ایرانزمین، از دیرباز با هنر و فرهنگی که در تار و پودش تنیده شده شناخته میشود. در تقویم، روز 26 فروردین به نام روز هنر نامگذاری شده؛ اما برای ما، این روز تنها یک مناسبت نیست، بلکه فرصتیست برای مرور میراث زنان هنرمندی که شاید بعضی از آنها نامشان کمتر شنیده شده، اما تأثیرشان در هنر این سرزمین، عمیق و ماندگار است؛ زنانی که در زمینههای مختلف هنری از نقاشی و طراحی تا معماری و نویسندگی الگوی نسلهای بعدی خود شدند. آنها با به وجود آوردن جریانی تازه، هنر ایران را دگرگون کرده و شکل نوینی به آن بخشیدند.
در ادامه، نگاهی به زندگی و آثار این زنان تأثیرگذار خواهیم داشت.
1.”منیر شاهرودی فرمانفرمائیان”



منیر شاهرودی فرمانفرمائیان (نقاش ومجسمهساز)، در قزوین به دنیا آمد و در دانشگاه تهران در رشتهی هنر تحصیل کرد. سپس برای ادامه تحصیل به پاریس و نیویورک رفت و در مؤسسه پارسونز نیویورک تحصیلات خود را ادامه داد. در نیویورک با هنرمندان برجستهای مانند اندی وارهول آشنا شد که تأثیر زیادی بر سبک هنری او داشتند.
آثار منیر با ترکیب هنر سنتی ایرانی، به ویژه آینهکاری و نقوش هندسی، با هنر مدرن غربی، سبکی منحصربهفرد خلق کرد. او از تکنیک آینهکاری ایرانی برای ایجاد آثار سهبعدی و مجسمههای هندسی استفاده میکرد. آثار او در موزهها و گالریهای معتبری مانند موزه گوگنهایم نیویورک و تیت مدرن لندن به نمایش درآمدهاند. در سال 2017، موزهی هنرهای معاصر تهران بخشی دائمی را به نمایش آثار او اختصاص داد. همچنین، کتاب زندگینامه و آثار او با عنوان “منیر: زندگی و آثار منیر شاهرودی فرمانفرمائیان” منتشر شده است. با توجه به عکسهای منیر شاهرودی، او علاقهمند به پوشیدن طرحهای سنتی ایرانی بوده است، همچنین از زیورآلات فلزی که جلوهای اصیل به پوشش او میداد، استفاده میکرد. مدل موهای پوش داده شده، آراسته و حالتدار از دیگر خاصیتهای استایل اوست که در عکسهایش دیده میشود.
2.”پروانه اعتمادی”



پروانه اعتمادی (نقاش)، در تهران متولد شد و در دانشکدهی هنرهای زیبا تحصیل کرد. او سپس به کارگاههای خصوصی پیوست و زیر نظر اساتیدی مانند بهمن محصص به یادگیری و تکمیل هنر خود پرداخت.
اعتمادی با استفاده از تکنیکهای مختلف مانند کلاژ، نقاشی و چاپ، آثاری با تمرکز بر طبیعت بیجان و اشیاء روزمره خلق کرده است. او با سادهسازی فرمها و استفاده از رنگهای ملایم، به آثارش حالتی از سکوت و آرامش میبخشد. مجموعههای معروف او شامل نقاشیهای طبیعت بیجان و کلاژهای او هستند. اعتمادی عمدتاً چهرهای کم آرایش و طبیعی دارد، او در استایل خود از دامنهای چهارخانه، کتهای کوتاه با پارچههای ساده، اپلهای سرشانه و برشهای خلاقانه استفاده کرده است.
3.”بهجت صدر”



بهجت صدر متولد شهر اراک، از پیشگامان نقاشی مدرن ایران بود. در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کرد و بعدها به رم رفت تا در آکادمی هنرهای زیبای رم ادامه تحصیل دهد.آثارش در نمایشگاههای بزرگ جهانی از جمله بینال ونیز و پاریس به نمایش درآمدهاند.
صدر بیشتر با نقاشیهای آبستره و مینیمال شناخته میشود. او با رنگهای تیره و بافتهای خاص و درهم پیچیده، وجودی متفاوت را به تصویر میکشید. بهجت صدر انتخابهایی ساده در پوشش داشت. رنگهای خنثی و دوری از زرق و برق، دامنهای بلند بدون برش خاص و استفادهی کم از اکسسوری برای مثال فقط عینک و شال از ویژگیهای استایل او بودند.
4.”فرح اصولی”



فرح اصولی (نقاش و بازیگر تئاتر)، در زنجان به دنیا آمد و در دبیرستان هنرهای زیبای دختران تهران تحصیل کرد. سپس در دانشگاه تهران در رشتهی طراحی گرافیک فارغالتحصیل شد.
اصولی با ترکیب نگارگری ایرانی و موضوعات مدرن، سبکی جدید در نقاشی ایرانی ایجاد کرده است. آثار او اغلب به مسائل زنان، شعر فارسی و هنر کلاسیک غربی میپردازد. او با استفاده از تکنیکهای نگارگری، داستانهای معاصر را به تصویر میکشد.
آثار فرح اصولی در موزهها و گالریهای معتبری مانند موزهی بریتانیا و موزهی هنرهای معاصر تهران به نمایش درآمدهاند. با توجه به تصاویر، او علاقهمند به ابروهای نازک، آرایش کامل چشم و مدل موی حجیم به نظر میرسد؛ همچنین از آیتمهای ترندی دههی ۵۰ مثل جینهای فلر و کفشهای پلتفرم استفاده میکرد و انتخابهای سادهای برای پوشش خود داشته است.
5.”نکتار پاپازیان”

نکتار پاپازیان از نخستین زنان معمار ایرانی بود و در دورانی فعالیت خود را آغاز کرد که این رشته عمدتاً در اختیار مردان بود. او تحصیلات معماری را در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران گذراند، وی اولین دانشجوی دختر رشتهی معماری در این دانشگاه بود. در سال 1326 به پاریس رفت تا معماری را در مدرسهی هنرهای زیبای پاریس و دانشگاه بوزار پاریس ادامه دهد.
او پس از ازدواج با مهندس آندرف به ایران برگشته و در تأسیس دفاتر معماری مثل (دفتر مهندسین مدام) مشارکت کرد. پاپازیان با نگاهی تلفیقی از زیباییشناسی شرقی و ساختار مدرن غربی، آثاری خلق کرد که در نوع خود منحصربهفرد بودند. او در دوران پیش از انقلاب نقشی کلیدی در رشد طراحی داخلی و فرهنگ معماری ایران داشت. از آثار او میتوان به کتابخانهی دانشگاه شیراز، دانشگاه ادبیات شیراز، طرح جامع دانشگاه و بیمارستان دانشگاه اهواز، ساختمان گمرک و کوی کارمندان گمرک آستارا اشاره کرد.
6.”ژاله کاظمی”


ژاله کاظمی(مجری، دوبلور و گوینده)، در خانوادهای هنرمند به دنیا آمد. در جوانی به تلویزیون ملی ایران پیوست و به عنوان یکی از اولین زنان مجری تلویزیون و خبرنگار هنری در سطح بینالملل فعالیت کرد. به واسطهی حضورش در جشنوارههای بینالمللی، مصاحبههایی با هنرمندان بزرگی چون فدریکو فلینی انجام داد. در کنار رسانه، او نقاشی را نیز بهطور جدی دنبال میکرد. آثارش بیشتر تحت تأثیر جریانهای هنری غرب و در سبکهایی چون امپرسیونیسم و آبستره بود. یکی از برنامههای قابل توجه که توسط ژاله کاظمی برگزار میشد، برنامهی “میعاد ماه” بود که شب قبل از سال نو با محتوای نوروزی پخش میشد. ژاله کاظمی متأثر از شغل و جایگاه اجتماعیاش، همواره پوششی آراسته و مطابق مد داشت. آرایش چهره و موی او دقیقاً طبق مد روز بودند، موهایی پوش داده شده با رنگ روشن و آرایشهایی با سایههای رنگی. همچنین لباسهای او کاملاً دورهی زمانی او را نشان میدهد. استفاده از رنگهای روشن، آستینهای آزاد با پارچههای توری و لباسهایی با قد کوتاه “mini dress” که جزو ترندهای دههی 70 میلادی به حساب میآمد، از نشانههای استایل او بود.
7.”لیلی متین دفتری”

لیلی متین دفتری (نقاش و استاد دانشگاه)، نوهی محمد مصدق بود و در خانوادهای روشنفکر و فرهنگی رشد کرد. لیلی در پاریس و لندن تحصیل کرد و پس از بازگشت به ایران، در دانشکدهی هنرهای زیبا تا سال 1357 به تدریس مجسمه سازی پرداخت.
او از نخستین زنانی بود که سبک اکسپرسیونیسم مدرن و فیگوراتیو را وارد نقاشی ایرانی کرد. آثارش عمدتاً چهرههای انسانی را با نگاهی درونی و گاه در تضاد با زیباییشناسی رایج به تصویر میکشید. از جمله نمایشگاههای مهم لیلی متین دفتری میتوان به حضورش در بینال ونیز 1956 اشاره کرد. همچنین نمایشگاههای انفرادی متعددی در تهران (گالری سیحون و نگارخانه هنرهای نو) و خارج از ایران داشته است. لیلی متین دفتری نیز از جمله زنانی بود که در دورانی که موی کوتاه برای زنان تابوشکنی محسوب میشد، موهایی کوتاه داشت. از عکسهای او میتوان به انتخابهای ساده و بیدردسر در لباسهایش پی برد؛ مثل انتخاب رنگ مشکی و برشهای معمولی، دوری از شلوغی و استفادهی کمتر از اکسسوری
8.”سیمین دانشور”


سیمین دانشور (نویسنده و مترجم)، با نوشتن سووشون، صدای متفاوتی از نویسندگان زن را به ادبیات ایران معرفی کرد. او نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود و متأثر از حضور همسرش جلال آل احمد، از پیروان جریان انقلاب 57 نیز بود.
زنان در آثار سیمین دانشور معمولاً خانهنشین نیستند، بلکه برای ساخت آیندهی خود فعال و پویا هستند. این موضوع میتواند نشاندهندهی افکار فمینیستی او باشد. از عکسهای به جا مانده از سیمین دانشور، انتخابهای او در لباس مثل پیراهن ساتن در مهمانی و لباسهای ساده مانند کت و دامن با برش ساده برای روزمره را میتوان دید که نشاندهندهی تمرکز افکار او بر دوری از تجملات است.
9.”پوری بنایی”


پوری بنایی (بازیگر سینما)، در مشهد به دنیا آمده و یکی از چهرههای شناختهشدهی سینمای ایران پیش از انقلاب است. او اولین بار در سن 24 سالگی برای فیلم عروس فرنگی، به کارگردانی نصرالله وحدت جلوی دوربین رفت
پوری بنایی به عنوان یکی از معدود زنانی شناخته میشود که هم در سینمای هنری و روشنفکری حضور داشت، هم در فیلمهای اصلی و پرفروش. بازیاش، مخصوصاً در فیلمهایی مثل سلطان قلبها و قیصر، به او جایگاه خاصی در ذهن تماشاگران داد. او با کارگردانانی چون علی حاتمی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی همکاری کرد و بخشی از دوران طلایی سینمای ایران را شکل داد. بنایی در دوران اوج سینماییاش، استایلی منطبق با موقعیت شغلیاش داشت. او ستارهی سینمای دههی 50 بود و این در دامنهای کوتاه، لباسهای شب پر زرقوبرق، عینکهای بزرگ و استفاده از پترنهای ترند آن زمان مثل خال خالیهای بزرگ، پارچههای شلوغ گل گلی و طرحهای موج دار رنگارنگ دیده میشد.
10.”فروغ فرخزاد”



فروغ فرخزاد (شاعر، فیلمساز) یکی از چهرههای مهم و جریانساز شعر معاصر فارسی است. او در خانوادهای متوسط و نظامی به دنیا آمد و پدرش با خواندن شعرهای حافظ برای او فروغ را با دنیای شعر آشنا کرد. در دههی ۳۰، با مجموعههای شعرش وارد فضای ادبی ایران شد؛ فضاهایی که تا آن زمان مردانه و بسته بودند.
فروغ با زبانی بیپرده دربارهی احساسات، بدن، هویت و موقعیت زن ایرانی نوشت. اولین مجموعههایش (“اسیر”، “دیوار”، “عصیان”) هنوز متأثر از زبان کلاسیک بودند، اما از زمان آشنایی با ابراهیم گلستان و متأثر از او “تولدی دیگر” را نوشت و صدای پختهتری پیدا کرد؛ صدایی که بدون سانسور زنانگی را روایت میکرد. او کارگردان نیز بود، بعد از آشنایی با ابراهیم گلستان، در دههی ۴۰ به سینما علاقهمند شد و فیلم مستند “خانه سیاه است” را دربارهی جذامخانهی بابا باغی تبریز ساخت. با توجه به تصاویر، میتوان موهای کوتاه، لباسهای کوتاه و ساده، استفادهی بسیار کم از اکسسوری، به سر کردن روسریهای کوچک و استفاده از رنگهای خنثی مثل مشکی و خاکستری را از ویژگیهای استایل او دانست.
سخن آخر
زنان پیشگام ایرانی، در طول سالها، الهامبخش دختران جوان در نسلهای جدید بودهاند. دخترانی که برای حسِ قدرت در وجودشان، از افرادی چون فروغ فرخزاد و پروانه اعتمادی تأثیر میپذیرند. هنر و زن، همواره در تاریخ، دو موضوع پیچیده و درهمتنیده بودهاند؛ در ایران نیز این موضوع به شکل زیبا و اصیلی وجود داشته و دارد.














