رامینا ترابی، مدل و اینفلوئنسر ایرانی، امسال برای اولینبار روی فرش قرمز کن ظاهر شد. علاوه بر حضور او به عنوان یک چهرهی ایرانی در رویدادی جهانی، لباس وی نیز واکنشهای مختلفی را میان کارشناسان و فعالان صنعت مد برانگیخت.
پگاه خسروی مدیر و مؤسس تیم طراحی Zima Maison با همکاری تیم berikad.official و جواهرات baharnaz.gallery لباس و اکسسوری رامینا ترابی را طراحی و اجرا کرده بودند. این مدل و اینفلوئنسر ایرانی با انتخاب چنین لباسی قصد داشت به سهم خود، تاریخ و فرهنگ ایران را به دنیا نشان دهد.

در جهانی که مرز بین مد و پیام فرهنگی هر روز کمرنگتر میشود، این سوال مطرح است:
آیا طراحان ایرانی برای دیده شدن در عرصههای بینالمللی، حتماً باید از نمادها و اسطورههای تاریخی به صورت مستقیم استفاده کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که به سمت “بازتاب درونی این نمادها” حرکت کنیم؟
در همین راستا ما در مجلهی کمد سارک نظر چند کارشناس و فعال دنیای مد را در رابطه با لباس رامینا ترابی در فرش قرمز فستیوال کن پرسیدهایم.
تحلیل استایل رامینا ترابی در جشنواره کن ۲۰۲۵ از زبان غزاله پوررضا، استایلیست
“طراحی جسورانه و فانتزی با الهام از زره، اسطوره و قدرت زنانه.
با وجود خلاقیت در ایده، جزئیاتی مثل شانههای حجیم، جنس متالیک با پرداخت نهچندان ظریف و شنل آبی ناهماهنگ باعث شد لباس با زیباییشناسی کلاسیک و مینیمال جشنوارهی کن فاصله داشته باشد.
میکاپ چشمگیر و مدل موی کلاسیک با فرم لباس هماهنگ بود، اما به دلیل حجم زیاد بالاتنه و اکسسوریها، شاید مدل موی جمعتر یا آرایش لب قویتر تعادل بهتری ایجاد میکرد.
در مجموع، این استایل بیشتر مناسب مراسمی نمایشیتر مانند Met Gala است تا فرش قرمز کن که بر سادگی فاخر، وقار و ظرافت تأکید دارد. انتخابی قابل احترام اما قابل بهبود برای حضور در صحنهای جهانی.”

عدم تطابق عملکرد و فرم
مرضیه اسلامی، پژوهشگر مد
به گفتهی مرضیه اسلامی، پژوهشگر مد، در طراحی لباس میبایست المانهای تاریخی و فرهنگی را به درستی بشناسیم و در جای درستی از آنها استفاده کنیم:
“در لباس رامینا ترابی، استفاده از گاو دوسر هخامنشی بهعنوان سرشانه، بدون در نظر گرفتن ویژگیهای ساختاری بدن انسان انجام شده. این المان، که در معماری نماد ثبات و ایستاییست، با پویایی شانهها در تضاد است. نتیجه، حرکات ناپایدار و حس ناهماهنگیست. بدون شناخت عملکرد نمادها، کاربرد آنها در طراحی لباس نهتنها مؤثر نیست، بلکه به زیباییشناسی آسیب میزند.”

تحلیل مفهومی طراحی لباس از منظر زیباییشناسی هنر ایرانی
امیر بابک کوروش، نویسنده و مدرس حوزهی فشن
در تحلیل طراحی لباس رامینا ترابی، دو شاخص مهم از زیباییشناسی هنر ایرانی قابل بررسی هستند:
1. جزءنگری و دقت مینیاتوری:
یکی از ویژگیهای ماندگار در هنر ایرانی، توجه زیاد به جزئیات است؛ عنصری که در مینیاتور ایرانی و بسیاری از هنرهای سنتی ما حضور پررنگی دارد.
با وجود تلاش برای استفاده از موتیفهایی چون سرستونهای هخامنشی، به نظر میرسد این جزئیات در فرم کلی لباس نهتنها بهخوبی اجرا نشدهاند، بلکه از دقت فنی و ساختار قابل دفاعی نیز برخوردار نیستند.
2. معناگرایی و لایهمندی مفهومی (کانسپچوال بودن):
هنر ایرانی همواره دارای لایههای معنایی و نمادین است؛ از نگارههای اساطیری تا ترکیببندیهای معمارانه. در طراحی این لباس، پیام یا روایت مشخصی که مخاطب را به کشف و تفسیر دعوت کند، مشاهده نمیشود. استفادهی مستقیم از عناصر فرهنگی، بدون رمزگذاری یا ابهام مفهومی، اثر را به یک “کُلاژ تصویری” تقلیل داده که با سنت معناگرای هنر ایرانی فاصله دارد.
در شرایطی که وضعیت اقتصادی جامعه بر ذائقهی مخاطب اثر گذاشته و تمایل عمومی به آثار معناگرا کاهش یافته، لازم است طراحیهای فرهنگی ما همزمان قابل فهم، دارای هویت بومی و برخوردار از کیفیت بصری و مفهومی باشند تا ارتباط واقعی با مخاطب ایرانی برقرار کنند.

بهشاد بردبار، مدل و رئیس انجمن ملی مد ایران
خلاقیت و نوآوری، مطابق با شرایط روز جامعه
“استفاده از المانهای ایرانی بر اساس هویت، فرهنگ و هنر ایران در طراحی لباسهایی برای رویدادهای بینالمللی رسالت بزرگ و مهمیست. این رسالت باید با ظرافت و هوشمندی، خلاقیت، نوآوری و مطابق با شرایط روز جامعه اجرا شود.
پیادهسازی عین سرستونهای تخت جمشید در طراحی لباس خانم رامینا ترابی از نظر من فاقد خصوصیات ذکر شده است و صرفاً از جنبهی فانتزی میتواند مورد توجه قرار گیرد. این رسالت زمانی ارزشمند و تأثیرگذار است که با الهام و نوآوری خلق شود نه عین اثری که هزاران سال پیش خلق شده است!”

پرستو نباتی،سردبیر مجلهی کمد سارک
نمایش چهرهی شرقی در فرش قرمز کن
“بعضی از طراحان و اینفلوئنسرهای ایرانی تصور میکنند که باید با حضور بر فرش قرمزها، ملیت، هویت، فرهنگ، خاص بودن و… را همزمان نشان دهند؛ این دیدگاه کاملاً اشتباه است.
من به عنوان یک زن اگر جای رامینا ترابی بودم، از این فرصت پیشآمده برای نمایش چهرهی شرقی خود نهایت استفاده را میبردم. رامینا با استفاده از این موضوع، شانس بیشتری برای دیده شدن داشت.”
پریسا خوشنامی، فشن ژورنالیست
وقتی فرم، اجرا و زیباییشناسی همراستا نیستند.
“لباس رامینا ترابی با واکنش منفی مخاطبان روبهرو شد؛ ترکیب مستقیم و سطحی از المانهای تاریخی، بدون رمزگذاری یا بازآفرینی خلاقانه، بیشتر تقلیدی ساده به نظر میرسد. کیفیت پایین اجرا، متریال براق و دوخت ناصاف نیز به اغتشاش بصری افزودهاند. استفادهی افراطی از رنگ و متریال طلایی و اکسسوریها، به جای ماکسیمالیسم هدفمند، نوعی شلوغی و بینظمی ایجاد کرده که تعادل و ظرافت لازم را ندارد.”
مریم نبوینژاد، روزنامهنگار فشن و سردبیر قواره
شکاف فشن لوکس و سلیقهی مخاطبان در ایران
لباس رامینا ترابی، فارغ از ابعاد فرمی و اجراییاش، به نقطهی تلاقی یک شکاف عمیق در سلیقه و درک زیباییشناسی تبدیل شده است؛ شکافی میان نگاه منتقدان و متخصصان حوزهی مد و طراحی از یک سو، و سلیقهی عمومی جامعه از سوی دیگر.
برخوردهای تند و متناقض با این لباس، بازتاب همین ناهماهنگی است: آیا این دو گروه از منظرهای متفاوتی به مفهوم “زیبایی”، “میراث” و “نمایش” نگاه میکنند؟ آیا میان آنچه متخصصان تولید و تحلیل میکنند و آنچه مخاطب دریافت و ترجیح میدهد، ناهماهنگی وجود دارد؟
این لباس صرفاً یک طراحی نیست؛ بلکه نشانهای نمادین از گرههای کور فشن لوکس در ایران شده است؛ از درک معنای زیبایی تا چگونگی بازنمایی میراث در بستر جهانی. آنچنان که تصور میشود هنوز بر سر پاسخ این پرسشها به تفاهم نرسیدهایم.

سپیده سوری، طراح و روایتگر مد
ضعف در پروسهی طراحی
“این لباس از نمونههای بارز ضعف پروسهی طراحیست. الهام گرفتن خیلی واضح و قرار دادن المانهای معماری بر سرشانه، نشان از طی نشدن اصولی مراحل طراحی یا اطلاعات کم طراح دربارهی تخت جمشید دارد.
اگر المان سرشانه را فاکتور بگیریم، بعضی جزئیات پیراهن شاید بیشتر از تخت جمشید یادآور معماری یونانی یا مصری باشند و رنگ طلایی هم به آن شکلی که استفاده شده، بخشی از معماری هخامنشی نیست.
البته علاوه بر منبع الهام و طراحی، دوخت و راحتی لباس هم مهم است و با توجه به کد پوشش و شرایط جشنوارهی فیلم کن، این لباس نمرهی بالایی در این بخشها هم ندارد.”














