد؛ ترکیبی از بازیگوشی و ظرافت که روحی تازه به DNA ورزشی لاگوست بخشیده بود.
برخلاف لباسهای مینیمال فصلهای گذشته، این بار مجموعه حالوهوایی شاد و ماجراجویانه داشت. اکسسوریها هم طبق معمول چشمگیر و پرجزئیات بودند؛ از کیفهایی با طرح محافظ راکت تنیس تا همان کیفهای دامنی مشهور فصل پیش. کُلتوروس با جزئیاتی مثل زیپهای فلزی براق، حولهی روی شانه، پارچههای نیمهشفاف و گرمکنهای ورزشی، فضای «رختکن تنیس» را روی صحنه زنده کرد. در پایان، قوانین بازی تنیس روی لباسهای نیمهشفاف دیده میشد و مدلها با لباسهایی که طرح لکههای چمن داشت، صحنه را ترک کردند؛ نمادی از پیروزی و دور افتخار قهرمانان! در نهایت میتوان گفت که کالکشن SS26 لاگوست بیش از هر چیزی یادآور این بود که ورزش و تنیس، همچنان زبان اصلی لاگوست است، زبانی که حالا با خلاقیت و جسارت زنانهی کُلتوروس بازتعریف شده است.
نویسنده: فریناز غفاری








کالکشن بهار و تابستان برند Valentino
الساندرو میکله (Alessandro Michele) اینبار برای طراحی کالکشن جدیدش سراغ ترکیبی از ادبیات و سیاست رفته است. نامهای از پیر پائولو پازولینی (Pier Paolo Pasolini) که در اوج فاشیسم ایتالیا، در سال ۱۹۴۱ برای دوستش نوشته بود، منبع الهام این کالکشن بوده است. پازولینی در این نامه میگوید:
«آن شبی که برایت گفتم، تعداد بیشماری کرم شبتاب دیدیم؛ آنها در میان بوتهها جنگلهایی از آتش ساخته بودند و ما به آنها غبطه میخوردیم، چون همدیگر را دوست داشتند، چون در پروازها و نورهای عاشقانهشان برای هم میتپیدند.»
میکله، این کرمهای شبتاب را نمادی از عشق، نور و امید در دل تاریکی تعبیر کرده و تلاش کرده همان روشنایی را در طراحیهایش بازتاب دهد. او معتقد است جهان امروز نیز در دورهای تاریک به سر میبرد و بیش از هر زمان دیگری به نور و روشنی نیاز دارد. نمایش در ساختمانی تاریک برگزار شد؛ نورها از سقف، به صورت چرخشی و نوبتی شبیه به کرمهای شبتاب صحنه را روشن میکردند و صدای پاملا اندرسون (Pamela Anderson) که بعد از توضیحات همین شعر را میخواند، آغازگر شو بود.
این کالکشن، تعادلی ظریف میان نظم و آشوب بود؛ دوختهایی تمیز و دقیق، جزئیاتی سنجیده و ترکیب رنگهایی متعادل و چشمنواز. در میان لباسها، نمونههایی دیده میشد که نه با انبوهی از منجوق و سنگدوزی، بلکه با دراپههای نامتقارن، رنگهای اشباع و برشهای هوشمندانه برجسته شده بودند. یکی از نقاط قوت میکله در این مجموعه، استفاده از پارچههای شفاف، توری و متریالهای بازتابندهی نور است؛ انتخابی که باعث میشود نور درون بافت پارچهها با تابش چراغها دیده شود. لباسها با وجود این پدیده دیگر تنها پوشش نیستند، بلکه سطوحی برای تابش نور هستند و تجسمی بصری از ایدهی اصلی او دربارهی روشنایی در دل تاریکی. با این حال، همانطور که در کالکشنهای مفهومی رایج است، ممکن است مخاطب عام نتواند تمام لایههای فکری پشت طراحی را درک کند و از آن فاصله بگیرد. اما در شرایط اقتصادی فعلی که صنعت لوکس با فشارهای جدی برای تبدیل خلاقیت به فروش روبهروست، میکله به شکلی هوشمندانه میان ایده و بازار تعادل برقرار کرده است.
در ردیف اول این شو چهرههایی چون لانا دل ری (Lana Del Rey) و همسرش جرمی (Jeremy)، پاملا اندرسون (Pamela Anderson)، کولمن دومینگو (Colman Domingo) و جوزف کوئین (Joseph Quinn) حضور داشتند.
نویسنده: صنم فربهی









کالکشن بهار و تابستان برند Coperni
کوپرنی (Coperni) همیشه در مرز میان مد و فناوری حرکت کرده است؛ از کیفهای Swipe تا چاپ سهبعدی. کالکشن بهار 2026 این برند با عنوان C+، در نقطهی تلاقی علم، بدن و احساس شکل گرفته است. سباستین مِیِر (Sébastien Meyer) و آرنود وایان (Arnaud Vaillant)، طراحان و بنیانگذاران برند، این بار فناوری را در خدمت بدن و مراقبت از آن قرار دادهاند.
این مجموعه، از نقاشیها و مجسمههای آناتومیک تاریخی الهام گرفته و به همین دلیل، فرمها نرمتر و ارگانیکتر از کالکشنهای پیشیناند. لباسهای آزاد با چینهای روان، شلوارهای گشاد و چاکدار که با زیپ قابل تنظیم هستند و کتوشلوارهایی که امکان کوتاه یا بلند کردن آستین و پاچه را دارند، همگی در راستای ایدهی «لباسی متناسب با بدن در حرکت» طراحی شدهاند. بندها و بستهای قابل تنظیم نیز به هر فرد اجازه میدهند لباس را مطابق بدن خود شخصیسازی کند.
رنگها از پالتی طبیعی و ملایم انتخاب شدهاند؛ سایههایی از سفید، بژ و خاکی در کنار قرمز، آبی و سبز روشن، حس آرامش و لطافت را به مجموعه میبخشند. پارچههای این فصل نیز با همکاری دانشمندان طراحی شدهاند تا با میکروبیوم طبیعی بدن سازگار باشند. این پارچههای زنده با گرمای بدن و تماس پوست فعال میشوند و ریزارگانیسمهای مفیدی را منتقل میکنند که به حفظ تعادل پوست و کاهش استرس کمک میکنند.
کیف نمادین Swipe که پیشتر با متریالهایی چون شیشه و فلز ساخته میشد، این بار به شکل سنگهای معدنی مانند کوارتز، چشمببر و تورمالین بازآفرینی شده است.
مِیِر و وایان در این کالکشن موفق شدند علم را به شاعرانهترین شکل تفسیر کنند. Coperni با C+ یادآور میشود که آیندهی مد در درک رابطهی متقابل میان لباس و انسان شکل میگیرد.
نویسنده: اسرامیرزایی






کالکشن بهار و تابستان برند MIU MIU
کالکشن بهار/تابستان ۲۰۲۶ میو میو در کاخ پله دیِنا (Palais d’Iéna) پاریس برگزار شد؛ فضایی که معمولاً برای شوهای این برند استفاده میشود، اما این بار کاملاً تغییر کرده بود؛ فضایی شبیه سلفسرویس کارخانه که به خوبی با کانسپت هماهنگی داشت.
کالکشن با تمرکز بر پیشبند و لباسهای کار زنانه، به جایگاه زنان در جامعه میپردازد. میوچیا پرادا (Miuccia Prada) با استفاده از پیشبند، نشان میدهد که زنان نه فقط در خانه بلکه در محیطهای صنعتی و حرفهای نیز نقش مهمی دارند.
طراحی کالکشن ترکیبی از لباسهای کاربردی و صنعتی است که با پارچههایی مانند چرم و پوپلین همراه با قلابدوزیهای دههی ۶۰ طراحی شدهاند. برخی پیشبندها با پانچهای نقرهای و کریستالها تزئین شدهاند، همچنین لباسها واکسسوریهای چندلایه مثل شالها و گردنبندها یادآور سبک Miu Miu دههی ۲۰۱۰ است.
این کالکشن علاوه بر زیباییشناسی، پیام فرهنگی و اجتماعی هم دارد؛ توجه به نقش زنان در جامعه، بازتاب استقامت و تلاش آنها و مقابله با کلیشههایی که زنان را صرفاً به خانه یا نقشهای سنتی محدود میکنند.
در راستای پیام کالکشن، برخی منتقدان اغلب بر نوآوری و پیام فرهنگی کالکشن توجه نشان دادهاند، برخی دیگر هم نسبت به سطحینگری در استفاده از نمادها انتقاد کردند.
به طور کلی، میتوان گفت پرادا با این کالکشن، با توجه به افزایش گرایشهای سنتی و ترند tradwife، در قالب یک واکنش فرهنگی نقش زنان را در محیطهای حرفهای و صنعتی نشان میدهد.
نویسنده: اسرامیرزایی









کالکشن بهار و تابستان برند Chanel
«بازگشتِ ماه به آسمان شنل!»؛ جملهای بود که بسیاری از منتقدین بعد از پایان نمایش شنل در هفتهی مد پاریس بر زبان آوردند. بعد از چند فصل کمرمق زیر نظر Virginie Viard، هفتهی مد پاریس بالاخره به لحظهای رسید که همه انتظارش را میکشیدند؛ نخستین نمایش Matthieu Blazy برای Chanel. نمایش در فضایی کیهانی و شاعرانه برگزار شد؛ گنبدی عظیم با آسمانی پرستاره و نور ماه مصنوعی که از سقف میتابید و ترکیبی از رمانتیسم کلاسیک شنل و تخیل مدرن بلیزی بود. در سکوت ابتدایی شو، تنها صدای نرم قدمهای مدلها روی زمین صدفی شنیده میشد و همین جزئیات، آغازگر فصلی تازه برای شنل بود. بلیزی که پیشتر با موفقیت خیرهکنندهاش در بوتگا ونِتا شناخته شده بود، این بار در اولین قدم خود برای شنل، میراث کوکو را -نه با تقلید، بلکه با تفسیر- از نو بازخوانی کرد. او گفته بود: “شنل دربارهی عشق است؛ تعادلی میان منطق و احساس.”
و همین جمله خلاصهی تمام آن چیزی بود که روی صحنه دیدیم.
در این مجموعه، سیلوئت لباسها حالتی ساده داشت. کتهای تویید معروف شنل با برشهایی آزادتر و دوختهای سادهتر بازطراحی شده بودند. شانهها دیگر خشک و سفت به نظر نمیرسیدند، بلکه حالت طبیعی و پویا داشتند. جنس پارچهها ترکیبی از تویید، ابریشم نرم، کرپ سبک و چرمهای لطیف و انعطافپذیر بودند؛ چرمهایی که دیگر مثل قبل سنگین و سفت نبودند، بلکه نرم و شیک جلوه میکردند. در کنار لباسهای روز، بلیزی لباسهای شب ظریف و درخشان نیز طراحی کرده بود؛ تزئینات فلزی و پارچههای نیمهشفاف این لباسها در کنار حرکت مدلها، مثل انعکاس نور ماه روی آب میدرخشیدند. رنگها نیز به یک اندازه متفاوت بودند: از مشکیهای درخشان و سفیدهای مرواریدی تا نقرهای، آبی مهتابی و صورتی غروبگونه. در برخی لوکها، بافتهای پارچه به گونهای بود که از دور، سطحی سهبعدی و موجدار ایجاد میکرد؛ گویی نور ماه روی دریا افتاده باشد. این بازی با نور و سطح، به یکی از امضاهای بصری اصلی شو تبدیل شد.
اما نقطهی اوج کالکشن، جایی بود که بلیزی قدرت طراحی اکسسوری خود را نشان داد: کیفها. او مجموعهای از “It Bags” جدید برند را معرفی کرد؛ کیفهای دستی به شکل تخممرغ، کلاچهای کروی و کیفهای بزرگ نرم (slouchy carryalls) که میان کاربردی و تزئینی بودن، تعادل برقرار میکردند. چرمها نرمتر از همیشه بودند و جزئیات فلزی (hardware) به حداقل رسیده بود تا سیلوئت و رنگ برجستهتر دیده شوند. حتی کفشها نیز بازتابی از همین فلسفه بودند: صندلهای ظریف با بندهای چرم بافتهشده و لژهای نامتقارن که هم کاربردی بودند و هم زیبا به نظر میرسیدند.
نورپردازی شو، ترکیبی از نور ماه و بازتابهای سفید و نقرهای آن بود؛ با موسیقی آرام و تپندهای که تداعیکنندهی صدای موج دریا بود. ردیف اول هم پر از ستاره بود؛ از Nicole Kidman و Margot Robbie تا Penélope Cruz، Jennie Kim از Blackpink و Keira Knightley؛ چهرههایی که حضورشان تأییدی ضمنی بر بازگشت اعتبار جهانی برند بود. عکسهای منتشرشده از فضای بیرونی شو زیر عنوان «Under the Moonlight» در سراسر شبکههای اجتماعی دستبهدست چرخید و تبدیل به نمادی از شروع دوران جدید شنل شد. به عقیدهی بسیاری از منتقدان، متیو بلیزی کاری کرد که شنل دوباره زنده شود، نه صرفاً از طریق نوستالژی، بلکه با بازسازی هوشمندانهی روح آن. او به میراث کوکو شنل وفادار ماند، اما آن را از انجماد تاریخی بیرون آورد و به زبان امروز ترجمه کرد: جسور، لطیف، و پر از نور! نمایش شنل SS26 بیش از یک شو مد بود؛ بیانیهای بود دربارهی بازگشت قدرت زنانه، دربارهی ظرافتی که میتواند قوی باشد و عشقی که در دوخت و طراحی جاری است. در پایان، همهی نگاهها به یک حقیقت واحد رسید: شنل دوباره «در مدار» است؛ زیر نور ماهی که حالا از نو متولد شده.
نویسنده: فریناز غفاری









کالکشن بهار و تابستان برند Thom Browne
۶ اکتبر ۲۰۲۵، برند Thom Browne در «هتل پوتسو دی بورگو» (Hôtel Pozzo di Borgo) ، خانهی پیشین «Karl Lagerfeld» ، مجموعهی بهار–تابستان ۲۰۲۶ خود را به نمایش گذاشت. این بار، براون دنیای دقیق و ساختارمند خیاطی آمریکایی خود را به سفری در فضای کهکشانی برد؛ جایی میان واقعیت و خیال، با عنوانی نانوشته اما کاملاً خوانا: برخورد مد با دنیای بیگانگان!
در ورودی، تماشاگران با نوری آبی و موسیقی سینمایی روبهرو شدند. صدای الکترونیکی «Delia Derbyshire» از تِم سریال «Doctor Who» فضا را پر کرد و مخاطبان را به درون جهانی علمیـتخیلی کشاند؛ جهانی که در آن کتهای رسمی، به لباسهای فضایی بدل میشدند.
براون از امضای شخصی خود، یعنی کت و شلوار خاکستری با برشهای دقیق و فرمهای هندسی آغاز کرد، اما به جای تکرار، آن را دگرگون ساخت. سیلوئتها از برشهای راسته و منظم به فرمهای اغراقآمیز تغییر کردند. برخی مدلها با چند آستین یا پوشش چندلایه بودند؛ به عبارتی میتوان گفت با لباسهایی که ترکیب دوخت سنتی و پرفورمنس آرت است.
در بعضی لباسها، تضاد پارچهی ضخیم با تورهای نازک و گلدوزیهای فلزی، تقابل زمین و فضا را بازتاب میداد. پوشش مدلها نمایشی میان نظم و طنز بود. بوتهای بلند جیر، جورابهایی با چهار خط امضای برند، پیراهنهای سفید رسمی و کراواتهای باریک، با گوشوارههای هندسی براق و المانهایی با رنگ نئونی ترکیب شده بودند. کیفهای بزرگ حجیم که برخی از آنها فرم حیوانات را داشتند از دیگر آیتمهای این مجموعه بود.
مدلها صفحههای LED کوچکی روی شانه داشتند که شمارهی لوک را نشان میدادند و یک بازی بین تکنولوژی و خیاطی سنتی بود.
در پایان نمایش، دو مدل با کتهای «Twilight Zone» زیر نور آبی و صدای فضائی Doctor Who نشستند؛ صحنهای نمادین برای پیام نهایی طراح که میگوید: «مد میتواند مرز میان واقعیت و تخیل را بشکند، بیآنکه دقت فنی و روح خیاطی در آن کمرنگ شود.»
این مجموعهی «Thom Browne» روایتی بود از تقابل و توازن؛ نظم در برابر آشوب، آسمان در برابر زمین. براون بار دیگر ثابت کرد که مد، برای او نه پوشش، بلکه زبانیست برای داستانگویی بصری؛ زبانی که از زمین آغاز میشود اما در کهکشان پایان ندارد!
نویسنده: سیده فاطمه صادقی







کالکشن بهار و تابستان برند Balenciaga
اولین کالکشن پیرپائولو پیچولی (Pierpaolo Piccioli) برای بالنسیاگا ترکیبی هوشمندانه از خلاقیت شاعرانهی او و میراث کریستوبال بالنسیاگا بود. پیچولی با احترام به تاریخ برند، توانست امضای شخصی خود را با DNA این خانهی مد درهم آمیزد.
کالکشن در فضایی صمیمی و کوچک برگزار شد؛ همان مکانی که دمنا گواسالیا (Demna Gvasalia)، طراح قبلی برند، در ماه ژوئن نمایشگاه خود با عنوان “Retrospective” را در آن برپا کرده بود.
فضا با عطر جدید بالنسیاگا، Getaria (نام زادگاه کریستوبال در اسپانیا) معطر شده بود؛ نشانهای شاعرانه از بازگشت به ریشههای اسپانیایی بالنسیاگا.
لباسها، از پیراهنهای مشکی تا دامنهای صورتی با فرم fish-tail (دم ماهی)، نشاندهندهی توجه پیچولی به فرم و جزئیات بودند. دستکشهای اپرا، عینکهای بزرگ و خاص و سیلوئتهای cocoon (پیله ای) و balloon، بُعدی نمایشی و سینمایی به کالکشن بخشیده بودند و زیباییشناسی دههی ۱۹۵۰ را با نگاهی امروزی تلفیق میکردند.
یکی از مهمترین عناصر این کالکشن، استفاده از پارچهای نوآورانه به نام Neo-Gazar بود؛ نسخهای مدرن از پارچهی محبوب کریستوبال. پیچولی با افزودن الیاف Lamiset (ترکیب ابریشم و پشم) به ارگانزا، نوع جدیدی از گازار را خلق کرده بود که نرمتر و برای دوخت مناسبتر است.
یکی دیگر از قسمت های جذاب این کالکشن، پالت رنگی استثنایی آن بود؛ این ویژگی همیشه از امضاهای پیچولی به شمار میرود. او با ترکیب سایههای ملایم و رنگهای زنده مانند صورتی، قرمز و سبز در کنار سفید و مشکی، توانست روح شاعرانهاش را به زبان بالنسیاگا ترجمه کند.
پیچولی همچنین با ادای احترام به طراحان پیشین برند مانند دمنا گواسالیا و نیکولا گسکیه (Nicolas Ghesquièr) نشان داد که تاریخچهی برند برایش اهمیت دارد. در پایان کالکشن، او با کفشهای ورزشی (Chunky Dad Sneakers) از دوران دمنا روی صحنه آمد و به طور نمادین به گذشتهی برند اشاره داشت؛ حرکتی که نشان داد او قصد ندارد گذشته را پاک کند، بلکه میخواهد آن را بازتعریف کند.
نویسنده: اسرا میرزایی






کالکشن بهار و تابستان برند Alaïa
برند آلایا (Alaïa) با ورود مدیر خلاق جدیدش، پیتر مولیر (Pieter Mulier)، بار دیگر مورد توجه دنیای مد قرار گرفته است. مولیر با تمرکز بر صنایع دستی (Craft)، پارچهسازی و سیلوئتهای نو، معنا و درک تازهای از لوکس بودن را برای خانهی مد آلایا ارائه کرد.
پیتر در مجموعهی بهار/زمستان ۲۰۲۶ خود، مدلها و مفهوم زیبایی را در مرکز توجه قرار داد. برای تأکید بر این موضوع، زمین رانوی به صفحهنمایشی بزرگ تبدیل شده بود که تصویر هر مدل هنگام راه رفتن روی آن پخش میشد. مولیر میخواست این مجموعه بازتابی از احساسات این روزهای خودش و جامعه باشد. او گفت: «میخواستم زیبایی را اساس کالکشن قرار دهم، اما در عین حال، نگرانی و تنشی را که این روزها تجربه میکنیم، بازتاب دهم. به همین دلیل نام مجموعه را “لباسهایی که گریه میکنند” گذاشتم.»
برای انتقال حس تنش، او از پارچههای ریشریش و سیلوئتهای پیلهای (Cocoon) که حرکت دست مدلها را محدود میکردند، استفادهی زیادی کرد. کنار هم قرار دادن عناصر متضاد نیز راه دیگری برای نمایش این تنش بود؛ برای مثال، ترکیب پارچهی گرانقیمت ابریشم با پارچهی ساده و ارزان پنبه.
این مجموعه شامل ۴۶ لوک بود. لوکها با وجود ساختارمند و مجسمهوار بودن، قابلپوشیدن نیز بودند. ساختار لباسهای مجموعه را میتوان مدیون الگوهای قدیمی عزالدین آلایا (Azzedine Alaïa) دانست که پیتر و تیمش برای طراحی این مجموعه به سراغ آنها رفتند. البته این الگوهای دههی ۱۹۸۰ با توجه به سلیقهی امروزی بازطراحی شده بودند. علاوه بر این، دامنهای پفی الهامگرفته از قرون هفدهم و هجدهم نیز در مجموعه دیده میشدند. به نظر میرسد این دامنها، که بر فرم لگن تأکید دارند، از ترندهای امسال باشند.
نویسنده: ارغوان خواجه محمدی









کالکشن بهار و تابستان برند Elie Saab
۴ اکتبر ۲۰۲۵، برند Elie Saab در هفتهی مد پاریس، مجموعهی بهار–تابستان ۲۰۲۶ خود را با عنوان «Power Play and Pleasure» به نمایش گذاشت. این بار، این خانهی مد لبنانی با حفظ امضای زنانهی خود، قدمی به سوی واقعگرایی و کاربردیتر شدن برداشت؛ حرکتی از خیال به سوی زندگی روزمره، بیآنکه از ظرافت و شکوه همیشگیاش فاصله بگیرد.
فضای نمایش در هتل «Salomon de Rothschild» با نور و موسیقی آرام، زمینهای لطیف برای لباسهایی ساخت که میان روز و شب در رفتوآمد بودند؛ از کتوشلوارهای سبک تا لباسهای شب درخشان.
این برند در مجموعهی جدید خود فانتزیهای کوتور را به زبانی سادهتر ترجمه کرد. او شخصیت زن مجموعهی خود را آزاد، رها و قدرتمند نشان داد؛ زنی که میان قدرت و لذت حرکت میکند. سیلوئتها عمدتاً راست و کشیده بودند. کتهای برشخورده، ترنچهای سبک و لباسهای شب کوتاهتر با برشهای دقیق، چهرهای تازه از زن را معرفی کردند.
پارچهها ترکیبی از شیفون، ابریشم و جیر نرم در رنگهای خاکی، طلایی و کهربایی بودند. در برخی لباسها، بافتهای پوست مار طبیعی یا چاپشده به صورت جزئی به کار رفته بودند تا تضادی میان لطافت و قدرت ایجاد کنند.
اکسسوریها ساده اما تأثیرگذار بودند؛ کمربندهای پهن، کیفهای «توت» نرم و کفشهایی با خطوط براق که لباسها را کامل میکردند، بدون آنکه تمرکز از دوخت و برشها برداشته شود.
Elie Saab در این نمایش نشان داد که میتوان با کاهش حجم و تزئینات، به بیانی تازه از لوکس بودن رسید. مجموعهای که هنوز باشکوه است، اما سبکتر و عملیتر از همیشه است؛ مجموعهای که زن مورد نظر Saab را از تالارها به خیابانهای پاریس میآورد.
شاید بتوان گفت در این مجموعه، الیصعب تلاش داشت تصویری از زن امروز نشان دهد که نه در پی جلب توجه، بلکه در پی بیان قدرت آرام خویش است.
نویسنده: سیده فاطمه صادقی






کالکشن بهار و تابستان برند Comme des Garçons
در فشنشوهای ری کاواکوبو (Rei Kawakubo)، هیچکس در جستوجوی زیبایی کلاسیک یا جذابیت زنانهی غربی نیست. کاواکوبو سالهاست که این تعاریف را واژگون کرده و به جای آن، بدن را به عرصهی تجربهی ذهن و ادراک تبدیل کرده است. در مجموعهی اخیر، او بار دیگر با تغییر در حجمها و برجستگیهای بدن، تصاویری تازه از پیوند ذهن و جسم خلق میکند؛ جایی که لباس نه برای زیباتر کردن بدن، بلکه برای بازتعریف آن طراحی شده است.
نمایش با عنوان «After the Dust» (پس از غبار) برگزار شد. کاواکوبو در یادداشتی کوتاه پس از نمایش نوشت:
«من به مثبتبودن و ارزشی باور دارم که از ویران کردنِ چیزهای بینقص به دست میآید.»
این جمله، کلید درک این رانوی بود. در دستان او، متریالهای معمولی، اعم از پارچههای ملحفهای، کتان و کرباس به حجمی زنده و پفدار بدل شدند؛ همچون اسکوپهای بستنی که روی هم چیده شدهاند. چینخوردگیهای بیقاعده و ترکیب متریالهای ارزان با ساختاری مجسمهوار، به نمایش حالوهوایی آشفته و در عین حال لطیف میداد.
برخی از مدلها دستههایی از زباله بر سر داشتند؛ دستمال کاغذی، پلاستیک حبابدار و تکههای پارچه که نمادهایی از دگرگونی و ارزشیافتن امر بیارزش بودند. کاواکوبو از دل روزمرگی و تکرار، یک زیبایی تازه بیرون میکشد؛ شکلی از زیبایی که نه در نظم و تناسب، بلکه در ناهنجاری ریشه دارد.
در این کالکشن، مرزهای بدن انسانی محو میشوند. سیلوئتها به پیکرههایی متورم و چندوجهی تبدیل شدهاند که اندام را از شکل میاندازند. این نگاهی مفهومی است که از ابتدا در آثار کاواکوبو وجود داشت: زبانی انتزاعی که بدن را نه موضوع لباس، بلکه بخشی از گفتوگوی فلسفی میان فرم، فضا و ماده میبیند.
نبوغ کاواکوبو در همین است: تواناییاش در استخراج زیبایی از مواد غیرمنتظره و شکلهای نامتعارف؛ از زائدههای آویزان شبیه ستارهی دریایی تا فرمهایی که یادآور کوسنهای روی هم چیدهشدهی مبلاند. در جهان او، «زیبایی» از دل بینظمی زاده میشود.
نویسنده: ساره سیاحی






کالکشن بهار و تابستان برند Maison margiela
شاید کار گلن مارتنز (Glenn Martens) یکی از دشوارترین موقعیتها در دنیای مد امروز باشد؛ چرا که همواره سایهی جان گالیانو (John Galliano) و میراث درخشانش در خانهی مد مارژیلا (Maison Margiela) بر سر او سنگینی میکند. با این حال، مارتنز که پیشتر با طراحیهای ساختارشکنانهاش برای برند دیزل (Diesel) شناخته میشد، خوب میداند چگونه تماشاگر را وادار کند تا هم طرحها را تحسین کند و هم در نهایت آن را بخرد.
برای نمایش کالکشن بهار–تابستان ۲۰۲۶، او فضایی خام و تجربی ساخت؛ محیطی که یادآور آزمایشگاههای مدرن بود و با موسیقیای همراه شد که توسط ارکستر کودکان به شکلی پرهیجان و نامنظم اجرا میشد. این همکاری با کودکان، تداعیگر نخستین شو مارتین مارژیلا در پاریس بود؛ زمانی که او برای نمایش بهار–تابستان ۱۹۹۰ از کودکان آفریقایی خواست زمین بازیشان را در اختیارش بگذارند و در ازای آن، جایگاه ردیف اول را به خودشان اختصاص داد. اما فراتر از فضاسازی و جزئیات اجرا، آنچه بیش از همه توجه مخاطبان را جلب کرد، اکسسوریهای فلزی داخل دهان مدلها بود؛ قطعاتی براق که یادآور لیبل چهارکوک معروف برند بودند. شاید این خلاقانهترین شکل تبلیغ برای یک لوگو باشد؛ نمادی که نه بر لباس، بلکه در بدن مدلها معنا پیدا میکند.
مارتنز با الهام از جملهی مشهور مارژیلا که گفته بود «مهمترین بخش سیلوئت، شانه و کفشها هستند.»، کتهایی با شانههای افتاده و کفشهای بیپاشنه طراحی کرد. او یقهی کتها و ترنچکتها را حذف کرد و به جای آن کراواتهایی قرار داد که یادآور روپوشهای سفید کارکنان کارگاه مارژیلا بودند. در این کالکشن، کتهای چرمی، پیراهنهای سفید با یقههای تاخورده، شلوارهای گشاد و لباسهای بنددار با نوار پلاستیکی به چشم میخوردند. در این میان ایدههای خلاقانهای نیز دیده میشد؛ مانند کتهایی که زیر لایهای از پارچهی سفید نازک پنهان شده بودند تا تنها سایهای از آنها دیده شود یا کتهای مردانهای که شالهای ابریشمی در یقهشان دوخته شده بود.
به عنوان مدیر خلاق دیزل (Diesel) و طراح پیشین وای پراجکت (Y/Project)، مارتنز توانسته میان طراحی مفهومی و پوشیدنی تعادل برقرار کند. او میگوید:
«من عاشق طراحیهای عجیب و غیرعملیام و این روحیه را در خط artisanal حفظ میکنم. اما در دیزل یاد گرفتم چطور لباسهایی بسازم که مردم واقعاً بخواهند بپوشند.»
مارتنز همچنین از روزهای دانشجوییاش در آنتورپ (Antwerp) یاد میکند:
«ما لباسهای مارژیلا را از حراجیها میخریدیم و واقعاً با آنها زندگی میکردیم. حالا میخواهم همان حس را بازآفرینی کنم، لباسهایی که مردم در آن زندگی کنند، نه اینکه فقط به آنها نگاه کنند.»
در میان مهمانان ردیف اول این شو، افرادی چون کیم کارداشیان، کایلی جنر و امیلیا کلارک نیز حضور داشتند.
نویسنده:صنم فربهی









کالکشن بهار و تابستان برند Loewe
روز پنجم هفتهی مد پاریس، روز مهمی برای برند Loewe بود؛ اولین مجموعهی این خانه با مدیریت خلاق جک مککالو و لازارو هرناندز(Jack McCollough و Lazaro Hernandez)؛ طراحان شناختهشدهی برندِ «پرونزا اسکولِر»(Proenza Schouler) نمایش داده شد. این نمایش، که در فضایی روشن و مینیمال برگزار شد، به وضوح آغاز دورهای تازه برای لوئوه را اعلام کرد؛ دورهای که بر پایهی هنر، رنگ و انتقال انرژیِ مثبت بنا شده است. منبع الهام اصلی طراحان، اثر Ellsworth Kelly با عنوان Yellow Panel with Red Curve (۱۹۸۹) بود؛ قطعهای هنری که به عنوان پسزمینهی نمایش قرار گرفت و ویژگیهای بصری این فصل را شکل داد: شدت رنگ، تضاد در خطوط و انرژی بالا. همین نگاه، در مجموعه نیز دیده میشد؛ از ترکیبهای جسورانهی رنگی تا سیلوئتهای خلاقانه در لباسها.
این مجموعه با تأکید بر ظرافت معرفی شد؛ لباسهایی که ساده به نظر میرسیدند اما در جزئیاتشان پیچیدگی وجود داشت. پارچههای نوآورانه با بافتهای خاص در کنار چرمهای متنوع -از چرم سهبعدی تا اتوخورده- قرار گرفتند؛ پیراهنهای سبک با برشهای دقیق، کتهایی با شانههای برجسته، کیفهای خلاقانه و دامنهایی با خطوط و حجمهای منحنی، دورهی جدید این برند را به نمایش گذاشتند. در این مجموعه، اکسسوریها هم نقشی کلیدی داشتند. در بخش کفش، پامپهایی (کفشهای زنانهی پاشنهدار کلاسیک) با چرم لطیف معرفی شدند که با تکنیک اوریگامی ساخته شده بودند و مستقیماً به این هنر ژاپنی اشاره داشتند. همچنین یک مدل پاپوش شیشهای نوآورانه (Cinderella-style “glass” slipper) نیز در طول نمایش دیده میشد که با جورابهایی در رنگهای متضاد استایل شده بودند. کیفهای چرم nubuck و کیفدستیهای شیشهای دستساز که هرکدام بیش از ۴۵ ساعت زمان برای ساختشان صرف شده بود نیز بخشی از اکسسوریهای نمایش بودند.
پالت رنگی از زرد کَرهای و قرمز پرانرژی تا سفیدهای خالص و مشکیهای براق متغیر بود؛ به طوری که حس قدرت و سرزندگی را به حضار منتقل میکرد. یکی از ویژگیهای کلیدی این نمایش، ترکیب راحتی و ظرافت بود؛ همان چیزی که مککالو و هرناندز در Proenza Schouler به آن معروفاند. آنها با همان دقت و حساسیت قبل، اما این بار با چرخشی اسپانیایی و ریشهدار در DNA لوئوه، مجموعهای معاصر و در عین حال لوکس ارائه کردند. ردیف اول پر از چهرههای مشهور بود؛ Tracee Ellis Ross، Sarah Snook، Sarah Paulson و Emily Ratajkowski در میان مهمانان نشسته بودند و شروع تازهی لوئوه را خاصتر کردند.
بعضی سلبریتیها مثل Isla Johnston و Britt Lower نخستین حضورشان در هفتهی مد پاریس را تجربه میکردند؛ این موضوع نشان میداد که نگاه تازهی لوئوه توانسته توجه نسل جدید را هم جلب کند. موسیقیِ این شو هم با ریتمی پرانرژی، حالوهوای صحنه را کامل کرد و از همان ابتدا توجه بسیاری را جلب کرد و یکی از بخشهای محبوب مهمانان شد. در مجموع، اولین قدم مککالو و هرناندز برای لوئوه، نوعی بیانیهی آغازین بود؛ آنها برند را با زبانی سرشار از رنگ، انرژی و ساختار نوآورانه بازتعریف کردند در حالی که روح، هویت اسپانیایی و میراث هنری ۱۸۰ سالهی خانه را دستنخورده نگه داشتند.
نویسنده: فریناز غفاری












کالکشن بهار و تابستان برند Issey Miyake
«اگر لباسها آگاه باشند چه؟»
این پرسشیست که اساس فشنشو اخیر برند ایسی میاکه را شکل داد. ساتوشی کوندو (Satoshi Kondo)، مدیر هنری و طراح ارشد برند از سال ۲۰۱۹، توضیح داد: «لباس، محصولی بهشمار میرود که ساختهی دست بشر است؛ اما من این کالکشن را با این تصور آغاز کردم که گویی لباس، زنده یا آگاه است و احساساتی مانند یک موجود زنده دارد.»
سیلوئتها بدن را از نو تعریف میکردند؛ شلوارهایی با پنلهای جانبی طراحی شده بودند که مثل آستین از پهلو بیرون میآمدند و ایستادن و حرکت مدلها را تغییر میدادند. این پنلهای جانبی نهتنها بر حالت راه رفتن مدل تأثیر میگذاشتند، بلکه نشان میدادند لباس در این کالکشن الزامات جسم انسان را بازتاب نمیدهد و لباس است که جهت حرکت بدن را تعیین میکند.
برخی لباسها از لایههای توری و پارچههای حجیم ساخته شده بودند که انباشتگیهایی در نقاط مختلف ایجاد میکردند. این انباشتگیها فرم تازهای بر بدن تحمیل میکردند؛ به جای آنکه بدن شکلدهندهی لباس باشد، این لباس بود که بدن را قالبریزی میکرد.
اصل کار کوندو بر اساس مفهوم فلسفی «Ma» شکل گرفته است. «ما» مفهومی کلیدی در فلسفهی ژاپن است که به فضای خالی، سکوت، مکث یا فاصلهی میان دو چیز اشاره دارد. کوندو این «فضا» را به عنوان بخشی زنده در طراحی لحاظ کرده بود؛ جایی میان پارچه و پوست که دیگر تهی نیست، بلکه حضور دارد و بدن را بازتعریف میکند.
اگر میاکه سالها با پلیسههایش مرز میان تکنیک و راحتی را کمرنگ میکرد و لباس را در کنار مفهوم حرکت قرار میداد، کوندو در این کالکشن یک گام جلوتر رفت. او لباس را به نیرویی فعال تبدیل کرد؛ چیزی که نهتنها حرکت بدن را دنبال میکند، بلکه آن را شکل میدهد. به این ترتیب، روایت تازهای از رابطهی بدن و لباس شکل گرفت و در این مجموعه، لباس به عنوان عاملی زنده و هدایتگر ترسیم شده است.
نویسنده: ساره سیاحی





کالکشن بهار و تابستان برند Yohji Yamamoto
یوجی یاماموتو (Yohji Yamamoto) از طراحان برجسته و تأثیرگذار دنیای مد ساختارشکن و آوانگارد است که فعالیت حرفهای خود را در دههی ۱۹۸۰ آغاز کرد و اکنون، در هشتاد و یک سالگی، همچنان به کار خود ادامه میدهد.
مجموعهی بهار ۲۰۲۶ او، در مقایسه با کالکشنهای قبلی پوشیدنیتر بود و کمتر حالت مجسمهای داشت. یاماموتو در این مجموعه، بدون تکیه بر منبع الهامی مشخص، تلاش کرده بود میان قدرت و لطافت، تعادلی شاعرانه برقرار کند. موسیقی پسزمینهی نمایش، آهنگی آرام و ژاپنی بود و مدلها با گامهایی بسیار آهسته روی صحنه حرکت میکردند؛ عناصری که همگی بر ظرافت و آرامش مورد نظر یوجی تأکید میکردند.
این نمایش در هتل دو ویل (Hôtel de Ville) برگزار شد و شامل 47 لوک بود. لباسها عمدتاً در طیفهای مشکی و سفید طراحی شده بودند، اما جزئیات قرمز و آبی نیز در برخی از آنها به چشم میخورد. استفادهی زیاد از رنگ مشکی که امضای شخصی یاماموتو محسوب میشود، یادآور لقب مشهور او، یعنی «شاعر سیاه» بود.
از نقاط قوت این مجموعه، پارچهسازی و توجه ویژه به بافت پارچهها بود. طراح با بهکارگیری تکنیکهایی همچون پلیسه، دراپه و بافت نوارهای پارچه به یکدیگر، آثاری خلق کرده بود که برخی از آنها به هنر الیاف نزدیک میشدند و یادآور آثار هنرمندانی مانند شیلا هیکس (Sheila Hicks) بودند. گرافیتیها و نوشتههای ژاپنی چاپشده روی برخی لباسها نیز بعدی فرهنگی و معاصر به مجموعه میدادند.
در میان تمام لباسها، دو لوک بیش از بقیه مورد توجه قرار گرفتند؛ زیرا یاماموتو در آنها به جورجیو آرمانی (Giorgio Armani) که به تازگی درگذشته است، ادای احترام کرد. او این کار را با چاپ دعوتنامهی دستنویس آرمانی و تصاویری از کمپینهای سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ روی لباسها انجام داد.
نویسنده: ارغوان خواجه محمدی









کالکشن بهار و تابستان برند Balmain
در آستانهی هشتادمین سالگرد بالمین، بسیاری انتظار داشتند شاهد کالکشنی سنتی و ادای احترامی مستقیم به میراث این خانهی مد باشند. اما اولیویه روستینگ (Olivier Rousteing) مسیر متفاوتی را برگزید و کالکشن بهار 2026 را با الهام از دریا و ساحل ارائه داد.
نمایش در سالن بالماسکهی هتل InterContinental Paris Le Grand در پاریس برگزار شد؛ همانجایی که حدود 14 سال پیش روستینگ نخستین کالکشن خود را برای بالمین ارائه داده بود. او این بار کوشید همان شادمانی و آرامشی را منتقل کند که خود هنگام حضور در ساحل تجربه میکند. تمرکز بر سیلوئتهای آزادتر و رویکرد متعادلتر به زرقوبرق، آغاز مرحلهای تازه در مسیر خلاقانهی او را نشان میدهد.
او در گفتوگو با WWD تأکید کرد:
«در دنیای مد، گاهی لحظات پرهیجان و گاهی لحظات آرام و بدون هیجان وجود دارد. به نسخهی جوانتر خودم میگویم: دنبال هیجان مقطعی نباش، دنبال ماندگاری باش، زیرا هیچ چیز بهتر از جاودانه ماندن نیست.»
جزئیات این کالکشن بیش از هر چیز نگاه متفاوت طراح را آشکار کرد: شلوارهای گشاد سارویل (Sarouel) و پاراشوت (Parachute)، ژاکتها و کتهای چرمی یا پنبهای و لباسهای دراپه، با رنگهای طبیعی و خنثی مانند سبز، نود و قرمز آجری.
دستسازهای مکرومه با حاشیههای بلند، صدفهایی آویخته بر لباسها، همچنین تاپ وسوتین شنی که روستینگ با استودیوی هنری و نوآور Invenio Flory برای اجرای تکنیک قالبگیری آنها همکاری کرده بود، جلوهای فانتزی و مجلل به مجموعه میبخشیدند.
کفشها و کیفها نیز با صدف و مهرههای چوبی تزئین شده و همان حس ساحل و دریا را القا میکردند. این عناصر در عین ایجاد جلوهای فانتزی و مجلل، سادگی و دسترسپذیری بیشتری به لباسها بخشیدند.
کالکشن بهار 2026 بالمین در نهایت تضادی دلنشین میان لوکس بودن و در دسترس بودن ایجاد کرد؛ مجموعهای که بیش از هر چیز، آزادی، آرامش و لذت بردن از لحظات را یادآوری میکند؛ همان آرامشی که روستینگ هنگام حضور در ساحل تجربه کرده و الهامبخش طراحی او بوده است.
نویسنده: اسرا میرزایی






کالکشن بهار و تابستان برند Acne Studios
اکتبر ۲۰۲۵، برند Acne Studios در پاریس مجموعهی بهار–تابستان ۲۰۲۶ را روی صحنه برد. این بار تمرکز طراح روی بازی با مرزهای لباس مردانه و زنانه بود؛ ترکیب و بازتعریف فرمهایی که از گذشته آشنا هستند، اما حالا با نگاهی تازه ارائه شدند.
محل اجرا شبیه یک جعبه سیگار قدیمی طراحی شده بود. موسیقی با اجرای Robyn شروع شد و به قطعاتی مدرن رسید که هماهنگ با حالوهوای مجموعه بود.
یوهانسون، طراح برند، توضیح داد که وقتی موج لباسهای شفاف را دید، تصمیم گرفت عکس این جریان حرکت کند. او به جای دنبال کردن آن ترند، روی ترکیبهای مردانه و زنانه تمرکز کرد؛ از کفشهای کابوی با نوک کشیده تا بوتهای کاربردی با فرم بزرگتر، همه عمداً کمی اغراقآمیز طراحی شده بودند تا تضادها را پررنگ کنند.
لباسها به بدن نزدیک نمیشدند؛ برعکس، با فرمی پیلهمانند ظریف و شکننده دور آن قرار میگرفتند. کُرستها و کمربندها فرم بدن را تغییر میدادند و لایههای دانتل مثل پازل روی لباسها کار شده بودند. کتهای اورسایز چرمی یا جیر، پیراهنهای چهارخانهی بلند و اسلیپاسکرتهای شفاف، ترکیبهای برجستهی این فصل بودند.
پارچهها ترکیبهای متنوعی از چرم و جیر نرم تا پارچههای شفاف و دانتل بودند. در بعضی لباسها، از عکسهای هنری Pacifico Silano به صورت برشهای قابدار استفاده شده بود؛ یعنی لباس به نوعی نقش قاب عکس را بازی میکرد.
کفشها در این مجموعه نقش اصلی را داشتند؛ از کابویهای فرم نوکتیز تا بوتهای کاربردی و حجیم. در کنارشان گوشوارههای کریستالی بزرگ و براق، تضادی زنانه به ظاهر خشن آنها میداد. همین تضادها هویت استایلینگ این کالکشن را شکل دادند.
Acne Studios در این فصل به جای سروصدا، سراغ بازتعریف کُدها رفت. یونیفرمها در کنار اسلیپاسکرتها نشستند، دانتل به پوست دوم تبدیل شد و عکسها بخشی از لباس شدند. نتیجه، مجموعهای بود که هم جسارت هنری داشت و هم کاربردی و مناسب زندگی روزمره بود.
نویسنده: سیده فاطمه صادقی




کالکشن بهار و تابستان برند Rick Owens
کالکشن بهار 2026 ریک اوونز با عنوان Temple در چهارمین روز هفتهی مد پاریس برگزار شد. نام این کالکشن مستقیماً به نمایشگاه معبد عشق (Temple of Love) در موزهی پَله گلریا (Palais Galliera) در پاریس ارتباط داشت. این نمایشگاه که توسط خود اوونز برگزار شده است، سفریست به دنیای مدرن و هنری او.
اوونز تأکید کرد که این نمایشگاه برای او یادآور اوج، پایان و افول است؛ مسیری که با زرقوبرق و بیپروایی Hollywood Boulevard آغاز شد و حالا در کالکشن بهار 2026 هم ادامه پیدا کرده است.
اوونز در این فصل هم از آیتمهای آشنا و همیشگی خود مانند چرمهای ضخیم با برشهای خشن، شرابهها (Fringe) و بندهای تزئینی، کتهای بامبر و لباسهایی با شانههای حجیم از تافتهی ابریشمی یا برزنت استفاده کرد. تضاد میان فرمهای خشن با بافتهای نرم و ظریف، ترکیبی از خشونت و ظرافت را به همراه داشت؛ جایی که زیبایی به شکل مقاومت و آسیبپذیری است.
این شو که در محوطهی باز Palais de Tokyo (روبهروی نمایشگاه اوونز) با موسیقی اپرای Dido’s Lament برگزار شد، حالوهوایی سنگین و آیینی ایجاد کرد؛ جایی که مدلها روی سکوی فلزی نصبشده در حوض مرکزی قدم میزدند، بعد با احتیاط از نردبانها پایین میآمدند؛ با بوتهای سنگین وارد آب می شدند و مثل مراسم غسل تعمید، سرشان را در آب فرو میبردند، سپس دوباره بالا میرفتند و با قلابهای نقرهای بزرگ به سازهی فلزی متصل میشدند.
پایان نمایش نیز معنادار بود: ریک اوونز وارد صحنه شد و جمعیت مدلها، خبرنگاران و مهمانان را به سمت نمایشگاه خود هدایت کرد. این حرکت، مرز میان شو و نمایشگاه را محو کرد و نشان داد این کالکشن به عنوان مقدمهای برای ورود به جهان معنایی اوونز عمل میکند. پیام واضح بود: در دنیایی که همه چیز سریع و تحریککننده است، اوونز به سمت کندی، تأمل و ارزشگذاری تجربهی انسانی حرکت کرده است.
نویسنده: اسرا میرزایی








کالکشن بهار و تابستان برند Schiaparelli
«سرگرمی همهجا هست، اما منبع الهام نه!»
این جملهی دنیل رزبری، مدیر خلاقیت اسکیاپارلی، در پشت صحنهی شو بهار–تابستان ۲۰۲۶، بهترین توضیح برای نگاه او به این کالکشن است. او میخواست این اجرا فقط یک فشنشو نباشد، بلکه بیشتر شبیه تجربهی بازدید از موزه باشد؛ جایی که لباسها تنها بخشی از یک داستان هنری بزرگتر هستند و تماشاگران مثل بازدیدکنندهی یک نمایشگاه با آن درگیر میشوند. انتخاب مرکز پمپیدو برای برگزاری شو، این حس را پررنگتر کرد.
عنوان مجموعه، «Dancer in the Dark»، موضوع اصلی کالکشن را نشان میداد: حرکت و رقص در دل تاریکی. رنگ سیاه بیشترین حضور را در طول این شو داشت و در کنار خطوط براق، جزئیات طلایی و گهگاه سفید و گچمانند، تضادی میان تاریکی و نور ایجاد میکرد. این تضاد فقط در رنگها نبود؛ فرم لباسها هم همین حس را منتقل میکردند. بعضی طراحیها سخت و زاویهدار بودند، با یقههای پیچخورده و ساختارهای حجیم. در مقابل، لباسهایی هم با پارچههای شفاف و سبک طراحی شده بودند که بدن را آشکارتر نشان میدادند. این ترکیبِ همزمان سختی و آزادی، کالشکن را در مرز میان تنش و رهایی قرار میداد. رزبری همچنان به میراث سوررئالیستی اسکیاپارلی وفادار ماند، اما آن را با زبان امروز بازسازی کرد. اکسسوریهایی مثل کیف دستی با انگشتان بیرونزده، آویزهای طلایی که به لباس وصل شده بودند، یا کلاههای تخممرغشکل، بخشی از داستان بودند که نگاه مخاطب را به کنجکاوی و کشف وامیداشتند؛ درست مثل آثار خود السا اسکیاپارلی. هرچند حضور مدلهایی مثل کندال جنر و الکس کنسانی توجه رسانهها را جلب کرد، اما نکتهی مهمتر این بود که برهنگی در طراحیها فقط برای نمایش بدن نبود، بلکه ابزاری برای بیان هنری لباسها و بدن زنانه بود!
در پایان، مجموعهی بهار–تابستان ۲۰۲۶ اسکیاپارلی نشان داد که دنیل رزبری به دنبال چیزی فراتر از سرگرمی یا ترند است. او برند را به سمتی برده که مد، هنر و تجربهی فرهنگی را در کنار هم قرار میدهد.
نویسنده: صنم فربهی









کالکشن بهار و تابستان برند Mugler
در روز چهارم از هفتهی مد پاریس، Mugler اولین مجموعهاش را تحت هدایت مدیر خلاقیتی جدید، میگل کاسترو فریتِس(Miguel Castro Freitas)، به نمایش گذاشت؛ جایی که میراث Mugler– یعنی لباسهایی با خطوط خاص و برشهای اغواگرانه– نرمتر و کاربردیتر شده بودند. مهمترین نکته در طراحیهای این مجموعه، برجستهسازی در ناحیهی شانهها و لگن بود؛ یعنی لباسها طوری دوخته شده بودند که بالاتنه، بزرگتر و قویتر به نظر بیاید. در بخش پایینتنه، بعضی لباسها با کات یا پدهایی، شکل لگن را برجسته میکردند تا سیلوئت «ساعتشنی» یا مجسمهای ایجاد شود. این کار باعث میشد بدن روی صحنه پرقدرت دیده شود، بدون آنکه خیلی اغراقآمیز یا زننده باشد؛ چیزی که کاملاً با منطق و عقیدهی تیری موگله هماهنگ بود، چرا که او همیشه زن را موجودی اسطورهای، قدرتمند و شکستناپذیر تصویر میکرد.
متریالهای این مجموعه هم متنوع و متفاوت بودند؛ از پارچههای کشی و چسبان -که «مثل پوست دوم انسان» به تن مینشستند- تا تورهای بدننما. پالت رنگی هم اغلب نود، بژ و صورتی ملایم بود. در کل میتوان گفت که این نمایش، ترکیبی از قدرتِ موگلهی زمان Thierry و ظرافتِ دیدگاه Miguel بود؛ لباسهایی که هم قدرتمندند و هم شیک! این فصل اما ویژگیهای تازهای هم داشت؛ شرابههای پرجزئیات (fringe)، استفادهی زیاد از چرم، شانههای پهن و ارجاعی مستقیم به مفاهیمی مثل سکسوالیته و سادومازوخیسم (لذت بردن از درد) که همواره بخشی از DNA برند Mugler بودهاند، اما اینبار پررنگتر از همیشه! کاسترو حتی به آرشیو قدیمی تیری موگله هم سر زده بود؛ مثل لباسی با پرهای معروف از مجموعهی بهار/تابستان ۱۹۹۷ که یاد گذشته را زنده کرد اما همزمان نگاهی رو به آینده داشت.
ردیف اول این نمایش پر از چهرههای معروف بود، مانند Pamela Anderson، Naomi Watts، Emma Chamberlain و Anna Wintour. حضور این افراد نشان داد که تغییرِ مدیر خلاقیت این برند بسیار جلب توجه کرده و همه منتظر دیدن این کالکشن بودند. در مقایسهی این مجموعه با دورهی کیسی کدوالادر(Casey Cadwallader)، کیسِی بیشتر نمایشها را پر زرقوبرق، خاص و جسورانه میساخت؛ لباسهایی که عمداً با کاتاوتهای فراوان و اغواگرانه توجه را جلب میکردند، فضاسازی خاص نمایش و شوهایی که بیشتر شبیه پرفورمنس بودند. اما میگل کاسترو فریتس، کدهای قوی Mugler را نگه داشت، با این تفاوت که اکثر لباسها را – بهجز تعدادی از لوکها– نرمتر و کاربردیتر اجرا کرد؛ به گفتهی خود فریتس او کمتر به «هیجانِ خام» پرداخت و بیشتر بر «قدرت و کاربرد» تمرکز کرد. در نهایت میتوان گفت که هدف میگل کاسترو در این مجموعه، آغاز یک دورهی تازه برای برند موگله بود: دورهای که در آن گذشتهی پرقدرت و آرشیو برند با زبانی تازه و معاصر بازخوانی میشود، جایی میان جسارت داشتن، حفظ اغواگری و کاربردی بودن.
نویسنده: فریناز غفاری









کالکشن بهار و تابستان برند Dior
بعد از نخستین حضور رسمی جاناتان اندرسون برای دیور در شو مردانهی ماه ژوئن، همگی منتظر ماندیم تا ببینیم او برای کالکشن زنانه که به مراتب آزمون مهمتری برای یک مدیر خلاقیت محسوب میشود، چه خواهد کرد.
البته پیش از این در جشنوارهی ونیز و تورنتو نشانههایی از مسیر تازهی او دیده بودیم؛ طراحیهایی که بر تن انیا تیلور جوی، میا گاث و گرتا لی نشستند؛ آثاری که ترکیبی از میراث خانهی دیور و امضای شخصی اندرسون را آشکار میکردند.
اما نقطه عطف شروع دوران کاری اندرسون، هفتهی مد پاریس و شو بهار–تابستان ۲۰۲۶ بود. مهمانان در سالنی مدور جا گرفتند و با خاموشی چراغها، هرم دیجیتالی در مرکز سالن روشن شد. روی پرده، ویدئوهایی از تاریخ دیور مرور شد: از بنیانگذاری خانه در سال ۱۹۴۷ و تصاویر مارلین دیتریش و پرنسس دایانا در متگالای ۱۹۹۶ تا خاطرات خود کریستین دیور در سالهای اولیهی کار اوتکوتور و لباس افسانهای Junon. سپس صحنههایی از دوران جان گالیانو و کلکسیون ۲۰۰۵ او، نخستین شو رف سیمونز در ۲۰۱۲ و پروژهی عروسکخانهی طلایی ماریا گراتزیا چیوری در ۲۰۱۹ نیز پخش شد. همهی این ویدیوها با همراهی صدای لانا دل ری و آهنگ Born to Die نمایش داده شد.
چرا اندرسون پیش از ارائهی اولین کالکشن زنانهاش چنین یادآوری بزرگی از شاهکارهای دیور ترتیب داد؟ پاسخ ساده است؛ او جرئت بازگو کردن حقیقت را داشت! ورود به خانهای همچون دیور، نیازمند همدلی عمیق با گذشتهی آن است؛ بنابراین الهام گرفتن از گذشتهی این خانهی مد، برای پاسداری از میراث آن و مرور خاطراتی است که اینگونه زنده میمانند.
نخستین لباس از مجموعهی تازهی دیور، پیراهنی سفید با پاپیونهای ظریف و چینهای ریز بود؛ جزئیاتی که یادآور وسواس شخص کریستین دیور است. سپس اندرسون کت بار (bar jacket) ١٩٤٧،—نماد New Look—را در نسخهای با قد کوتاهتر و ظاهری که کمتر شبیه به فرم ساعت شنی بود در کنار دامنهای پلیسه بازآفرینی کرد. او به گونهای ماهرانه، هم به آرشیو دههی ۴۰ و ۵۰ ادای احترام کرد و هم امضای شخصی خود را به آن افزود.
اندرسون دربارهی ایدهی این کالکشن میگوید:
«تغییر همیشه اتفاق میافتد. من سعی کردم با حفظ احترام به گذشتهی دیور، تمرکزم را روی تغییر سبک بگذارم. مد این توانایی را دارد که دنیای معمولی ما را به دنیایی پر از خیال و رویا تبدیل کند و لباسها بهترین راه برای رسیدن به آن هستند.»
اکسسوریها نیز نقش پررنگی در این کالکشن داشتند؛ کلاههای کج سیاه که یادآور طراحیهای دیور در سال ١٩٦٤ برای راهبهها بود، کراواتهای ابریشمی و کیفهایی با طراحیهای متنوع و چشمگیر.
در ردیف نخست این نمایش نیز چهرههایی چون جانی دپ، مایکی مدیسون، رزالیا، جنا اورتگا، تیلور راسل و جیسو حضور داشتند.
نویسنده: صنم فربهی










کالکشن بهار و تابستان برند Anrealage
در دومین روز از هفتهی مد پاریس، کونیهیکو موریناگا(Kunihiko Morinaga) –مدیر خلاقیت برند آنریلیج(Anrealage)– بار دیگر نشان داد که چگونه میتوان مرز میان مد، هنر و فناوری را کمرنگ کرد. کالکشن بهار–تابستان۲۰۲۶ برند آنریلیج با نام «O»، بر محور «قلب و ضربان زندگی» شکل گرفت؛ تمی که حتی در دعوتنامهی سهبعدی این فصل نیز نمود یافته بود: قلبی کوچک که با روشن شدن، شروع به تپیدن میکرد و مخاطب را به تجربهای فراتر از یک نمایش مد دعوت مینمود.
موریناگا در این مجموعه با یک شرکت خلاق ژاپنی به اسم Heralbony همکاری کرده بود؛ نهادی که به تغییر نگرشها نسبت به معلولیت و حمایت از هنرمندان دارای ناتوانی ذهنی اختصاص دارد. آثار هجده هنرمند ناتوان ذهنی در این همکاری به پارچهها جان بخشیدند و هر لباس مثل یک بوم عمل کرد. موریناگا با استفاده از فناوری چاپ نساجی پایدار Kyocera FOREARTH، این نقوش را به پوشاک منتقل کرد. جنبهی دیگری که این نمایش را متمایز میساخت، استفاده از فناوری برای ایجاد حرکت در پارچهها بود. لباسها به گونهای طراحی شده بودند که گویی ضربان قلب در آنها وجود داشت؛ چینها و برشها به آرامی تکان میخوردند، گویی هر لباس جان دارد. این جنبهی مکانیکی-هنری به طور مستقیم با مفهوم «O» پیوند میخورد؛ دایرهای که همزمان نماد زندگی، تداوم و تنفس است. این پویایی درونی، بار دیگر نگاه موریناگا به مد به عنوان بستری برای تجربهی چندحسی را نشان داد.
علاوه بر ادغام فناوری چاپ و سیستمهای مکانیکی در ساختار لباس، آنریلیج مانند فصل گذشته از فناوریهای نوری هم بهره برد؛ یک کیف دستی مشکی مجهز به چراغهای LED که ایموجیهایی مثل قلب و چشم را نشان میدادند، حتی کفشهایی طراحی شده بود که یک ایموجی قلب نورانی روی پاشنه یا بدنهی آنها قرار داشت. موسیقی نمایش نیز توسط توماس بنگالتر، یکی از بنیانگذاران گروه محبوب و قدیمی Daft Punk، ساخته شده بود. به طور کلی، هدف اصلی موریناگا در این نمایش «تجسم زندگی و ضربان آن» بود. او قبل از نمایش گفت که این فصل، تم «قلب» دارد و میخواست لباسها «ضربان زندگی» را در خود جای دهند. به همین دلیل حرکات خودبهخودی لباسها شبیه نفس کشیدن یا تپش قلب طراحی شدهاند. این نکات باعث شد که تماشاگران نهتنها از زیبایی بصری طرحها شگفتزده شوند، بلکه مفهوم «زندگی در دل لباس» را نیز تجربه کنند. در نهایت، مجموعهی Anrealage SS26 تنها یک نمایش لباس نبود، بلکه بیانیهای فرهنگی و انسانی بود که نشان داد مد میتواند نهتنها ابزاری برای پوشش، بلکه بستری برای بازاندیشی ارزشهای اجتماعی و فناوریهای نوین را به وجود بیاورد. موریناگا با این نمایش ثابت کرد که لباس میتواند حامل صدا، احساس و حتی ضربان زندگی باشد!
نویسنده: فریناز غفاری








کالکشن بهار و تابستان برند HODAKOVA
مجموعهی بهار/تابستان ۲۰۲۶ برند Hodakova در نخستین روز از هفتهی مد پاریس و در موزهی Bourdelle به نمایش درآمد؛ جایی که نورپردازیها و معماری فضا، بستر مناسبی برای روایت جدید طراح سوئدی به وجود آورده بودند. الن هوداکووا لارسون(Ellen Hodakova Larsson) که سال گذشته جایزهی LVMH را دریافت کرد، با این مجموعه به جستوجوی مفهوم «تولدی دوباره» رفته بود. او مانند گذشته به بازآفرینی متریالهای رهاشده و فرسوده در قالب لباسهایی پرداخته بود که مرز میان هنر، طراحی و زندگی روزمره را کمرنگ میکنند: پیراهنی ساختهشده از کتابهای کهنه، لباسی با بالشتهای حجیم، یقه روی پاچهی شلوار و لباسیهایی از دستکشهای پشمی بازیافتی و حتی کیفدستیهای چرمِ قدیمی.
الن در این مجموعه با اشیاء آشنایی مانند چتر و کتابهای قدیمی بازی کرده بود و بار دیگر نشان داد که «خاطره» و «ماده» برای او منبع الهام به شمار میآیند؛ چرا که برای او هم جنس اشیاء مهم است و هم داستان و خاطرهای که آن شئ درون خود دارد. او این بار، برخلاف فصل گذشته، زمان بیشتری را صرف آمادهسازی کالکشن خود کرده بود و به استفاده از تکنیکهای دستی مثل گلدوزی و پارچهسازی روی آورده بود. همچنین تضاد میان «سختی» و «نرمی» متریالها از ویژگیهای شاخص این فصل بود؛ برای مثال پارچههایی با بافت چرم و حجیم در کنار لباسهایی لطیف از جنس روتختیهای قدیمی قرار گرفتند و فضایی خلق کردند که در آن احساس معصومیت و خشونت، لطافت و جسارت به صورت همزمان در کنار یکدیگر حضور یافتند.
ارجاعاتی به تاریخ هنر هم در این مجموعه دیده میشد؛ از جمله لباسی الهامگرفته از «مگدانل توبهکار» اثر کاراواجو. همکاری با Joar Nilsson در قطعات پایانی نیز بُعد معماری مجموعه را پررنگتر کرده بود؛ جایی که اشکال هندسی با بافتهای سنتی تلفیق شدند. در نهایت، این نمایش بیش از آنکه صرفاً معرفی یک مجموعهی پوشاک باشد، بیانیهای دربارهی تبدیل «دورریز» به «شگفتی» بود؛ مسیری که هوداکووا فصل به فصل در آن عمیقتر میشود و جایگاه خود را به عنوان یکی از متفاوتترین و آیندهسازترین طراحان مد، تثبیت میکند.
نویسنده: فریناز غفاری





کالکشن بهار و تابستان برند Saint Laurent
فشنشو برند سن لوران اولین روز از هفتهی مد پاریس را به زیبایی به پایان رساند. آنتونی واکارلو در این فشنشو بار دیگر اهمیت لوکیشن و فضاسازی رانوی را نشان داد و نمایشی رویایی خلق کرد.
در این کالکشن سیلوئتهای شاخص و آشنای برند سن لوران به چشم میخوردند. سرشانههای حجیم و اغراق شده در کنار دامنهای تنگ و پیراهنهای آزاد و چیندار که حس رهایی و ظرافت را منتقل میکردند. همنشینی این لوکها نوعی تضاد میان جدیت و رمانتیسم را به نمایش میگذاشت و قدرت، ظرافت و اغواگری را در یک کالکشن ارائه میداد.
رنگها یکی از عناصر کلیدی در مجموعههای برند سن لوران هستند و به همین دلیل درک صحیح رنگها و انتخاب پارچهی مناسب برای نمایش بهترین جلوه از رنگ، اهمیت ویژهای دارد. در این مجموعه نیز آنتونی واکارلو با انتخاب یک پارچهی نایلونی سبک، نیمهشفاف و نسبتاً براق، درخشندگی رنگها را به نمایش گذاشت. این پارچه که شبیه به پارچههای ورزشی به نظر میرسید، یکی از ترفندهای سن لوران یعنی بازآفرینی عناصر روزمره و آشنا را با ظرافتی منحصربهفرد زنده کرد.
در این مجموعه هم مانند کالکشنهای قبلی، تمرکز بر اکسسوریهای محدود اما چشمگیر بود؛ به طوری که زیورآلات براق و عینکهای آفتابی بزرگ در اکثر لوکها خودنمایی میکردند.
از دیگر نکات قابل توجه این فشنشو نیز کتوات بلا حدید و حضور افراد مشهوری چون Madonna, Hailey Bieber, Charli XCX, Rosé, Zoe Kravitz, Jean Paul Gaultier و Kate Moss در ردیف اول بود که شکوه نمایش را دو چندان میکرد.
نویسنده: تانیا هاتفی سعید


















یک پاسخ
عالی بود ممنون که انقدر کامل و جذاب بود