اپرا، هنری تلفیقی از موسیقی و تئاتر است که ریشه در سنتهای نمایشی غرب دارد. این شاخهی هنری برای نخستینبار در دوران قاجار و در پی سفرهای ناصرالدینشاه به اروپا وارد ایران شد. شاه قاجار که مجذوب شکوه اپراهای اروپایی شده بود، تصمیم گرفت بنایی برای اجرای چنین نمایشهایی در نزدیکی کاخ گلستان بسازد. اما مقاومت سنتگرایان و شرایط فرهنگی زمانه، باعث شد آن ساختمان به جای خانهی اپرا، به «تکیه» برای اجرای تعزیه و مراسم مذهبی تبدیل شود. پس از آن، اندیشهی ساخت خانهی اپرا و اجرای نمایشهای موسیقایی مدرن برای مدتی طولانی کنار گذاشته شد تا دوران پهلوی اول که با تأسیس ارکستر سمفونیک تهران در سال ۱۳۱۲، مسیر ورود هنرهای غربی به ایران گشوده شد. این روند در دوران پهلوی دوم ادامه یافت و هنرستان عالی موسیقی در سال ۱۳۲۸ و بالهی ملی ایران در سال ۱۳۳۷ تأسیس شدند. در همین دوران، تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ افتتاح شد که امروزه با نام «تالار وحدت» شناخته میشود. این تحولات به شکلگیری و تثبیت هنر اپرا و موسیقی کلاسیک در ایران کمک کرد.


پیشگامان اپرا در ایران
نخستین بنیانگذاران اپرای رسمی ایران زنانی چون اِولین باغچهبان و فاخره صبا بودند که به همراه منیر وکیلی و گروهی از هنرمندان، گروه اپرای تهران را پایهگذاری کردند.
فاخره صبا با گونهی صدای متزوسوپرانو از پیشگامان موسیقی کلاسیک در ایران بود. او در سالهای ۱۳۴۰–۱۳۴۶ در نخستین اپراهای تهران از جمله «مادام باترفلای» و «کوزی فان توته» نقشآفرینی کرد.

اِولین باغچهبان با گونهی صدای سوپرانو در کنار فاخره صبا، از بنیانگذاران اپرای تهران هستند. باغچهبان پیشتر در ۱۳۲۵ به ایران آمده و گروه کر هنرستان عالی موسیقی را رهبری میکرد.

منیر وکیلی با گونهی صدای سوپرانوی ایرانی از پایهگذاران «گروه اپرای تهران» در تالار رودکی و اولین خوانندهی زن ایرانی بود که اپراهای فارسی و محلی را در ایران اجرا کرد.

حسین سرشار با گونهی صدای بارتون، نخستین خوانندهی اپرای مرد ایران بود که در سال ۱۳۳۳ دیپلم اپرا گرفت و اپراهای متعددی در ایران و ایتالیا اجرا کرد.

احمد پژمان، موسیقیدان ایرانی نیز در آمریکا و اتریش تحصیل کرد و یکی از آهنگسازان برجستهی اپرای ایرانی بود.

رشید وطندوست، عنایت رضایی و اسفندیار قرهباغی از دیگر خوانندگان مشهور دورهی پهلوی بودند که با ارکستر و گروه کر تهران کار میکردند.
اپراهای معروف اجراشده در ایران

نمایش کوزی فان توته
از اواخر دههی ۱۳۴۰ تا سال 1357، چند اپرای شاخص ایرانی روی صحنه رفت:
١.«جشن دهقان» (احمد پژمان، ۱۳۴۶)، نخستین اپرای ایرانی که در تالار رودکی اجرا شد و به مناسبت افتتاح این تالار ساخته شده بود. پژمان پس از موفقیت این اثر، به فعالیت بیشتر در حوزهی اپرا روی آورد.
٢.«دلاور سهند» (احمد پژمان)، اپرایی بر اساس زندگی بابک خرمدین که در دههی ۱۳۵۰ در تالار وحدت اجرا شد.
٣.«کوزی فان توته» (موتسارت، ۱۳۴۶)، با اجرای کامل در سالن وزارت فرهنگ و هنر (فارابی)، اولین اپرای کلاسیک اروپایی بود که تمام پردههای اثر به صورت کامل و بدون تقطیع روی صحنه رفت؛ فاخره صبا در آن اپرا نقش دورابلا را ایفا میکرد.
٤.«رستاخیز شهریاران ایران» (میرزاده عشقی، ۱۳۰۲ش/۱۹۲۴م)، یک اثر اپرایی متأثر از موضوعات تاریخی ایران باستان بود که به عنوان نوآوری ادبی توسط میرزاده عشقی خلق شد.
۵.«مانا و مانی» (حسین دهلوی، ۱۳۵۷)، اپرایی ایرانی برای کودکان که به سفارش یونسکو در ۲۰ قسمت ساخته شد.
مکانهای اجرای اپرا در ایران

اپراهای پیش از انقلاب عموماً در تالارهایی مانند تالار رودکی اجرا میشدند. تالار رودکی (تالار وحدت فعلی) در سال ۱۳۴۶ با حضور محمدرضا شاه و فرح پهلوی افتتاح شد و تبدیل به نخستین تالار اپرای بزرگ ایران شد.
پیش از ساخت تالار رودکی، برخی اجراها در «سالن فارابی» وزارت فرهنگ و هنر (خیابان بهارستان) و «سالن فرهنگ» پشت تالار وحدت برگزار میشد. پس از انقلاب، تالار رودکی به تالار وحدت تغییر نام داد و تالار کوچکی روبهروی وحدت برای اپراهای عروسکی ساخته شد.
طراحان لباس اپرا در ایران
هلن انشا
هلن انشا (Helen Ensha) از طراحان فعال و اثرگذار دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در تالار رودکی بود. او با گروههای ایرانی و بینالمللی همکاری داشت و طراحی لباس برخی از مهمترین اپراهای آن دوران را برعهده گرفت. کارهای او به دلیل استفاده از رنگهای براق، پارچههای پلاستیکی شفاف و فرمهای تخیلی با بالهای تزئینی، جلوهای شاعرانه و رویایی به صحنه میبخشید.
در یادداشتها و خاطرات مربوط به اجراهای آن دوره آمده که هلن انشا شخصیتهای اپرا را همچون موجوداتی از دنیایی لطیف و اسطورهای به تصویر میکشید. استفاده از رنگهای درخشان و متریالهای غیرمتعارف باعث میشد لباسها جلوهای فراواقعگرایانه پیدا کنند. این تلفیق از زیبایی اروپایی و حالوهوای شرقی، از ویژگیهای برجستهی آثار او بود. از جمله اپراهایی که طراحی لباس آنها را هلن انشا انجام داد میتوان به ازدواج مخفی (Cimarosa، تالار رودکی، ۱۳۵۰)، پسر بچهی باغ قرمز (Così fan tutte، ۱۳۵۰) و اپرای کودکانهی پاردیس و پریسا (۱۳۵۴) اشاره کرد. لباسهای این آثار با طراحیهای خلاقانه و رنگهای زندهاش مورد توجه منتقدان و تماشاگران قرار گرفت.

اپرای ازدواج مخفی
هما پرتوی
هما پرتوی از طراحان باسابقهی تالار رودکی بود که بیشتر در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ فعالیت داشت. او طراحی لباس رقصهای ملی، باله و اپراهای ایرانی را برعهده میگرفت و از پیشگامان بازنمایی فرهنگ فولکلور ایران در صحنههای نمایشی بود. یکی از آثار شاخص او طراحی لباسهای بالهی ایرانی بیژن و منیژه در سال ۱۳۵٤و ۱۳۵٣ به کارگردانی نژاد احمدزاده است.
پرتوی با دقتی کمنظیر به ویژگیهای قومی و محلی هر رقص توجه میکرد. در آثارش، از نقوش سنتی و پارچههای بومی استفاده میشد تا اصالت لباسها حفظ شود. در برنامههای رقص فولکلور ایران، از جمله رقص ترکمن و بلوچ طراحی لباسها بازتابی از فرهنگهای گوناگون ایران بود. طراحی لباس بالهی بیژن و منیژه و مجموعهی اجراهای رقصهای محلی ایران (۱۳۵۰) از مهمترین کارهای اوست. لباسهای این اجراها، از پوشش سنتی و قومی مناطق مختلف ایران الهام گرفته شده بودند.

ادنا زینلیان
ادنا زینلیان (متولد اردیبهشت ۱۳۳۳، تهران) از نخستین طراحان حرفهای صحنه و لباس در ایران است. او در شمار اولین فارغالتحصیلان رشتهی طراحی لباس از دانشگاه الزهرا (فرح پهلوی سابق) بود. زینلیان در سال ۱۳۵۶ به تالار رودکی پیوست و همزمان تدریس در دانشگاههای گوناگون از جمله الزهرا، تهران و تربیت مدرس را آغاز کرد. فعالیتهای گستردهی او در تئاتر، سینما و تلویزیون، از او چهرهای پیشرو در عرصهی طراحی لباس اپرا ساخت.
به گفتهی خودش، طراحی لباس در اپرا برای او جنبهای «سنگین و تجسمی» دارد. او معتقد است چون در اپرا تمرکز اصلی بر موسیقی و صداست، لباسها باید با حالوهوای صحنه هماهنگ شوند نه با حرکتهای بدنی یا رقص. برخلاف آثار تاریخی که دقت در جزئیات دورهای اهمیت دارد، زینلیان در اپرا بر تخیل و فضای ذهنی تکیه میکند. به عنوان نمونه، در طراحی لباسهای اپرای فلوت سحرآمیز تلاش کرد مرزی میان رؤیا و واقعیت بسازد تا بیننده حس کند با جهانی خیالی روبهروست.
از مهمترین تجربههای او طراحی بیش از صد دست لباس برای اجرای اپرای فلوت سحرآمیز (اثر موتسارت، ۱۳۹۳) است؛ اثری که از نخستین نمونههای طراحی جدی و یکپارچهی لباس اپرا در ایران به شمار میآید.
الهام از داستانهای ملی و ادبیات ایرانی در اپرا
بسیاری از اپراهای ایرانی برگرفته از داستانها و اشعار کهن ایران بودند. برای نمونه، بسیاری از آثار اپرا از قصههای ملی الهام گرفتهاند: حسین دهلوی «خسرو و شیرین» را اقتباس کرد و احمد پژمان در «دلاور سهند» به زندگی بابک خرمدین پرداخته است. همچنین میرزاده عشقی با الهام از تاریخ ایران باستان، اپرای «رستاخیز شهریاران ایران» را خلق کرد. پس از انقلاب نیز تلاشهایی برای حفظ این سنت انجام شد؛ اما غالب آثار جدید به شکل کنسرتهای اپرا یا فرمهای دیگر ارائه شد.
در مجموع، «اپرای ایرانی» در دهههای ۱۳۴۰–۱۳۵۰ به اوج رسید و پایههای آن توسط چهرههایی چون فاخره صبا، اِولین باغچهبان و حسین سرشار گذاشته شد. پس از انقلاب، رویکرد جدیدی به این هنر شکل گرفت که بیشتر به پاسداری از میراث و نمایش داستانهای ملی پرداخت، چیزهایی مثل نمایش عروسکی اپرا.
منابع:
هنرآنلاین گفتوگو با ادنا زینلیان، ۱۳۹۳
آرشیو تالار رودکی (تالار وحدت) – برنامههای دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰
سایت Opera Nostalgia
«The Opera of Tehran 1960–1979» در Iranian Studies Journal, Vol. 55, 2022
وبسایت Iran Chamber Society
وبسایت IRNA – «مروری بر طراحان لباس در هنرهای نمایشی ایران»، ۱۴۰۰
روزنامه اطلاعات، ویژهنامه افتتاح تالار رودکی، آبان ۱۳۴۶
وبسایت Iran Theater.ir – گفتگو با هما پرتوی، ۱۳۸۴
مستند تصویری «تاریخ اپرای ایران» ( ۱۳۹۵)
روزنامه کیهان، پرونده «اپرای تهران»، خرداد ۱۳۵۲
روزنامه اطلاعات، ویژهنامه افتتاح تالار رودکی، آبان ۱۳۴۶
مجلهٔ زن روز، شمارههای سال ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ (گزارش از پشت صحنه اپرای رودکی)











