شاید در اولین نگاه فشن(fashion) را به عنوان یک نمایش پرزرقوبرق و ترندهای زودگذر و ناپایدار ببینید! بسیاری از افراد فشن را صرفاً ادا اطوارهای بیپایه میپندارند که هدفی جز جلب توجه و نمایش شهرت و پول ندارد؛ اما فشن یک مفهوم عمیق و قابل تأمل است و یک پدیدهی سطحی نیست.
در حال حاضر فشن یکی از ده صنعت بزرگ جهان است. اگر نگاهمان به فشن را صرفاً به لباس محدود نکنیم و آن را پدیدهای در نظر بگیریم که در حوزههای دیگر مانند هنر، سیاست و علم نفوذ کرده است، متوجه میشویم که دربارهی یک امر روزمره صحبت نمیکنیم، بلکه در حال تحلیل یکی از مهمترین بازوهای اقتصاد دنیا هستیم.
در این مطلب قصد داریم با پرداختن به معنا و مفهوم فشن و بررسی تأثیر آن بر حوزه های مختلف هنری فرهنگی و سیاسی، این نظریه که فشن فقط اداست، را اصلاح کنیم.
ریشهی واژهی فشن
واژهی فشن در زبان انگلیسی دارای قدمت زیادی است و ریشه در زبان لاتین کلاسیک آمریکای مرکزی دارد. این واژه از فعل Facio به معنای “ساختن” یا “انجام دادن” و ” فرم دادن” است. طی تحولاتی که در طول تاریخ برای زبانها رخ داد، این فعل وارد زبان فرانسهی قدیم شد و به شکل facon درآمد که به معنای “روش”، “شیوه”، یا “سبک” است. بعد از آن در قرن شانزدهم میلادی به زبان انگلیسی راه پیدا کرد. طبق اطلاعات دیکشنری آکسفورد یکی از معانی واژهی فشن “way of doing things” یا روش انجام کاری است. در مقابل زمانی که شما کلمهی Fashion را در دیکشنری آکسفورد جستوجو میکنید، اولین معنای واژهی فشن “سبک لباس پوشیدن، سبک زندگی و اکسسوری و مدل مو” خواهد بود.
سیر تکاملی کلمهی فشن در طول تاریخ نشان میدهد فشن پیش از اینکه معنای “سبک لباس پوشیدن” به خود بگیرد و به معنای “مد” محدود شود، همواره با مفهوم ساختن، شکل دادن، و فرم همراه بوده است؛ در واقع فشن از ابتدا به معنای ساختن بوده است.
فشن یعنی چه؟ ادا اطوار به چه معناست؟
حالا که با ریشهی کلمهی فشن آشنایی لازم را داریم، به راحتی میتوانیم به مفهوم فشن پی ببریم، اما قبل از آن با معنای کلمهی هویت آشنا شویم. هویت در لغتنامهی دهخدا “هستی”، “کیستی”، و “آنچه موجب شناسایی فرد باشد” معنا شده است. پس میتوانیم نتیجه بگیریم هویت ما شامل تمام خصوصیات اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و… است که ما را در دستهی مشخصی از افراد قرار میدهد.
فشن، نمودی از هویت افراد است. در واقع ما با سبک لباس پوشیدن، سبک زندگی، حتی سبک آرایشی که انتخاب میکنیم؛ هویت خود را به نمایش میگذاریم. پس فشن دقیقاً به معنای شکل دادن و ساختن هویت است که بعضاً با تقلید همراه است.
در فرهنگنامهی معین و فرهنگنامهی فارسی ادا به معنای “تقلید و شکلک درآوردن” معنا شده است. اطوار نیز به معنای “ناز و عشوه” است. با این حال، قسمتی از فشن را که با تقلید کردن همراه است، میتوانیم ادا و اطوار بنامیم.
در مقالهی Fashion Psychology: the relationship between clothing and self نوشتهی جورجیا سی.مکسی به نکتهی جالب توجهی اشاره میشود. این مقاله میگوید بین پوشش و هویت افراد ارتباط وجود دارد و هر آنچه نمود درونی افراد است با پوشش آنها نمایان میشود. اگر افراد لباسی بپوشند که نمودی از هویت درونی آنها باشد، احساس رضایت بیشتری نسبت به خود دارند، یا به عبارت دیگر، اعتمادبهنفس بیشتری خواهند داشت.
حالا متوجه شدیم که فشن صرفاً لباس نیست، بلکه جلوهای پویا از فرهنگ و هویت فردی است. فشن به نحوهی نگاه ما به افراد شکل میدهد و میتوانیم از فشن به عنوان ابزاری برای بیان هویتهای متفاوت در جامعه استفاده کنیم.
آیا فشن یک زبان است؟
رولان بارت منتقد ادبی فرانسوی در کتاب معروف خود، سیستم فشن (The fashion system) باور دارد که فشن یک زبان است. بارت لباس را از سه جنبه مورد بررسی قرار میدهد؛ لباس واقعی، لباس بازنماییشده، و لباس استفادهشده. لباس واقعی شکل فیزیکی لباس است، لباس بازنماییشده آن چیزی است که در تبلیغات و مجلات فشن میبینیم و لباس استفادهشده آن چیزی است که خریده شده و پوشیده میشود. بارت در کتابش به لباس بازنماییشده علاقهی بیشتری نشان میدهد و معتقد است این جنبه از پوشاک به سمت واقعیت حرکت میکند. این یعنی هر رنگ، قطعه و تکه از لباس مانند واژگان یک زبان کنار هم قرار میگیرند و تفکری مشخص را به ما ارائه میدهند. مثلاً یک کت چرمی در طول تاریخ معانی زیادی داشته است. کت چرمی به همراه موهای رنگی عجیب در استایل پانک یا راک معنای شورش و آشوب به خود گرفته است، ولی همین کت چرمی با یک ظاهر آراسته و مرتب، نشانهای از یک استایل شیک تلقی میشود.
در واقع، مانند کلمهای که معنا و مفهوم گذشتهی خود را از دست میدهد و معنای جدید به خود میگیرد، لباسها هم معنای ثابتی ندارند و از طریق رسانهها و فرهنگ معنای آنها عوض میشود.
به این نظریه نقدهای زیادی وارد شده است؛ منتقدین مد معتقد هستند که این نظریه رولان بارت بر مفهوم، تأکید بسیاری دارد و جنبههای احساسی و هویتی فشن را نقض میکند. برخی نیز معتقدند که این نظریهی بارت تنها به فشن نمایشی یا همان کوتور تعلق دارد و برای لباسهای روزمره کاربرد ندارد.
عدهای نقد دوم را رد میکنند و معتقدند، اگر فشن را از همان ابتدا یک زبان در نظر گرفتیم و لباسها با بافت، رنگ و برشهای مختلف خود مانند کلمات و قواعد دستوری عمل میکنند، پس فرقی نمیکند ما لباس را به عنوان یک لباس کوتور یا حاضرو آماده(ready to wear) معرفی کنیم، ما در هر حال ما به لباس برای نشان دادن هویت خود احتیاج داریم.
فشن و روانشناسی
در کتاب” تفکر دربارهی مد: راهنمای نظریههای کلیدی”، فشن در حوزه روانشناسی نیز بررسی میشود.در این کتاب فشن فقط ابزار نمایش هویت درونی ما نیست، بلکه به عنوان فرمی معرفی میشود که با آن حالات روانی ما نمود پیدا میکند.
طبق کتاب، لباسی که میپوشیم دقیقاً با آن تصویر ذهنی که از خود داریم برابری میکند. کارولین مایر اشاره میکند که افراد از طریق انتخاب پوشش خود به بیان هویت روانی خود میپردازند و سعی میکنند قدرت، اعتمادبهنفس و حتی ضعف و تنبلی را به نمایش بگذارند.
لباس بر خلق و خوی افراد نیز تأثیر مستقیم دارد؛ مثلاً پوشیدن لباس رسمی در محیطهای کاری حس مسئولیت و جدیت را در کارمندان افزایش میدهد یا با پوشیدن یک لباس خاص به راحتی میتوان حس خاص بودن و قدرت را به افراد القا کرد.
رنگ در لباس نیز میتواند تأثیر مستقیم بر تضعیف یا تقویت روحیات افراد داشته باشد؛ مثلاً همانگونه که رنگ زرد و نارنجی و قرمز حس هیجان و شادی را بالا میبرد، رنگهای خنثی مانند مشکی و خاکستری میتوانند حس غم و غصه را القا کنند.
لباسها مانند ماسک عمل میکنند و میتوانند به عنوان پوششی برای حفاظت از هویت درونی افراد باشند.
فشن و اجتماع
تا این قسمت، متوجه شدیم که فشن صرفاً لباس و پوشش نیست؛ در این بخش به این درک خواهیم رسید که از فشن میتوان به عنوان وسیلهای برای بیان تفکر و احساسات استفاده کرد.
همانطور که زبان یکی از ابزارهای اصلی در تبیین هویت افراد است، در فشن نیز لباسها پیامی را انتقال میدهند و امکان بیان هویت فرد و نگرشهای سیاسی، فرهنگی، و حالات روانی را فراهم میکند. افراد با انتخاب سبک پوشش، آگاهانه یا ناخواسته در جنبشهای مختلف شرکت میکنند و اطلاعاتی از خود را با جهان اطراف آن به اشتراک میگذارند.
پس هر انتخابی در پوشش مانند رنگ، بافت، و… میتواند حامل دلایل اجتماعی باشد و این فشن را به قدرتمندترین زبان فرهنگی دنیا تبدیل میکند.
بارزترین مثال برای این قسمت استایل پانک در دههی 70 میلادی است.
در دههی 1970 جنبش پانک در بریتانیا و آمریکا به راه افتاد و فشن به ابزاری برای بیان اعتراض نسبت به وضعیت سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. لباسهای سوراخدار، موهای رنگی با مدلهای عجیب، اکسسوریهای نامتعارف، تیشرتهای چاپی با تصاویر جنسی و کلمات ناسزا ، به عنوان کلمات زبان فشن عمل کردند و اعتراض قشر جوان جامعه را نسبت به نظام سیاسی و اجتماعی نشان دادند.

فشن و سیاست
در طول تاریخ لباسها بستر مناسبی برای اعتراض به سیاست بودهاند که با استفاده از آنها، مخالفت و همبستگیهای زیادی به نمایش گذاشته شده است. فشن اغلب به تحولات سیاسی واکنش نشان داده یا خود، زمینهی تغییر را فراهم کرده است.
در اوایل قرن بیستم، زمانی که زنان حق رأی نداشتند، زنان آمریکا در یک حرکت نمادین از لباس سفید به عنوان نماد آزادی، پاکی و برابری استفاده کردند. رنگ سفید لباس وظیفهی انتقال پیام سیاسی مد نظر آنها به افراد دیگر را بر عهده داشت.

در بسیاری از کشورهای خاورمیانه نوع پوشش زنان نیز به یک پیام سیاسی تبدیل شده است؛ مانند حجاب که بارها به مسائل سیاسی و اجتماعی گره خورده است. انتخاب یا عدم انتخاب این پوشش در برخی کشورها فراتر از امری شخصی و یک اقدام سیاسی محسوب میشود.
جملات و عکسهای چاپی روی لباسها هم در سالهای اخیر پر از پیامهای سیاسی و فمینیستی بودهاند؛ مثلاً تیشرت “we should all be feminists” در فشن شو دیور، نشان میدهد که حتی در فضای برندهای لوکس فشن، سیاست میتواند تأثیرگذار باشد.

فشن به عنوان حافظهی فرهنگی
لباسها تنها از چند تکه پارچه تشکیل نمیشوند،آنها تاریخ و فرهنگ جوامع مختلف را با خود حمل میکنند و سنت جایی را که از آن آمدند، به آیندگان معرفی میکنند.
بسیاری از پوششهای محلی و قومیتی ریشه در باورها، آیینهای مذهبی و ارزشهای یک ملت دارد. در فشن معاصر، طراحانی هستند که از آثار تاریخی، بناهای معماری و لباسهای محلی دوران کودکیشان الهام میگیرند. طراحی مانند آیریس ون هرپن(iris van herpen) بارها از شهر ساحلی و سازههای آبی محل زندگیاش که هویت او را میسازد، الهام گرفته است.
عکس4 کالکشن پاییز زمستان 2023 آیریس ون هرپن با الهام از اقیانوس و سازههای آبی
دریس ون نوتن(dries van noten) طراح بلژیکی با ترکیب عناصر تاریخی و فرهنگی شرق آسیا در طرحهای معاصر، لباس را به یک اثر هنری و تاریخی تبدیل کرده است.
عکس5 کالکشن بهار تابستان 2025 دریس ون نوتن با الهام از رنگ و چاپهای آسیای شرقی
ایسی میاکه(issey miyake) طراح ژاپنی با الهام از فرم سنتی کیمونو و ترکیب با تکنولوژی پارچههای جدید، کیمونو را به یک اثر هنری ژاپنی در حال حاضر تبدیل کرده است.

حافظهی فرهنگی فشن باعث میشود گذشته با زمان حال ترکیب شود و در جهانی که همه چیز به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است، رنگ و لعاب گذشته به واسطهی فشن یادآوری شود.
فشن و هنر
این موضوع که افراد فشن و هنر را در یک سطح قرار میدهند مانند هر موضوع دیگری موافق و مخالفان زیادی دارد.
فشن، هنر است و یک دیدگاه منطقی برای آن وجود دارد. طراحان لباس، هنرمندانی هستند که در حال نمایش هنر خود در قالب بدن انسان هستند و اگر نگاهی دقیقتر بیندازیم آثار طراحان زیادی مانند السا اسکیاپارلی، کریستین دیور، مادلین ویونه، الکساندر مک کوئین و… در موزههای هنری مهم دنیا مانند موزهی لوور پاریس به عنوان اثر هنری(Art) نگهداری میشود؛ در نتیجه نمیتوانیم بگوییم فشن هنر نیست.
فشن و هنر یک مرز محو با یکدیگر دارند؛ بسیاری از طراحان لباس در تاریخ فشن از آثار هنرمندانی مانند پیکاسو و سالوادور دالی الهام گرفتهاند و لباسهای فاخری خلق کردهاند که تا امروز در یادها باقی مانده است.


برای مثال السا اسکیاپارلی اولین فشن دیزاینری بود که از تابلوهای نقاشی سالوادور دالی به طور مستقیم در دیزاینهای خود استفاده میکرد و لباسهایی خلق کرد که آثار سورئالیستی سالوادور دالی را به خوبی نمایش میداد.

انتخاب تمهایی مانند Heavenly Bodies 2018 یا Camp: notes on fashion 2019 برای مراسم مت گالا، و برگزاری این رویداد فشن در موزهی متروپولیتن نیویورک که یک فضای کاملاً هنری است؛ همگی نشان از این دارند که فشن شایستگی حضور در محیطهای هنری را دارد. فشن صرفاً یک صنعت نیست و به عنوان یک هنر نیز شناخته میشود.


جمع بندی
شاید فشن از دیدگاه بسیاری از افراد ادا و اطوار به حساب بیاید -که البته بخشی از آن همینطور است- ولی این همهی ماجرا نیست، همانطور که خواندید فشن از مرزهای زیادی در حوزههای مختلف عبور کرده است.
فشن که در ظاهر، امری زودگذر و ناپایدار به نظر میرسد، در واقع مانند حافظهای برای جوامع مختلف عمل میکند و حامل داستانهای شنیدنی تاریخی است.
فشن نهتنها نمود هویتی ماست، بلکه بازتابی از اتفاقات سیاسی و اجتماعی عصر حاضر و گذشته است؛ همین امر معنای فشن را عمیقتر میکند و در این نقطه، فشن و هنر یکسان میشوند.
اگر بخواهیم فشن را درک کنیم باید از ظاهر بگذریم و به داستان پشت رنگها، برشها و طراحیها گوش دهیم. شاید مهمتر از این سوال که “چه بپوشیم؟” این است که “چرا چنین میپوشیم؟” با این سوال مسیر جدیدی را برای درک بهتر فشن آغاز میکنیم.
منابع :
en.wikipedia.org
www.lostandfoundinitaly.com
www.oed.com
قاله Fashion Psychology: the relationship between clothing and self نوشته جورجیا سی.مکسی
کتاب سیستم فشن از رولان بارت
کتاب تفکر درباره مد: راهنمای نظریههای کلیدی فشن
کتاب فشن نشر مشکی
کتاب فلسفه فشن نشر مشکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگنامه معین
فرهنگنامه فارسی











