«تد» سالهاست به عنوان یکی از معتبرترین رویدادهای جهانی شناخته میشود؛ رویدادی که رسالتش انتقال «ایدهها و تجربههای ارزشمند» است. رویدادهای Technology, Entertainment, Design یا به اختصار TED، از سال ۱۹۸۴ آغاز شدهاند؛ سازمانی غیرانتفاعی که با شعار Ideas Worth Spreading به انتشار ایدههای ارزشمند میپردازد و معمولاً سخنرانان در آن ۱۸ دقیقه برای ارائهی دیدگاههای خود زمان دارند.
نسخههای محلی مشابه این فرمت، با نام TEDx شناخته میشوند؛ رویدادهایی که به صورت مستقل در شهرهای مختلف و با مجوز TED برگزار میشوند؛ در حالی که ساختار، قواعد و فرم کلی مشابه تد جهانی را رعایت میکنند. سخنرانان در این رویدادها نیز معمولاً در حدود ۱۸ دقیقه فرصت دارند و اغلب روی دایرهی قرمز معروف ایستاده و از تجربهها و ایدههای شخصیشان حرف میزنند.

در ایران نیز نخستین رویداد TEDx در سال ۱۳۹۱ با عنوان TEDxTehran در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد؛ اما TEDxAlef که به صورت مستقل شکل گرفته و چندین بار در مشهد روی صحنه رفته است، این بار به تهران رسیده و برای اولین بار با محوریت فشن، در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ در دهکده نشاط زعفرانیه برگزار شد و شهرزاد عارفی کیوریتوراین رویداد بود.

برگزاری رویداد TEDXAlef تهران
محوریت این رویداد که جمعهی گذشته برگزار شد، صنعت مد و پوشاک بود. علاوه بر سخنرانان اصلی، مهمانان شناختهشدهای نیز حضور داشتند: مدیرانی از شرکتها و کارخانههای فعال مانند محمد خاضع (برند سارک)، شاهین فاطمی (برند درسا و نایبرئیس انجمن نشانهای تجاری)، نمایندگانی از انجمن نشانهای تجاری پوشاک ایران، رسانههای مختلف، همچنین بلاگرهای شبکههای اجتماعی و حتی هنرمندانی از دنیای موسیقی همچون سینا ساعی. انجمن نشانهای تجاری به عنوان یکی از شرکای اصلی این رویداد با TEDxAlef همکاری داشت و برنامه با سخنرانی علیرضا صفاری، رئیس انجمن برندهای تجاری، آغاز شد. محور اصلی TEDxAlef فشن تهران عنوان «جسورانه» بود؛ جایی برای طرح ایدههایی که از دل خلاقیت، خطرپذیری و رهایی از کلیشهها زاده شدهاند.

آغاز الهامبخشی؛ نگاهی به سخنرانیهای TEDxAlef
۱. نغمه کیومرثی- طراح لباس
لباس، بیکلامترین گفتوگوی انسانهاست.
نخستین سخنران این رویداد، نغمه کیومرثی، طراح لباس بود. او سخنانش را نه با روایت فنی از طراحی، بلکه با داستان زندگی و الهامهای شخصیاش آغاز کرد:
«من طراح لباس هستم، اما امروز قصد ندارم تنها دربارهی آن صحبت کنم. پیش از اینکه لباسهایم بر تن افراد قرار گیرند، قصههایم میان نخها جای گرفتهاند؛ درست مانند انسانها که در کنار هم هستند، اما در قالب یک روایت تنیده شدهاند. هر لباس، یک قصه و روایت است.»
کیومرثی بیش از ۲۰ سال است که در صنعت مد فعالیت میکند و حضور در نمایشگاههای بینالمللی متعددی را تجربه کرده است. او اما تأکید داشت که پشت رنگها و شور زندگی در آثارش، واقعیتی تلخ و پرچالش نهفته است. او از کودکیاش در ساری گفت؛ از مادری که در دو سالگیاش بر اثر سکته فلج شد و از مادربزرگی که الهامبخش او در مسیر خلاقیت بود:
«چارهای جز ادامه دادن نداشتم. مادربزرگم خیلی کمکم کرد. من طرح میکشیدم و او میدوخت. حتی از آدامسهای جویدهشده عروسک میساختیم و برایشان لباس میدوختیم. خلاقیت همان بازی کودکانهای بود که ادامه پیدا کرد تا روزی که اولین درز را در ۹ سالگی دوختم.»
کیومرثی از مسیر پر فراز و نشیب ورودش به هنر گفت؛ او خاطرهی ورودش به تهران در سال ۷۶ را بازگو کرد؛ زمانی که به تهران آمد و در حوزهی تبلیغات کار میکرد.
«من همیشه با لباسهای خودم به نمایشگاه میرفتم. خاص بودنم باعث شد خیلی زود بفهمم این مسیر و کار برای نمایشگاه نفت تهران چیزی نیست که بخواهم. پس تصمیم گرفتم بیزینسم را ترک و علاقهام را شروع کنم. اولین نمایشگاه لباسهایم را گذاشتم و با استقبال زیادی روبهرو شد؛ همانجا فهمیدم امضای من ترکیب سنت و مدرنیته است. »
او سخنانش را با پیامی الهامبخش به پایان برد:
«همهی ما یک امضا داریم. فقط باید آن را پیدا کنیم. از امضا داشتن نترسید، از خلاقیت نترسید. بزرگترین آدمها کسانی هستن که کوچکترین تأثیر را بر اطرافیانشان میگذارند … از امروز به لباسهایتان، قبل از پوشیدن، نگاه کنید و ببینید چه حرفی برای گفتن دارند.»

۲. مجید مظاهری- قائممقام مدیرعامل بانیمد
مسیر، اصالت و فرصتهای فشن
سخنران دوم مجید مظاهری بود؛ کسی که مسیر حرفهای خود را از جستوجوی کار در روزنامه آغاز کرد و با دیدن یک آگهی مرتبط با بازرگانی خارجی، فرصتهای تازهای در زندگیاش رقم خورد. او دربارهی نقطه عطف زندگیاش گفت:
«بعد از مصاحبهی دوم در این پوزیشن، به من گفتند باید به هند بروی. فکر هر جایی را میکردم جز هند، اما گفتم میروم. این سفر، نقطه عطف زندگیم بود.»
او ادامه داد که حضور در هند و سپس همکاری با کشورهای خارجی، برایش تجربهای ارزشمند بود. مظاهری تأکید کرد که با شناخت صنعت و استارتاپهایی مانند دیجیکالا و اسنپ، دیدی تازه نسبت به بازار و کارآفرینی پیدا کرد.
«در کودکی، خارج از کشور بزرگ شدم، اما فشن برای من تنها مانکن پشت ویترین و لوگوهای بزرگ نبود. فشن برای من بوی خانهی مادربزرگ و اصالت، امنیت و دلتنگی میداد؛ مثل بوی نان تازه در تنورهای تهران، یا ابریشم گیلان و ترمهی کرمان؛ ارزشمندترین چیزها در زندگی ایرانیها.»
او با اشاره به اهمیت اصالت و پشتکار در برندها گفت:
«همهی برندهای بزرگ دنیا مثل آرمانی و شنل، سادگی و اصالت را اولویت قرار دادهاند، نه هیاهو و تجملگرایی.”متفاوت بودن“ در کنار ”اصالت” میتواند ترندها را تغییر دهد؛ چیزی که تاریخ ما دارد و دنیا به دنبال آن است.»
مجید مظاهری همچنین به صنعت فشن ایران و ارزش اقتصادی آن اشاره کرد:
«امروزه صنعت فشن به اندازهی صادرات نفت یک کشور ارزش دارد. ما در بانیمد قصد داریم با حفظ اصالت این صنعت، یک قدم به جلو برداریم و رشد اقتصادی ایجاد کنیم. پلتفرم ما ویترین مشترکی برای برندها و ترندهای مختلف ایجاد میکند؛ کاری که پیشتر بر عهدهی مجلات مد و فشن بود.»
او سخنانش را با یک پیام انگیزشی پایان داد:
«امید داشته باشیم؛ میتوانیم با این صنعت، حتی به اندازهی صادرات نفت، در کشورمان ارزشآفرینی کنیم.»

۳. عرفان تهذیبی- همبنیانگذار برند آرتمن (Artman)
اعتماد، شجاعت و بنیان مشترک
سخنران سوم، عرفان تهذیبی بود و صحبتهایش حول اهمیت اعتماد و باورهای مشترک شکل گرفت. او سخنانش را با یک داستان آغاز کرد:
«شب کریسمس ۱۹۱۴، در جریان جنگ جهانی اول، سربازان در خط مقدم اسلحهها را کنار گذاشتند، جنازهی دوستانشان را دفن کردند و کریسمس را تبریک گفتند و آواز خواندند. این اتفاق نشان میدهد که باورها و ارزشهای مشترک میتوانند انسانها را گرد هم آورند.»
تهذیبی تأکید کرد که اعتماد، پایهای اساسی در هر ارتباط انسانی و صنعتی است:
«اعتماد یک حس انسانی و تجربهای بدیهی است. شاید ساده به نظر برسد، اما پیچیدهترین مفاهیم فلسفی و اخلاقی را در خود دارد. اعتماد یعنی وقتی تصمیم میگیریم به دیگری تکیه کنیم، ریسک میکنیم؛ ریسکی که نیازمند شجاعت است.»
او به وضعیت اعتماد در ایران اشاره کرد و گفت:
«در ایران، تنها ۸ درصد اعتماد وجود دارد؛ این وضعیت نگرانکننده است. اعتماد از دل باورهای مشترک شکل میگیرد و برای پیشرفت در هر صنعت، لازم است ابتدا این باورها را بسازیم. اگر محیطی قابل اعتماد ایجاد کنیم، افراد جسورتر میشوند و میتوانند کشف کنند و حتی با شکست روبهرو شوند، اما به حرکت خود ادامه دهند.»
تهذیبی سخنانش را با یک پیام انگیزشی و نتیجهگیری قدرتمند به پایان رساند:
«اعتماد ستون نامرئی هر جامعه است؛ اگر فرو بریزد، همه چیز نابود میشود. اما اگر درست بنا شود، شجاعت، خلاقیت و امید را پرورش میدهد. همانطور که سربازان کریسمس ۱۹۱۴ اعتماد کردند و کار بزرگی انجام دادند، ما نیز باید شجاعت اعتماد داشته باشیم تا بتوانیم با همکاری و باورهای مشترک، آیندهای بهتر بسازیم.»

۴. بنفشه همتی- بیانگذار استودیو دیزاین بنفشه و پژوهشگر فلسفهی هنر
فرم، اندیشه و پایداری در فشن
بنفشه همتی در سخنرانی خود، بر پایداری فرم و اندیشه در طراحی فشن تمرکز داشت. او با اشاره به پروژههایش گفت:
«خلق آثار برای من به معنای ایجاد اشیایی است که Timeless هستند و مفهوم خود را در طول زمان حفظ میکنند. این آثار در تضاد با فشن مصرفی و تولید سریع قرار دارند و سوالی که مطرح میکنم این است: آیا میتوان بیزمانی را در فشن، با نگاه پایدار (sustainable)، به نمایش گذاشت؟»
او ادامه داد که در بحث پایداری، معمولاً توجه به دوام متریال و کاهش کربن مهم است، اما تمرکز او بر پایداری فرم است، فرمی که وابسته به اندیشه و روایتهای تاریخی باشد. بنفشه همتی تاریخ دیزاین را از رنسانس تا دوران معاصر مرور کرد و توضیح داد که رنسانس و کشف پرسپکتیو چگونه دید انسان به جهان را دگرگون کرد و هنرمندان را قادر ساخت مسائل را از نگاه خود ببینند.
در دورهی پستمدرن، نگاه به فرم تغییر کرد: فرم عامل ارتباط شد و ابعاد روانشناختی و احساسی وارد طراحی شدند. همتی سپس به اندیشه در دیزاین معاصر و تلفیق سنت و مدرنیته اشاره کرد:
«در استفاده از نقوش اسلامی و سنتی، تنها تزیین بدون محتوا کافی نیست. فرم اولیه باید بازتعریف شود و به گونهای طراحی شود که حس و تجربهای نو خلق کند. ما میتوانیم از اندی وارهول، کوکو شنل و دیگران الهام بگیریم که با توجه به عملکرد، فرم را تغییر دادند.»
او نمونههایی از پروژههای خود را نیز معرفی کرد. پروژهی “رد غیاب” و آثار جواهرسازی و مجسمهسازی که فارغ از سن و جنسیت طراحی شده بودند و اینستالیشنهای مکانمحور ویژهی نمایشگاه DIFC دبی که از هر زاویهای، شکلی متفاوت دارند و با حداقل دورریز مواد درست شده است. همتی سخنانش را با تأکید بر ایجاد یک رنسانس ایرانی و درک درست از تاریخ و مسیر طراحی به پایان رساند:
«ما پیش از دیزاین ایرانی به رنسانس ایرانی نیاز داریم. ما تا زمانی که نخواهیم جهان را جور دیگری ببینیم، نمیتوانیم مسیر دیزاین را به جلو ببریم.»

۵. ثنا خالصی- بیانگذار کُمُدا
جسارت، رنگ نجاتدهنده و رهبری در مسیر شخصی و حرفهای
ثنا خالصی در سخنرانی خود، مسیر حرفهای و شخصیاش را با تمرکز بر خلاقیت، خودشناسی و رهبری شرح داد. او گفت که مسیر کاریاش ابتدا با فعالیتهای متنوعی، از گرافیک و شعر گفتن تا کپیرایتینگ آغاز شد، اما مسیرش با خلق پلتفرم کمدا تغییر کرد؛ پلتفرمی که به زنان امکان میدهد به کمدهای یکدیگر سر بزنند، مد پایدار را رواج دهند و سبک زندگیشان را با هم به اشتراک بگذارند.
«وقتی مدیرعامل شدم، حس کردم باید رفتار متفاوتی داشته باشم و استایل شخصیام تغییر کرد. بیشتر رنگهای تیره و جنگنده انتخاب میکردم، اما روزی رسید که وقتی به ته کمدم نگاه کردم، یک کفش صورتی دیدم و یادم افتاد این رنگ، رنگیست که دلم نمیخواهد کسی آن را در من ببیند.»
خالصی توضیح داد رنگ صورتی که همیشه سعی در پنهان کردن آن داشت، نماد انرژی زنانهاش بود و حتی در دوران سخت زندگیاش، ناجی او شد.
ثنا همچنین دربارهی دایرهی راهبردی صحبت کرد و گفت:
«برخی خصوصیات رهبران از اصالت میآید و برخی از ترس یا ضعف. من میخواستم مدیرعامل خوبی باشم، اما نمیدانستم که کمالگرایی و فشار بیش از حد میتواند ضعف ایجاد کند. رهبر خوب کسی است که جسارت خود بودن، تعادل، خونسردی، تواضع و هوش بین فردی را حفظ کند تا تیمش بتواند بهتر عمل کند.»
او اشاره کرد که تحقیقات (Harvard Business Review (HBR نشان میدهد اقتدار، اعتبار و ظاهر سه ویژگی مشترک بین رهبران موفق است. طبق صحبتهای او، در ده سال گذشته عناصر اقتدار و اعتبار مدیرعاملان بدون تغییر بوده در حالی که ظاهر مدیران به خصوص بعد از کرونا به شدت تغییر کرده است. ثنا خالصی، صحبت دربارهی تجربهی شخصی خود را با رنگ صورتی و نقش آن در حفظ امید و انرژی مثبت در زندگیاش به پایان رساند:
«رنگی که ته کمدتان پنهان کردهاید، ممکن است نجاتبخش شما باشد؛ مثل صورتی که مرا از افسردگی نجات داد. شما ته کمدتان چه رنگی را قایم کردید؟»

۶. پرستو نباتی- سردبیر مجلهی مد و فشن کمد سارک و نویسندهی مجلهی bof
جسارت، استمرار و توان «نه» شنیدن
پرستو نباتی در سخنرانی خود، داستان مسیر شخصی و حرفهایاش در صنعت فشن را بیان کرد و تأکید داشت که خلاقیت و استمرار، کلید موفقیت در این مسیر هستند. او گفت که از ۵ سالگی در دنیای فشن غرق شده بود و به دلیل نگرش سنتی خانواده، علاقهاش به ظاهر و مد در ابتدا با محدودیت مواجه شد و از این رو خودش را یک گناهکار معرفی کرد.
«من یک گناهکار ایرانی بودم؛ در خانوادهای که همه اهل درس بودند، من به ظاهرم اهمیت میدادم. اما فشن برای من راهی برای ابراز خود، یک شیوهی مبارزه و بیانی برای خلاقیت بود. علاقهام به نوشتن -از شعر تا خاطرهنویسی و تحلیل کتابهایی که میخواندم- تا بسکتبال -به عنوان یک ورزش و بازی گروهی-، به من قدرت و جسارت میداد.»
پرستو نباتی ادامه داد که مسیر حرفهایاش با ورود به دانشگاه و رشتهی مورد علاقهاش تغییر کرد و با تعامل با مدیران پیشرو، فرصتهای تازهای برای ورود به صنعت فشن پیدا کرد:
«با حمایت همسرم، از روز اول دانشگاه کارم را شروع کردم، چندین شو شخصی برگزار کردم و با برندهای مختلف همکاری کردم. دیدار با مدیران پیشرو مانند آقای محمد خاضع باعث شد بفهمم فشن تنها صنعت نیست، بلکه صداییست که باید شنیده شود. با این تفکر، از سال ۲۰۱۷ مجلهی کمد سارک کار خودش را شروع کرد.»
پرستو نباتی بر این باور است که همانطور که هیچ انسانی در قالبهای آماده و ازپیشتعیینشده جا نمیشود، فشن هم نیازمند بستری آزاد برای روایتگری است. از اینرو، لزوم شکلگیری «هفتهی مد» در ایران بیش از پیش احساس میشود؛ رویدادی که تنوع هویتها و نگاهها را نمایش میدهد. او همچنین بر اهمیت فشن ژورنالیسم نیز تأکید کرد؛ چرا که تنها از مسیر نقد، روایت و مستندسازی حرفهای است که فشن میتواند به بلوغ برسد و جایگاه واقعی خود را پیدا کند. او دربارهی تلاش و استمرار در مواجهه با موانع بینالمللی توضیح داد:
«به تمام مجلات و برندهای جهانی ایمیل و حتی زنگ زدم و پاسخها اکثراً منفی بود، اما هرگز دلسرد نشدم. حتی وقتی سردبیر نیویورک استایل پاسخ منفی داد، باز هم ادامه دادم و در نهایت موفق شدم با بلاگرهایی مثل حنان بزوویچ و عکاسان بینالمللی مثل عکاس نیویورکتایمز ارتباط برقرار کنم و ۵ فشنشو را در هفتهی مد میلان، از نزدیک ببینم … زمان و استمرار، عامل اصلی موفقیت است؛ فرصتها تنها وقتی که زمانش رسیده باشد به دست میآید و اگر سریع عمل نکنی، از دست میروند.»
سردبیر مجلهی کمد سارک سخنان خود را با پیام الهامبخش و انگیزشی به پایان رساند:
«من نخستین کسی بودم که در مجلهی BOF مطلبم را منتشر کردم، اما آخرین نفر نیستم. ما نباید از شروع کردن و جسارت برای دنبال کردن رویاهایمان بترسیم. استمرار، خلاقیت و جسارت، کلید فتح هر مسیر است. و در آخر میگوید که از نه شنیدن نترسید!»

۷. کیمیا صالحی- همبنیانگذار پلتفرم آستین
تابآوری و بازآفرینی در فشن
کیمیا صالحی در سخنرانی خود به هنر تبدیل ضعف به زیبایی و مفهوم تابآوری پرداخت و گفت که هنر کینسوکی ژاپنی، الهامبخش سخنرانیاش بوده است؛ هنر بازسازی ظروف شکسته با طلا که بعد از جنگ جهانی دوم در ضعیفترین حالت کشور ژاپن شکل گرفت. او توضیح داد:
«در ژاپن، وقتی چیزی میشکند، به جای آنکه آن را دور بیندازند، با طلا ترمیم میکنند. این ترکها به جای ضعف، زیبایی خلق میکنند. تابآوری به معنای پنهان کردن ضعف نیست؛ بلکه تبدیل ضعف به زیبایی و بازآفرینی آن است.»
کیمیا صالحی این مفهوم را به مسیر صنعت فشن ایران و پلتفرم آستین پیوند داد:
«تابآوری فقط صبوری یا اقتدار نیست؛ یعنی بازآفرینی مداوم و انعطافپذیری. در ایران، از مواد اولیه تا اقتصاد، هر روز با چالشهایی مثل کرونا، تحریم، فیلترینگ و مشکلات بازار مواجه بودیم. بارها به خودمان گفتیم نمیتوانیم ادامه دهیم، اما دوباره شروع کردیم. هنرمندان و تیم ما از دل محدودیتها جسارت و خلاقیت میآورند و مسیرهای جدید خلق میکنند.»
او تأکید کرد که بازآفرینی با حفظ هویت ایرانی اهمیت دارد:
«ما تقلید نمیکنیم، بلکه هویت ایرانی خودمان را بازآفرینی میکنیم و تولید را به شکل اصیل و خلاقانه ادامه میدهیم. تابآوری، قدرت و مقاومت نیست، بلکه توانایی بازآفرینی است.»
صالحی سخنان خود را با پیامی الهامبخش برای مخاطبان به پایان رساند:
«شجاعت یعنی انعکاس خودت و تعلق داشتن به آن. هر اثری که خلق میکنیم، بخشی از هویت ماست و با استمرار و تابآوری، مسیر ما شکل میگیرد.»

۸. نامی صنعتی- موسس اولین لابراتوار عطرفاین و بنیانگذار برند عطر نامی صنعتی
استمرار، خلاقیت و ساخت ایران
نامی صنعتی در سخنرانیاش، به روایت مسیر حرفهای و روند شکلگیری برند خود پرداخت. او بر اهمیت استمرار، تولیدات داخلی (ساخت ایران) و داشتن خلاقیت در مواجهه با محدودیتها تأکید کرد و گفت:
«ما هیچوقت از یک ثانیه بعد خبر نداریم و در شرایط امروز، باید با همین وضعیت کار کنیم. از دوران کرونا تا امروز، تمام افرادی که اینجا حضور دارند با هم تلاش کردند تا پازل ساخت ایران کامل شود. قبلاً نگاهها و اعتمادها به این حوزه محدود بود، اما امروز با زحمات جمعی، وضعیت بسیار بهتر شده است.»
او مسیر شخصی خود را شرح داد:
«وقتی دانشجو بودم، کارهای مختلفی انجام دادم؛ از فروشندگی در شعبهی تامی هیلفیگر تهران تا عکاسی فشن. سپس تصمیم گرفتم در حوزهی مورد علاقهام، یعنی فشن و عکاسی، فعالیت کنم و زیرساخت برندهای ایرانی را به سطح برندهای خارجی نزدیک کنم. با تلاش و ارتباط با افراد مختلف، تجربهی زیادی کسب کردم، اما رویای بزرگتری داشتم و میدانستم باید از این حوزه فاصله بگیرم.»
او دربارهی شکلگیری برند نامی صنعتی توضیح داد:
«رویای من این بود که دنیا را تحت تأثیر خلاقیت ایرانی قرار دهم. بدون سرمایه و سابقه شروع کردم و علم و هنر عطرسازی را یاد گرفتم. الهام از اقلیم و فرهنگ ایران باعث شد الگوی رایحههایم شکل بگیرد و با زندگی شخصیام ترکیب شود. عطرهایم محصول استمرار و خلاقیت است.»
او سخنان خود را با یک پیام انگیزشی به پایان رساند:
«برای خلق یک چیز جدید، لازم نیست همیشه سرمایه یا تجربه و حتی علم کافی داشته باشیم؛ باید وارد مسیر شد، یاد گرفت و استمرار داشت. کنار هم میتوانیم از سختیها عبور کنیم و خلاقیت و هویت ایرانی را در سطح جهانی به نمایش بگذاریم. برای من ساخت ایران یعنی ما»

تداکس الف تهران با محوریت فشن، نمایشی از خلاقیت، جسارت و تابآوری ایرانی بود. هر سخنران با تجربهی شخصی و حرفهای خود، نشان داد که موفقیت در فشن تنها به استعداد و مهارت محدود نمیشود، بلکه به جسارت، استمرار و توانایی بازآفرینی از دل محدودیتها وابسته است. از نغمه کیومرثی که هر لباس را قصهای زنده میداند تا پرستو نباتی و کیمیا صالحی که با پشتکار و تابآوری مسیرهای نو خلق میکنند؛ همه بر این باور بودند که خلاقیت زمانی ارزشمند است که با اصالت، هویت و استمرار همراه باشد. این مراسم نهتنها الهامبخش افراد حاضر بود، بلکه نمایانگر پتانسیل صنعت فشن ایران برای تبدیل شدن به یک نماد جهانی بود. شما چطور؟ جسارت دنبال کردن ایدههایتان را دارید؟



























