گزارش پنل «بازخوانی فرش در فشن و جواهرات معاصر»در بخش مد و پوشاک هفته دیزاین تهران

صنم فربهی
نوامبر 18, 2025
موضوعاتی که به آن می‌پردازیم

فرش ایرانی و طرح‌ و نقش‌های متمایز آن، از دیرباز به‌ عنوان یکی از شناسه‌های فرهنگی ایران در جهان شناخته می‌شود. از نقوش درختی و لچک‌ترنج تا طرح‌های شاه‌عباسی و شکارگاه، هر یک بخشی از تاریخ و هویت بصری ایران را روایت می‌کنند و جایگاه ویژه‌ای در میراث هنرهای سنتی دارند. در دهه‌های اخیر، طراحان معاصر برای حفظ و بازآفرینی این میراث ارزشمند، به سراغ بازخوانی و کاربرد این نقش‌مایه‌ها در حوزه‌های جدیدی مانند جواهرات و فشن رفته‌اند؛ رویکردی که هم اصالت طرح‌ها را حفظ می‌کند و هم آن‌ها را با نیاز و سلیقه‌ی امروز سازگار می‌سازد.

در همین راستا، روز یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴ و در ششمین روز بخش مد و پوشاک هفته دیزاین تهران، پنلی با محوریت «بازخوانی فرش در فشن و جواهرات معاصر» در گالری ماد زعفرانیه برگزار شد.

این پنل با مدیریت علی مقامی و با حضور میرمولا ثریا و مهدی کشاورزافشار به‌ عنوان مهمانان پنل، به بررسی روندها، چالش‌ها و ظرفیت‌های الهام‌گیری از فرش ایرانی در طراحی معاصر پرداخت.

علی مقامی، شروع پنل را به مهدی کشاورزافشار سپرد و از او خواست تا خودش را معرفی کند و سپس درباره‌ی موضوع پنل صحبت کند در ادامه کشاورزافشار از هنر معاصر ایران و ویژگی‌های آن سخن گفت.

او توضیح داد که هنر معاصر این امکان را فراهم کرده تا جوامع ایرانی بیش از پیش وارد حوزه‌های هنری شوند و زمینه‌ای ایجاد شد تا هنرمندان و کشورهای مختلف به تمدن خود توجه کنند و آن را وارد هنر معاصر سازند. او مهم‌ترین ویژگی هنر معاصر ایران را توجه آن به هنر اصیل و سنتی ایرانی دانست و اعتقاد داشت هنر معاصر ایران از همان ابتدای شکل‌گیری هنر معاصر در جهان، به سنت و هنر کهن ایرانی توجه نشان داده است. 

هنر معاصر ایران و ویژگی‌های آن با مهدی کشاورز افشار

«ما ایرانی‌ها بسیار زود به عرصه‌ی هنر معاصر وارد شدیم. معماری ایرانی نیز از دوره‌های ساسانی و هخامنشی، المان‌هایی را وارد معماری مدرن کرده است. در دوره‌ی معاصر نیز آفرینش‌های هنری ما همواره به سنت و اصالت ایرانی توجه داشته‌اند. خط و خوشنویسی از اولین حوزه‌هایی بودند که وارد هنر معاصر شدند؛ نگارگری نیز به همین ترتیب حضور پررنگی داشت. هم‌چنین فرش که هنرمندانی مانند مارکو گریگوریان و پرویز تناولی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ به آن توجه کرده و از آن به عنوان رسانه استفاده کردند؛ جایگاهی مهم در هنر معاصر یافت. برخی دیگر مانند میرمولا ثریا، فرش را به‌ طور کامل به یک هنر معاصر تبدیل کردند. بنابراین یکی از هنرهای سنتی که در هنر معاصر مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد، فرش است.»

او در ادامه به این پرسش که چگونه فرش وارد هنر معاصر شد، این‌گونه پاسخ داد:


«در رویکرد اول، هنرمندان از فرم‌های مختلف فرش وام گرفتند و از آن‌ها بهره بردند. استفاده از گنجینه‌ی هنر سنتی در هنر معاصر به معنای احیای آن نیست، بلکه به معنای استفاده‌ی فکرشده است. ساده‌انگارانه است که فرش را تنها به‌ عنوان فرم ببینیم؛ فرش متریال و ماده دارد و این بخش مهمی از معنا را شکل می‌دهد. رویکرد دیگر، استفاده از متریال خود فرش است که با تکه‌تکه شدن و پارگی، اثر هنری جدید خلق می‌شود؛ یا این‌که از فرش به عنوان مفهوم استفاده شود؛ مثلاً با نصب آن در یک سازه.»

اما اصلا چرا فرش مهم است؟

«زیرا فرش ایرانی حامل هویت و تاریخ ایرانی است و این شاید ساده‌ترین راه برای یک هنرمند باشد تا برای اثر خود هویت ایرانی بسازد. هم‌چنین فرش شناخته‌شده‌ترین هنر ایران در سطح جهان است؛ در هر گوشه‌ی جهان که بروید، تکه‌ای از فرش ایرانی می‌بینید. در دو قرن گذشته، همه‌ی موزه‌های جهان بخشی مستقل برای نمایش فرش ایرانی داشته‌اند. فرش به یک زبان جهانی هنر تبدیل شده و اثری فراملّی به شمار می‌آید. فرش تقریباً تنها اثری است که هم‌زمان حامل هویت بومی، محلی، ملی و فراملی است.»


در نهایت نوبت به حضور فرش در فشن رسید:

«نکته‌ی بعدی این است که این توجه را می‌توان در فشن و طراحی لباس نیز دید. طراحان لباس و فعالان حوزه‌ی فشن به فرش توجه کرده‌اند. نکته‌ی جالب این است که فرش از محصولی که روی زمین قرار می‌گیرد، به پدیده‌ای تبدیل شده که بر بدن معنا پیدا می‌کند. فرش فقط یک پدیده‌ی زیبایی‌شناسی بصری نیست؛ هنر ما، به‌ طور عام و خاص، تنها دیداری نیست. بخش مهمی از آن از طریق لمس قابل درک است. وقتی فرش از زمین به روی بدن می‌آید، لمس اتفاق می‌افتد و با بدن انسان معنای تازه‌ای تولید می‌کند. در طراحی لباس، بدن وارد هنر معاصر می‌شود و معنا چند برابر می‌گردد. فرش از حالت سکون به حرکت درمی‌آید و با انسان‌ها حمل می‌شود و در شهرها و مکان‌های مختلف می‌چرخد. این در واقع نوعی تسلط و اشغال شهرها و بدن‌ها توسط فرش است.»

 در آخر، کشاورزافشار گفته‌های خود را با این جملات به پایان رساند:

«به‌زودی فرش دوره‌ی صفوی زیر سایه‌ی آثار هنرمندان فرش معاصر قرار خواهد گرفت؛ توانایی هنرمندان معاصر از هر لحاظ به گونه‌ای است که دوره‌ی طلایی فرش را باید دوره‌ی معاصر دانست.»

نگاه منتقدانه نسبت به نقش فرش در هنر معاصر با میرمولا ثریا

در قسمت بعدی پنل، میرمولا ثریا بیشتر نگاهی منتقدانه نسبت به نقش فرش در هنر معاصر و برخورد مردم و مخاطب با آن‌ها داشت.

«فرم طراحی در ایران یک «DNA» مشترک است؛ این دی‌ان‌ای‌ در سفالگری، کاشی، فرش، پارچه، قلمزنی و… دیده می‌شود و در واقع یک رفتار بنیادین و یک شناسنامه‌ی هویتی برای مردمی است که در گستره‌ی جغرافیایی ایران زندگی کرده‌اند. وقتی به تاریخ ۲۵۰۰ ساله‌ی فرش نگاه می‌کنیم، در حقیقت یک بازه‌ی ۵۰۰ تا هزار ساله از تداوم تکنیک، فرم و معنا را می‌بینیم. این هویت بصری اکنون به یک زبان جهانی تبدیل شده؛ به‌ گونه‌ای که هر کجا دیده شود، همه آن را تحت عنوان ایرانی می‌شناسند.»

او در ادامه گفت:

«با این حال امروز بسیاری از اساتید قادر به انتقال گستردگی و عمق این رفتار تاریخی نیستند و در سطح باقی می‌مانند.»

ثریا در سخنانش به اهمیت فرش صفوی اشاره کرد و آن را با جایگاه مجسمه‌سازی در ایتالیا مقایسه کرد. هم‌چنین از تنوع فرش، معناها، قصه‌ها و مفاهیم آن سخن گفت و از مظلومیتش یاد کرد؛ اثری پرارزش که زیر پا قرار می‌گیرد. در حرف‌های او به سادگیِ شکل‌گیری فرش توسط زنان روستایی و گوناگونی بی‌نظیر آن نیز اشاره شد.

چگونه تاجرپیشگان امروز با تولید انبوه، فرش را به کالایی صرفاً اقتصادی تبدیل کرده‌اند

در ادامه به این موضوع پرداخته شد که چگونه تاجرپیشگان امروز با تولید انبوه، فرش را به کالایی صرفاً اقتصادی تبدیل کرده‌اند و این روند اصالت و هنر آن را تهدید می‌کند. در جهان امروز اگر یک ایرانی بخواهد سخنی ماندگار و تأثیرگذار بگوید، تنها هویتی که می‌تواند او را از گم‌شدن نجات دهد، همان هویتی است که مردم این سرزمین طی دو هزار سال ساخته و حفظ کرده‌اند.

در ادامه پرسشی از سمت میرمولا ثریا مطرح شد: «چرا نمی‌توان محصولاتی با اصالت گذشته، مثل آثار کیوان خسروانی را خلق یا حتی بازسازی کرد؟ پاسخ این است که ما ضرورت طراحی را نیاموخته‌ایم. کپی‌کردن ساده است و بی هویت، مثلاً کپی کردن یک فرش صفوی تنها یک بازآفرینی خوب است؛ آن اثر در عصر خود هنر معاصر بوده، اما امروز دیگر این معنا را ندارد!»

هم‌چنین او عنوان کرد که فرش ایرانی در جهان در حال فراموش‌شدن است، زیرا تاجران آن را به هند و دیگر کشورها منتقل کردند. ساختن یک برند معتبر فرش ایرانی امروز بسیار دشوار است و در بازه‌ای کوتاه بین ۵ تا ۱۰ سال اتفاق نمی‌افتد؛ اما با پرهیز از کپی‌کاری و تلاشی پیوسته می‌توان به آن دست یافت؛ درست مانند کاری که محمدرضا شجریان طی سال‌ها با استمرار و کیفیت در حوزه‌ی کاری خودش انجام داد.

«یادگیری هنر ایرانی سطحی نیست؛ ژرف و لایه‌لایه است. کیفیت، عاملی تعیین‌کننده است؛ یکی از دلایل موفقیت جهانی فرش ایرانی نیز کیفیت طراحی و متریال آن بوده است.»

در سخنان ثریا بر این نکته نیز تأکید شد که طراح و دیزاینر باید گذشته را به‌ درستی بفهمد. هر کاری در زمان معاصر نیازمند درک عمیق از گذشته است. نمی‌توان تنها فرم و تصویر را دید و از عمق غافل ماند؛ درست مانند شعر حافظ که باید در دریای معنای آن غرق شد.

در نهایت این گفت‌وگو با امید به این‌که آثار بیشتری با هویت ایرانی در جهان دیده شوند و ارزش واقعی هنر ایران بیش از پیش نمایان گردد، به پایان رسید.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *