وقتی نتهای موسیقی، زیر نور موضعی یک صحنهی کنسرت در حال درخششاند، خواننده، نوازندگان و حتی پرفورمرهای در حال هنرنمایی، برای هر طرفدار موسیقی همچون ستارهای دستیافتنی به نظر میرسند؛ اما آنچه این جو پرشور را در یک کنسرت موسیقی میسازد، فارغ از ماهیت پرشور خود موسیقی، نورها و لباسها هستند. طراحی و انتخاب لباس در یک کنسرت همانقدر اهمیت دارد که انتخاب قطعات موسیقی. داماهی، یکی از بهترین بندهای موسیقی داخلی است که همیشه با لباسهایی هوشمندانه و جذاب روی استیج حاضر شده و این نکته را در لباسهای روزمره و عکس جلد روی آلبوم نیز در نظر گرفته است. در این مطلب به بررسی لباسهای این گروه موسیقی میپردازیم.

طراحی لباس کنسرت، یک امر فراموش شده
صحنه نمایش بهترین فرصت برای دیده شدن یک لباس است و صحنه چیدهشده یک کنسرت دست کمی از صحنههای نمایشی ندارد. چه بسا به جهت دامنهی مخاطبان گسترده و فراگیرتر بودن موسیقی، دست طراح لباس بازتر است و قدرت بیشتری برای ترتیب دادن نمایشی پرزرقوبرق از لباسها دارد؛ اما قبل از هرچیز لباسهای یک خواننده به هویت بصری او به عنوان یک آرتیست کمک میکنند و این نشاندهندهی اهمیت طراحی لباس در کنسرتها و تورهای موسیقی است.

لباسهای جنگجو و شخصیتمحور مدونا در تور «قلب شورشی»، کت و شلوارهای مایکل بوبله و حتی استایلهای کژوال کولدپلی و ایمجیندراگنز، شامل یک فرآیند طراحی چندمرحلهای پیچیده و مشترک است که به اندازهی ساخت یک لباس ابرقهرمانی جذابیت دارد. این فرآیند گاهی در طراحی لباس کنسرتهای داخلی ایران فراموش میشود و حتی اگر در نظر گرفته شود، به قدری از مفهوم اصلی دور است که بیشتر به ایجاد فاصله بین مخاطب و آرتیست دامن میزند.

گروه موسیقی داماهی، متولد گرمای جنوب
گروه داماهی در سال 1393 تأسیس شد. این گروه با همراهی تیم فیلمسازی «دو-ر-می-فا-صلح» در جامجهانی 2014 برزیل و اجرای کنسرت در شهرهای این کشور، توانست به محبوبیت دست پیدا کند و به محض بازگشت به ایران با دامنهی مخاطبان جالبی مواجه شد. گروه داماهی که اولین آلبوم خود به نام داماهی را در 1394 منتشر کرد، از ابتدای مسیر سعی در تلفیق المانهای موسیقی محلی ایرانی دارد و این رویکرد به خوبی در طراحی لباس این گروه نیز قابل مشاهده است. موسیقی آنها که در دستهی موسیقی ملل قرار دارد، از دل هرمزگان و جزیره هنگام و در واقع سفر رضا کولغانی، خوانندهی این گروه، به این منطقه متولد شده است. داماهی، علاوه بر گروه جوان و مستعد خود، از هنرمندان شناختهشدهی محلی نیز در تولید آثار خود استفاده کرده است که این انتخابها، اصالت را در این موسیقی به نمایش میگذارد.

بازتاب نقوش ساحل بر پارچه ها
لباسهای کنسرتهای داماهی، عموما مملو از نقوش و پترنهای سنتی است. نقوش هندسی، گیاهی، مثلثی و لوزی که هرکدام معانی مشخصی دارند و طراح لباس، آنها را هوشمندانه انتخاب کرده است؛ مثلا در بررسی نقوش مثلثی و لوزیوار که از دل جنوب ایران سر برآوردهاند میتوان به ریشهی ساسانی آنها اشاره کرد. مثلث متساویالاضلاع که بیانگر الوهیت، هماهنگی و تناسب در طبیعت و هستی است و عدد باستانی و مقدس سه را تعریف میکند. لوزیها از کنار هم قرار گرفتن چهار مثلث شکل میگیرند؛ چهار مثلثی که نماد چهار عنصر اصلی طبیعت یعنی زمین، آب، هوا و آتش هستند.. اما این تمام چهرهی داماهی نیست. در تاریخچهی کوتاه پوششی این گروه، لباسهای روزمره و مدرن و کژوال نیز دیده میشوند. جوانان این گروه، فاصلهی زیادی با جوانان شیکپوش و سادهپوش معمولی ندارند و به خوبی مرز بین آرتیست بودن و مردمپسند بودن را رعایت میکنند.

اولین کنسرت
داماهی از اولین کنسرت خود در مهرماه 1393 در بندرعباس، سادگی و در عینحال به رخ کشیدن نقوش سنتی را به خوبی ترکیب کرده و همچون موسیقی ترکیبی خود در اختیار مخاطب قرار میدهد. در این کنسرت، کولغانی خواننده و موسس گروه، جلیقهای مشکی با خامهدوزی سنتی مثلثی و شبیه به آینهدوزی پوشیده بود؛ نوازندهی ساز کوبهای لباس سنتی مردمان هرمزگان را به تن دارد و گیتار الکترونیک در دستان مردی نواخته میشود که تیشرتی پر از طرحهای چاپی یادآور ایران کهن به تن کرده است.


آخرین کنسرت
آخرین کنسرت این گروه در 20 نوامبر امسال در فستیوال جاز لندن برگزار شد و لباسهای این گروه در این اجرا، به زیبایی زیر نورپردازی گرم درخشیدند. پالت سیاه و سفید و سادهی گروه، پیراهن یقه هفت و صدفی کولغانی را از بقیه متمایز کرد؛ پیراهنی که همراه با حرکات نرم بدن او روی موج موسیقی میرقصید. لباسهای داماهی در این کنسرت، همچون دیگر اجراهایشان، بیادعا رخ نمودند و در عین خونسردی، جذاب دیده شدند.


صدف تحویلدار، طراح لباس داماهی
صدف تحویلدار متولد 1355 لندن و فارغالتحصیل طراحی صحنه و لباس تئاتر است و به همین جهت، درک درستی از صحنهی نمایش دارد. او با تحصیل در تئاتر، به دانشی کافی در حوزهی اسطوره و نقوش دست یافته و به همین دلیل، در به کارگیری این نقوش از مهارت بالایی برخوردار است. صدف تحویلدار زاده، که در کارنامهی خود در کنار کار با موسیقیدانان، با بازیگران تئاتر و دیگر هنرمندان نیز همکاری داشته، همیشه در آثار خود علاقهی شخصیاش به موسیقی و رقص و تئاتر را به نمایش گذاشته است؛ به طوری که نشانههای این علایق را میتوان در تمام مجموعههای او پیدا کرد. نقوشی که در جزئیات، سادگی لباسهای تحویلدار را منقش کردهاند به گونهای امضای او هستند.


طراحی لباس کنسرت، چگونه و چطور؟
آریان فیلیپس، طراح لباسی که بیش از هرکس با مدونا همکاری کرده است، طراحی لباس کنسرت را فرصتی برای درخشش ایدهها و به نمایش گذاشتن تعابیری که در کنار موسیقی معنا پیدا خواهند کرد، توصیف میکند؛ اما پروسهی این طراحی چگونه است؟ فیلپیس در مصاحبه با fashionista.com عنوان کرده است که همچون دیگر پروسههای خلق، ایدهها ابتدا روی کاغذ نوشته میشوند، سپس هنرمند طراح آنها را به تصویر درمیآورد و در اختیار سرپرست گروه موسیقی قرار میدهد تا طرحها تصویب شده و جامهی عمل بپوشند.

ایده پردازی و انتخاب مفاهیم
نکتهی مهم در همان ابتدای ماجرا و ایدهپردازی مقدماتی است. اینکه چه مفاهیمی باید در نظر گرفته شوند و چه نقوش و پارچههایی باید در کنار هم قرار بگیرند، نکتهای است که هوشمندی و دانش میطلبد. علاوه بر این، باید جامعهی مخاطبان را نیز در نظر گرفت؛ اینکه یک کنسرت در میلان، پایتخت فشن، نیویورک شهر همیشه بیدار یا پاریس پر از توریست برگزار شود قطعا اتمسفر و طراحی متفاوتی از یک کنسرت در محلی سنتی دارد و در نظر گرفتن این تفاوتهاست که طراحی لباس کنسرت را ارزشمند میکند.

هرچند که استخوانبندی این پروسه، احتمالا در تمام جهان فشن یکسان است؛ اما قطعا در جزئیات تفاوتهایی نیز وجود دارند. برای مثال باید این احتمال را در نظر گرفت که گروه موسیقی با اطمینان کامل به طراح بدون هیچ چون و چرایی از صفر تا صد پروسهی طراحی و تولید را به او سپرده و اثر نهایی را میپوشند.

مد آرتیست، مانیفستی برای استایل
هری لمبرت، طراح استایل هری استایلز خوانندهی انگلیسی، معتقد است که مد یک آرتیست، وسیلهای برای بیان افکار اوست؛ خصوصا وقتی آرتیست تن به مصاحبه و گفتگو با نشریهها ندهد، این لباسها و استایل او هستند که به جای او صحبت میکنند. شیوهی الهام گرفتن داماهی از فرهنگ و سنت اقلیمهای ایرانی نه تنها با موسیقی او بر مخاطب تأثیرگذار است، بلکه در لباسهایش نیز مخاطب را به گرمای جنوب و رهایی امواج دریا میبرد. اگر اینطور در نظر بگیریم که آرتیست، نسبت به تأثیری که بر مخاطب دارد مسئول است، باید گفت که داماهی تا اینجای کار به خوبی از پس این مسئولیت برآمده است .


داماهی، آرمان شهری از نت ها
در افسانههای جنوب ایران آمده که داماهی، ماهی عظیمالجثهای است که زیستگاهش خلیج فارس است و در دل خود، آرمانشهری برای همگان داشته است. امروز محلهای قدیمی در بندرعباس نیز همین نام را دارد.
گروه موسیقی داماهی جوان است اما جویایی نامش را در کوچههای موسیقی فولکلور پنهان کرده و با قدمهای پیوسته و آهسته، خود را در دل مخاطبان جا کرده است. داماهی خود با رویکرد تلفیقیاش شبیه آرمانشهری از نتها شده است؛ آرمانشهری که جا برای تلفیق همهی آوازها دارد و به خوبی صحنه را برای این نتها باز میکند.











